به پیام جنبش مردمی گوش فرا دهیم

با ارژنگ بامشاد فعال سیاسی چپ خوانندگان سایت آشنائی دارند. تا کنون ده ها مطلب و تحلیل سیاسی از ایشان در گزارشگران منتشر شده است. هم اکنون فرصتی مهیا شده است که ضمن قدردانی از زحمات ایشان با او گفتگوئی داشته باشیم
ارژنگ عزیز خوش آمدی

گزارشگران ـاگر مایلی برای آشنائی نزدیکتر خوانندگان با شما خود را معرفی کنید

بامشادـ من از فعالین سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) هستم که از ابتدای تأسیس، در فعالیت های مشارکت داشته ام.

گزارشگران ـ جنبشی با خودویژگی های بسیار از حدود سه ماه قبل اغاز شده است و همراه با فراز و نشیبهائی اما هم چنان جاری است. در صورت امکان در این مورد سخن آغاز کنید؟
بامشاد ـ جنبش مردم ایران، که در ابتدا جنبشی برای شرکت در انتخابات و تأثیرگذاری از آن طریق بود، پس از تقلب و کودتای انتخاباتی، از فرصت پیش آمده بهره برداری کرد و به یک جنبش اعتراضی و مطالباتی فعال تبدیل شده است. جنبش مردمی که از شکاف در میان بالائی ها به خوبی سود جسته است، هر چند در ابتدا برای بازپس گیری آرای دزدیده شده ی خود وارد عمل شد و تظاهرات میلیونی 25 خرداد 88 را سازمان داد، حالا شعار «مرگ بر دیکتاتور» که بیان نفی ولایت فقیه است را به شعار محوری خود تبدیل کرده است. نگاهی به شعارهای روز قدس نشان می دهد که خواست های مردم، چهارچوب های حاکمیت دینی را هدف گرفته است و خواهان جدائی دین از حکومت شده است. جنبش کنونی مردم ایران، حول خواست های سرکوب شده ی انقلاب بهمن یعنی خواست آزادی، برابری و حق تعیین سرنوشت مردم، خود را سازمان می دهد. از این رو جنبشی اسست که به تدریج از تلاش برای اصلاحات فراتر می رود ودر راستای دگرگونی های عمیق در ساختار سیاسی و اجتماعی کشوردر حرکت است. واقعیت این است که جنبش اصلاحات، جنبشی است که تجربه ی حاکمیت اصلاح طلبان به دلیل ساختار حکومتی و قدرقدرت بودن ولی فقیه نشان داده است، امکان تحقق نداشته و ندارد. هر چند اصلاح طلبان در حوادث و تحولات کنونی نقش آفرین نیز باشند.

گزارشگران ـ جنبش سبز چگونه جنبشی است و نیروهای دخیل آن کدامند؟

بامشادـ آن چه امروز به نام جنبش سبز معروف شده است، جنبش اعتراضی و مطالباتی مردمی است که پس از انتخابات شکل و شمایل روشنی به خود گرفته است. در دوره تبلیغات انتخاباتی بخشی از جوانان وابسته به ستادهای میرحسین موسوی به او پیشنهاد کردند که رنگ سبز را به عنوان نماد مبارزات انتخاباتی خود انتخاب کند. او نیز چنین کرد. گسترش تبلیغات انتخاباتی این نامزد ریاست جمهوری، پس از آن که کودتاچیان با تقلب آشکار، از اعلام آرای او امتناع کردند، با مقاومت و اعتراض او روبرو شدند. مقاومت و اعتراض او به تقلب انتخاباتی و همسوئی اش با مردم معترض، نماد سبز انتخاباتی را به نماد مقاومت در برابر کودتا تبدیل کرد. اکنون دیگر حتی طرفداران کروبی هم که آرای او نیز به حساب نیامد، خود را وابسته به جنبش سبز می دانند. در واقع جنبش سبز اکنون، جنبشی است با نیروهای گوناگون و خواست و شعارهای مختلف. بسیاری از اصلاح طلبان داخل و خارج از کشور و بسیاری از مخالفین رژیم در خارج کشور، این نماد اعتراضی را پذیرفتند. روشن است که گرایش اصلی تشکیل دهنده این جنبش، اصلاح طلبان متمرکز حول کاندیداهای اصلاح طلب ریاست جمهوری هستند که خواهان حفظ و کنترل این جنبش در چهارچوب های قانون اساسی جمهوری اسلامی می باشند. اما واقعیت این است که امروز این مردم نیستند که به دنبال رهبران و سران در حرکت هستند، بلکه آن ها خود به دنبال جنبش مردم در حال حرکت هستند. این مهم را هم الهه کولائی و هم محمدرضا خاتمی با صراحت بیان کرده اند. به بیان دیگر نیروهای دخیل در جنبش ، ائتلافی غیراعلام شده از اصلاح طلبان خواهان حرکت در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی، اصلاح طلبان خواهان اصلاح قانون اساسی و نیروهای مخالف قانون اساسی جمهوری اسلامی است. در هر مرحله از پیشروی جنبش مردمی، نقش و وزن هر یک از این نیروها افزایش می یابد. نباید این نکته را از نظر دور داشت که عده ای از آن می ترسند که اصلاح طلبان، این جنبش را به خواست اصلاحات در چهارچوب جمهوری اسلامی محدود کنند و نیروی مردمی به ارتش اصلاح طلبی تبدیل شوند. اما واقعیت این است که جنبش اصلاح طلبی همانطور که تجربه ی گذشته اثبات کرده است شانس موفقیت نداشته و ندارد. از این رو نمی توان اصلاح طلبی را خطری برای جنبش مردمی در نظر گرفت. زیرا هشت سال دولت خاتمی که حتی مجلس ششم، یعنی مجلس اصلاحات را نیز در کنار خود داشت، نتوانست کوچکترین گامی در راستای برنامه های اصلاحی بر دارد. چهارچوب های قانون اساسی جمهوری اسلامی که بر قامت استبداد مطلقه فقیه دوخته شده است و نقش نیمه خدائی ولی فقیه به گونه ای است که شانس هر نوع اصلاحی را از میان می برد. امروز که ولی فقیه در راس کودتا قرار گرفته که نه تنها جمهوریت، بلکه اسلامیت جمهوری اسلامی را به بازی گرفته است، امید به پیشروی، چه رسد به پیروزی جنبش اصلاحات، تصوری دور از ذهن هست. قدرقدرتی دستگاه ولایت تا جائی است که هم اکنون بخش اعظم رهبران جریان اصلاح طلبی در شکنجه گاه های رژیم گرفتارند و برای اعتراف به کارهای نکرده و انقلاب مخملی، زیر فشار و شنکجه قرار دارند و تلاش رهبران دینی و بخشی از نیروهای مؤثر درون حکومت برای نجات آن ها نیز، تاکنون ره به جائی نبرده است.

گزارشگران ـ موقعیت کنونی این جنبش در مجموع چگونه است؟

بامشاد ـ موقعیت کنونی این جنبش تحت تأثیر جنبش پیشرونده ی مردمی است. هر چند میرحسین موسوی در بیانیه شماره ی یازده خود تلاش کرده است که چهارچوب های برنامه ای و ساختاری آن را روشن کند و خطر حرکت سریع برای خروج از قانون اساسی جمهوری اسلامی را گوشزد نماید، اما واکنش مردم در برابر اقدامات سرکوبگرانه باند کودتاچی و سیاست های دستگاه ولایت، عنصر تعیین کننده در این مسیر خواهد بود. وقتی» تظاهرات سکوت» مردم به گلوله بسته می شود؛ وقتی به دختران و پسران جوان در شکنجه گاه ها تحت نام قانون و اسلام تجاوز جنسی می شود؛ وقتی در دادگاه عدل اسلامی قربانیان تجاوز به جای تجاوزکنندگان به محاکمه کشیده می شوند، وقتی ولی فقیه رژیم ، توجیه گر اقدامات جنایت کاران است؛ وقتی خبرگان رهبری به جای کنترل رهبر و نهادهای تحت امر او ، بویژه در جریان کودتای انتخاباتی، بار دیگر با رهبر کودتا بیعت می کنند و دولت کودتا را علیرغم اعترضات وسیع توده ای مورد تائید قرار می دهند، انتظار توقف مردم در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی، تصور بخردانه ای نیست. از این رو موقعیت امروز جنبش مردمی، مدام در حال تحول است. شعارها و اعتراضات مردمی در شرایط کنونی خیمه اصلی حکومت اسلامی را هدف قرار داده است. امری که توده ای شدن شعار «مرگ بر دیکتاتور» نشانه ی بارز آن است. اما این نکته را نباید از نظر دور داشت که جنبش اعتراضی کنونی، هنوز از سازمانیابی و قوام کافی برخوردار نیست. هنوز جنبش مطالباتی اقشار گوناگون مردم، نتوانسته است به حد کافی وارد صحنه مبارزاتی شود و از این موقعیت برای رسیدن به خواست های بیواسطه و ملموس خود بهره برداری کند. روشن است که کارگران خواست های روشن صنفی و سیاسی دارند؛ کارمندان بخش های گوناگون، چه معلمان، چه پرستاران و کارکنان بیمارستان ها، چه کارکنان شبکه های حمل و نقل، و دیگر بخش های مزد و حقوق بگیران، خواست های گوناگونی دارند که برآورده نشده است و مدام زندگی آن ها را تحت فشار قرار می دهد. جنبش زنان، هر چند گام های استواری در راستای اعتراض به تبعیض علیه زنان و طرح خواست های برابری طلبانه و آزادی خواهانه ی خود برداشته ، اما هم چنان زیر سرکوب خشن قرار دارد، جنبش جوانان و دانشجویان نیز از این قاعده مستثنی نیست. خواست های خلق های تحت ستم نیز، با سرکوب مدام روبروست. تاکید بر این خواست ها، و ایجاد تشکل های پایدار برای مبارزه در راه رسیدن به آن، جنبش مطالباتی را به نیروی قدرتمندی تبدیل خواهد کرد و امکان سرکوب آن را از دولت کودتا خواهد گرفت. همین امر راه را برای پیشروی کلیت جنبش اعتراضی توده ای فراهم تر خواهد ساخت.

گزارشگران ـ تظاهرات روز قدس را همراه با دهها فیلم از چگونگی برگزاری آن از سوی مردم بتازگی مشاهده کردیم. جمعبندی شما از آن چیست؟

بامشاد ـ این تظاهرات عظیم و میلیونی دریک کلام ظرفیت انقلابی جنبش مردمی را نشان داد. اولأـ حضور میلیونی مردم در شرایطی که رهبر کودتا، قاضی القضات و فرماندهان سپاه و بسیج و نیروی انتظامی مردم را تهدید به سرکوب خشن کرده بودند، بیان آن بود که ترس، دیگر، عنصر کلیدی روحیه اجتماعی توده ای نیست. وقتی به گلوله بستن جوانان، شکنجه های قرون وسطائی و حتی تجاوز جنسی در زندان ها، اعتراف گیری های بی شرمانه، دستگیری های مدام و حضور سنگین نیروی های سرکوب در خیابان ها، مانع از حضور آن ها نمی شود، نشان می دهد که روحیه اجتماعی توده ای وارد مرحله ی تازه ای شده است.ثانیأـ حضور میلیونی مردم در شرایطی که تمامی رسانه های گروهی در انحصار دولت کودتا قرار داشت و سانسور خبری همه جانبه ای اعمال شده بود، نشان داد که شبکه های ارتباطی توده ای ایجاد شده که به راحتی توانسته است سد سانسور را درهم بشکند و جمعیت میلیونی را برای حضور در روز قدس، به میدان بیاورد. و این دستاورد بسیار مهمی است. ثالثأـ جنبش مردم در روز قدس، گام بزرگی به سوی نفی ولایت فقیه و در هم شکستن خیمه ی اصلی جمهوری اسلامی برداشت . اگر تظاهرات میلیونی 25 خرداد، تلاشی برای اعتراض به تقلب انتخاباتی و باز پس گیری رأی خود و دفاع از حق انتخاب حتی در چهارچوب های محدود کننده رژیم اسلامی بود، تظاهرات میلیونی روز قدس، به میدان کشیدن شعار مرگ بر دیکتاتور و برجسته کردن ضرورت جدایی دین از دولت بود. این نشان می دهد ظرف چند ماه، جنبش مردمی چه گام های بلندی در عرصه ی بیان خواست های واقعی خود برداشته است. ر ابعأ ـ حضور میلیونی مردم و اراده مصمم آن ها برای بیان خواست های خود، نیروی سرکوب را که یک ماه تمام خود را برای مقابله با این روز آماده کرده بود، غافلگیر کرد و تمامی محاسبات ابلهانه ی آن ها به بر هم زد. همین امر دستگاه ولایت و کودتاچیان همراهش را به شدت نگران کرده است. بی جهت نیست که آن ها برای مقابله با این ضعف خود، تلاش کردند مسئله ی هسته ای و موشکی را در دستور کار خود قرار دهند و راهی برای سازش با آمریکا و غرب و کاهش فشار خارجی بیابند. مذاکرات هسته ای در ژنو، ملاقات سعید جلیلی با معاون وزیر خارجه ی آمریکا و سفر متکی به واشنگتن پس از سی سال برای بازگشائی دفتر منافع ایران در پایتخت آمریکا، جلوه هایی از این تلاش بود. ژریم اسلامی پس از تظاهرات میلیونی مردم در زور قدس دریافت که زمین زیر پایش محکم نیست و فشار خارجی می تواند این تعادل شکننده را در هم بشکند. روشن است که این سیاست رژیم هر چند برای نجات خود در پیش گرفته شده است، اما از آن جا که زیر فشار جنبش مردمی انجام گرفته است و سایه سنگین تحریم ها و فشار بر توده ها را تا حدی کاهش می دهد، می تواند مورد بهره برداری جنبش قرار گیرد.

گزارشگران ـ آیا تناقضی میان این جنبش و رهبری آن میبینید؟

بامشادـ واقعیت این است که میان خواست ها و هدف های جنبش مردمی که مدام در حال پیشروی است با خواست ها و اهداف نیروهای تشکیل دهنده ی و گاه رهبری کننده ی آن ، همسوئی ها و تضادهایی وجود دارد. همسوئی های اصلی را می توان در تلاش برای مهار استبداد دستگاه ولایت و به زیر کشیدن دولت کودتا دید. تلاش برخی از نیروها بر آن است که این حرکت در چهارچوب های قانون اساسی درجا بزد و از آن فراتر نرود. این نگرانی را حتی در بیانیه های حسین علی منتظری که رهبری فقهی و دینی اصلاح طلبان را بر عهده گرفته است می توان به خوبی مشاهده کرد.
اما خواست های مردمی، امری نیست که در چهارچوب های قانون اساسی جمهوری اسلامی متحقق شود. در واقع قانون اساسی جمهوری اسلامی، بیان مدون شکست انقلاب بهمن است. قانون اساسی ای که به جای استبداد به زیر کشیده شده ی سلطنتی، استبداد وحشی تر و خشن تر ولایت مطلقه فقیه را بر جامعه مسلط کرد. خواست های آزادی، برابری، عدالت اجتماعی، همبستگی انسانی، برابر حقوقی زنان با مردان، به رسمیت شناخته شدن حق تعیین سرنوشت خلق ها، و در یک کلام حق ملت برای تعیین آزادانه ی سرنوشت خود، در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی تحقق پذیر نیست. همین واقعیت است که جنبش اعتراضی مردم را از رهبرانی که نخواهند هم پا و هم راه آن به پیش روند، جدا خواهد کرد. اما در شرایطی که در آغاز راه جنبش قرار داریم، جنبش اعتراضی مردمی با هوشیاری زیادی روی همسوئی ها تاکید می کند. زیرا تجربه نشان داده است که بی توجهی به شکاف های ایجاد شده در قدرت حاکم، و عدم بهره داری از این شکاف ها، هم قدرت پیشروی اش را کند می کند و هم توان سرکوب را افزایش خواهد داد. جنبش توده ای که از خرد اجتماعی حساب شده ای برخوردار است، نمی تواند خود را در سطح جریانات رادیکال عجول کاهش دهد و امکانات خود برای پیشروی و کاهش هزینه های این پیشروی را نادیده بگیرد.

گزارشگران ـ مابازاء اقتصادی این درگیری ها کدامند؟

بامشادـ مبارزه مردمی، مبارزه ای مطالباتی است. مردم برای تأمین زندگی شایسته انسانی تلاش می کنند. امری که در جمهوری اسلامی به رویائی دست نیافتنی تبدیل شده است. شکاف میان فقیر و غنی در جمهوری اسلامی تمامی رکوردهای جهانی را هم در شکسته است. ازاقلیت ثروتمند که بر تمامی منافع مالی و امکانات کشور تسلط دارند وجمعیت نان خور در نهادهای سرکوب و وابستگانشان که بگذریم، اکثریت عظیمی در شرایطی دشوار و یا زیر خط فقر زندگی می کنند. بسیارند کارگرانی که حتی دستمزد خود را بطور مرتب دریافت نمی کنند؛ بسیارند کارمندان و معلمانی که برای تأمین زندگی شان باید چند شغله باشند؛ بسیارند زنان و دخترانی که از فقرمجبورند تن فروشی کنند؛ بسیارند فقیرانی که برای تأمین یک لقمه نان، کلیه های شان را می فروشند. و بر لیست این فلاکت تکان دهنده، گرانی، تورم، بیکاری، و دیگر نابسامانی های اجتماعی را نیز باید افزود. و همین هاست که نیاز به عدالت و برابری، را به تدریج به موتور حرکت های مردمی تبدیل خواهد کرد. بنابراین اعتراضات مردمی هر چند از تلاش برای گرفتن حق رأی و آزادی انتخاب حتی در چهارچوب های قانون اساسی همین رژیم آغاز شد، اما اگر نتواند به سمت پیوند خواست آزادی و برابری پیش رود، نخواهد توانست به اهداف خود دست یابد. در میان نیروهای درون این جنبش هم نظرات و دیدگاه های گوناگون اقتصادی پیرامون چگونگی برخورد به مشکلات اقتصادی وجود دارد. همین امر نیز در روند جنبش به تضادها و تناقضات میان خواست های توده های به پاخواسته و نیروهای دخیل در آن ، دامن خواهد زد.

گزارشگران ـ چشم انداز نزدیک این جنبش را چگونه ارزیابی میکنید؟
بامشاد ـ تحولات کنونی جنبش، گسترده تر و شتابان تر از آن است که کسی بتواند به پیش گویی در باره ی آینده نزدیک و دور آن بپردازد. آن چه تاکنون اتفاق افتاده، بیان ظرفیت بالای جنبش مردمی است که تمام قد در برابر دستگاه ولایت و دولت کودتا ایستاده است و روی خواست های خود پای می فشارد. جنبش توده ای، جنبشی نیست که به راحتی بتوان آن را سرکوب کرد. از این رو می توان امیدوار بود که جنبش مردمی بتواند با سازماندهی خود در گروه های اجتماعی و اقشار هم سرنوشت، بنیان های مستحکم مقاومت و پیشروی را بنا نهد. مهمترین عنصر در شرایط کنونی، تلاش برای تداوم حرکت توده ای مردم است. تداومی که بتوان روز به روز بخش های وسیع تری از مردم را با خود همراه کند و از این رو امکان سرکوب را به حداقل برساند. تلاش های شتابزده که بر نیروهای حداقلی استوار باشد، عملأ خصلت توده ای جنبش را کاهش داده و امکان سرکوب آن را افزایش می دهد. برای تداوم و حفظ توده ای بودن این جنبش، تمرکز روی خواست های مطالباتی و ملموس، عنصری کلیدی است. حرکت های کارگری در چند ماهه ی اخیر نشان از ظرفیت بالای جنبش کارگری دارد. تا جائی که محافظه کاران نیز از تحرک جنبش کارگری و پیشروی «یقه آبی ها» نگران شده اند. هیچ هفته ای نیست که خبر یک حرکت کارگری انتشار نیابد. با بازگشائی دانشگاه ها و مدارس، یک نیروی عظیم وارد صحنه شده است. حوادث روز بازگشائی دانشگاه ها و تظاهرات شکوهمند دانشجویان نشان داد که آن ها نیز نه تنها مرعوب سرکوبگران نشده اند بلکه با قدرت پا به میدان گذاشته اند. جنبش دانشجویی در راستای تقویت همسوئی و همگرائی های اقشار توده ای می تواند نقش برجسته ای بازی کند. معلمان به عنوان زحمت کشانی که هم از نظر مادی تحت فشار هستند و هم از نظر فکری و آموزشی مدام با نیروهای مرتجع درگیر هستند، و هم از ظرفیت بالائی برای متشکل شدن حتی در سطح سراسری برخوردارند و در این راستا گام های استواری برداشته اند، و هم به عنوان نیروی که ارتباط بی واسطه ای با میلیون ها دانش آموز و نسل جوان دارند، در پیشروی و استحکام جنبش اعتراضی کنونی می توانند نقش برجسته ای ایفا کنند. امری که کودتاچیان را به شدت نگران کرده است.

گزارشگران ـ چپ بطور کلی چه نقشی در این تحولات دارد؟ آیا نقدی به این طیف وارد میدانید؟

بامشاد ـ ارزیابی نقش نیروهای چپ، که در شرایط به شدت نابرابر در داخل کشور در اشکال گوناگون مبارزه می کنند، کار دشواری است. روشن است که وزن نیروهای طرفدار آزادی و برابری، در میان جوانان، دانشجویان، روشنفکران، زنان و کارگران، و در یک کلام، پایه های اجتماعی چپ، در شرایط خیزش مردمی را نمی توان دست کم گرفت. هر چند حضوری ملموس یا علنی نداشته باشند. اگر سئوال معطوف به نقش نیروهای چپ در خارج از کشور باشد، باید گفت بسیارند، نیروهایی که این ضرورت را هنوز در نیافته اند که چپ باید در صف مقدم این جنبش اعتراضی که از ظرفیت انقلابی برخوردار است، قرار داشته باشد. بسیارند نیروهایی که به جای تمرکز روی افشای جنایات حاکمان اصلی، روی افشای اصلاح طلبانی متمرکز شده اند که به مردم پناهنده شده اند. این بخش از چپ، تاکتیک درخشان جنبش مردمی در استفاده از شکاف میان بالائی ها برای پائین آوردن توان سرکوب را درک نکرده اند و بی جهت در اصالت این جنبش انقلابی به تردید افتاده اند. اما در واقعیت امر، جنبش مردمی امروز هوشیارتر و مصمم تر در راه اهداف خود به پیش می رود. و نیروی چپ به عنوان مدافعان آزادی و برابری و همبستگی انسانی، باید تمام توان خود را در راه سازمانیابی این جنبش مردمی به کار گیرند. برای آن که جنبش اعتراضی به بیراهه نرود و اسیر امیال مشتی موج سوار نگردد، باید متشکل شود. باید به سازمانیابی مردم در کارخانه ها، در ادارات، در دانشگاه ها، در محلات، در مزارع، در مدارس، و … کمک کرد. تا امکان آن فراهم آید که این تشکل ها به تشکل های سراسری و تأثیرگذار تبدیل شوند و دست در دست هم، نیروی محکمی برای تحقق خواست های مردمی به وجود آورند. در این راه پرپیچ و خم، نیروی چپ وظیفه ی خطیری بر عهده دارد. تلف کردن وقت در بیراهه ها امری نیست که جنبش چپ بدان نیاز داشته باشد.

گزارشگران ـ آیا پیامی برای فعالین این جنبش و خوانندگان سایت دارید؟

بامشاد ـ اکنون زمان آن فرا رسیده است که به جای دادن پیام، به پیام جنبش مردمی گوش فرا دهیم و با تمام توان در راه سازمانیابی و استحکام آن بکوشیم. تا این امکان فراهم آید که مردم زحمتکش کشور بر سرنوشت خود مسلط گردند و راه موج سواران حرفه ای را سد کنند.
با تشکر و سپاس فراوان که این فرصت را برای من فراهم آورید.

با سپاس فراوان که وقت گذاشتید

گزارشگران

http://www.gozareshgar.com

1 نظر برای “به پیام جنبش مردمی گوش فرا دهیم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s