شعری به ياد شهيد ترانه موسوى

از موسی

عجب اسلام نابى اى جماعت
كه رو دستى زند بر هر جنايت
كند حمله به مردم در خيابان
ترانه را بگيرد در اسارت

برد او را به مخفى گاه خوكان
بنام حق كند با او اهانت
كنندش بارها جمعى تجاوز
خيانت پيشه گا ن بى وقاحت

كنندش پاره هم مقعد رحم را
به قصد قربت و قصد عبادت
زنند آتش تن بى جان او را
كه گيرند از وى امكان شهادت

بنازم اطلاعاتى بسيجى
كه تعليمت بداده اين جنايت
كه گفته خود فروشى اينچنين كن
بكن بى آبرويى سهل و راحت

بهانه كن بكن هر هرزه گى را
به نام دين و آيين و ديانت
ببين فقه ريا با ما چه كرده
چه كرده قوم پستى و رذالت

به نام دين و آيين اين سپاهى
كند انواع ظلم و قتل و غارت
زند او مردمان با آن سلاحى
كه دارد آن هم از ايشان امانت

سلاحى كو از آن بايد بكرده
ز جان مردمان خود حفاظت
كه كردت اينچنين بيمار و وحشى
گرفتت مهر و دادت اين قصاوت

كه گفته خون مردم را بريزى
شوى مأمور معذور شقاوت
كه گفته كارد زن آن جمعيت را
كه حق گويست و ميجويد عدالت

كه گفته مردمان را كن تجاوز
كدامين خصم دادت اين خباثت
كه گفتت خرد كن اموال ملت
بشو مزدور اجراى خسارت

بترس از روز، كاين شب سر بيايد
بترس از جان و مال و سود و مايت
شود سيل اين جماعت ناگهانى
نجاتت كى دهد فقه و ولايت

بگفتم من ترا اينگونه ساده
نگويى كس نكردت يك اشارت
فرستادم ترا اين سوره ها را
بكردم فارسيت اين بار آيت

نگويى كور و كر بودى و نادان
نگويى كس نداده يك ندايت
زدم در بوق و كرنا تا نگويى
نكرده كس ترا اصلا صدايت

اگر چه آب تو از سر گذشته
درت را ميزند بشنو بلايت
نميدانم چه زهرى دارد اينبار
چگونه ميكند ملت شفايت

موسى
به ياد شهيد ترانه موسوى

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s