غضب «سلطان»!

karikator-ghodratارژنگ بامشاد
جام زهری که به سلطان ولایت خورانده شد، بتدریج اثر می کند. دولت «اعتدال و توسعه» و متحدانش خنده های مستانه سر می دهند و سهم بیشتری طلب می کنند. معامله گران غرب و شرق، از راه می رسند تا در فضای پس از تحریم، از قافلۀ «کسب و کار» عقب نمانند و حضورشان بر وزن دولتیان می افزاید و بر خشم سلطان نیز. و مردم، با دور شدن ابرهای تیره جنگ و هیولای مرگبار تحریم، امید به نفس کشیدن و زندگی در شرایط کم فشارتر را انتظار می کشند و با چشم های باز و گوش های تیز، راه های دورخیز را در ذهن خود مرور می کنند. صدای خنده های مستانۀ رقیبان و صدای پای مردم، خواب سلطان را آشفته و بر غضب سلطان افزوده است. به خواندن ادامه دهید