آیا یک کمونیست می تواند در مرگ یک «فقیه عالیقدر» آهی بکشد؟

از آنجا که موضع گیری رفیق شالگونی را اقدامی شجاعانه و سنت شکنانه می دانم که بر گره ای ترین نکته مبارزه سیاسی یعنی وفاداری بی شائبه به حرمت انسانی و حساسیت به رنج و درد آنها، انگشت می گذارد، این متن را در اینجا می آورم. ارژنگ

قبل از هر چیز باید اعتراف کنم که من یک کمونیست هستم و به آن کلام بزرگ کارل مارکس که «دین افیون مردم است» ، از ته دل و به همان معنایی که او می گوید ، باور دارم. این را همچون «اشهد» خودم دارم می گویم تا تکلیف خودم را با همه روشن کرده باشم. ولی همچنین باید اعتراف کنم که در مرگ آیت الله منتظری از ته دل عزادارم. و یادتان هم باشد که این اصطلاح «آیت الله» را هم عمداً به کار می گیرم.
دنباله مطلب را در اینجا بخوانید