۱۶ آذر و درس هایی که باید آموخت

۱۶ آذر ۸۸ ، در مقابل چشمان تیزبین مردم ایران و جهان، چهره ی دیگری از جنبش مردمی و دانشجویی کشور را نشان داد. دانشجویان سراسر کشور، در اعتراضی گسترده و فراگیر، شجاعانه در مقابل تهدیدات و تمهیدات سرکوبگران ایستادند و تمامی نقشه ها و برنامه های رذیلانه شان را به هم ریختند. دانشجویان به عنوان وجدان بیدار و نیروی آگاه جامعه نشان دادند که وقتی ترس از روانشناسی عمومی مردم رخت بر می بندد، ابزارهای سرکوب مستبدین و دیکتاتورهای کوته بین، چنان بی اثر می شود که حیرت همگان را بر می انگیزد. روحیه و روانشناسی جدیدی که سراسر کشور و در نتیجه ی آن جامعه دانشجویی را فرا گرفته است، دیگر محدود به تهران و شهرستان های بزرگ نیست، بلکه به شهرهای کوچک نیز رسیده است. همین روحیه است که به تظاهرات و اعتراضات دانشجویی در ۱۶ آذر ۸۸ هم خصلت فراگیر داد و هم خصلت سراسری. فراگیر از آن رو که تقریبأ بخش اعظم دانشجویان دانشکده های گوناگون و دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، چه دولتی و چه آزاد و غیر انتقاعی را در بر گرفته بود. این بار تنها بخش کوچکی از دانشجویان دانشگاه های دولتی نبودند که فریاد اعتراضاتشان طنین انداز بود، بلکه بخش اعظم دانشجویان به جنبش اعتراضی پیوسته بودند. از سوی دیگر پیوستن دانشجویان دانشگاه های آزاد به روز دانشجو رنگ و بوی جدیدی داد. سراسری بودن اعتراضات نیز از ویژه گی های دیگر آن بود. اخبار حرکت ها و اعتراضات دانشجوی محدود به چند دانشگاه در تهران نبود. اعتراضات دانشجویی در دانشگاه های مشهد، تبریز، اصفهان، شیراز، نجف آباد، یزد، یاسوج، کرمانشاه، کرمان، رشت، همدان و بسیاری دیگر از شهرها جریان داشت.

رخت بر بستن روانشناسی ترس، آن عاملی است که سبب می گردد تظاهرات ۱۶ آذر که از پوشش مراسم رژیمی برخوردار نبود، با گسترده گی و شکوه تمام برگزار شود. برگزاری تظاهرات روز دانشجو بدون پوشش «قانونی» و بصورت مستقل، فاز جدیدی از جنبش مردمی را نشان می دهد. این درست است که سازماندهی تظاهرات مستقل توده ای و بدون استفاده از پوشش رسمی ، در شرایط کنونی هزینه هایی دارد که می توان از آن اجتناب کرد، با این حال دانشجویان به عنوان بخش آگاه و پیشتاز، و با آگاهی از هزینه های این اقدام، سدی را شکستند که ترس بر جان سرکوبگران انداخته است. اقدام شجاعانه دانشجویان، در شرایطی که هنوز گردان های رزمی جنبش کارگری و توده ای با تمام قدرت وارد عرصه ی مبارزه نشده اند، نقش راهنما و پیشقراولی دارد. واقعیت این است که در روند جنبش رو به گسترش مردمی، اکنون دانشگاه ها به کانون پرطپش مبارزات ضداستبدادی تبدیل شده اند. همین امر باعث شده تا تمرکز سرکوب بر دانشگاه به شکل چشم گیری افزایش یابد. حتی در روزهای پس از ۱۶ آذر شاهد دستگیری های گسترده، محاصره ی دانشگاه ها، اعزام نیروهای مزدور تحت نام بسیج دانشجویی به دانشگاه ها هستیم. سرکوبگران تلاش دارند نقش مؤثر دانشجویان در ادامه کاری جنبش توده ای را از میان بردارند. اما حمایت گسترده مردم از تظاهرات ۱۶ آذر و حضورشان در کنار درهای دانشگاه های گوناگون، نشان داد که پیوند جنبش دانشجویی با جنبش مردمی، مستحکم تر از آن شده است که با چنین تلاش های مذبوحانه ای بتوان دانشجویان را از مردم جدا کرده و در انزوا به سرکوب آن ها پرداخت. حضور مردم در حمایت از دانشجویان آن چنان برجسته بود که امسال از شعار «مردم به ما ملحق شوید» خبری نبود و ضرورتی نیز نداشت. این همبستگی را در همسانی شعارهای دانشجویان در دانشگاه های سراسر کشور با شعارهای جنبش مردمی نیز می توان مشاهده کرد. دانشجویان در تظاهرات روز دانشجو و در تداوم آن، بیش از آن که به مسائل اخص دانشگاهی بپردازند، به موضوع اصلی کنونی یعنی تداوم جنبش توده ای و شعار محوری آن «مرگ بر دیکتاتور» پرداخته اند.

اعتراضات فراگیر و سراسری دانشجویان در ۱۶ آذر، در شرایطی سازماندهی شد که در فاصله اعتراضات توده ای در ۱۳ آبان تا ۱۶ آذر، حداقل ۹۰ نفر از فعالین دانشجویی دستگیر شده و به زندان فرستاده شده بودند؛ تمامی تشکل های موجود و رهبرانشان احضار و مورد تهدید قرار گرفته بودند؛ مانع ورود بسیاری از فعالین دانشجوئی، به دانشگاه ها و خوابگاه ها شده بودند؛ و سخنگویان استبداد دینی و فرماندهان سرکوب و سپاهیان کودتاچی، به مناسبت های گوناگون، دانشجویان را از سازماندهی اعتراضات بر حذر داشته بودند. امید آن ها این بود که شبکه های سازمانیابی حرکت های دانشجویی را فلج کرده و امکان برگزاری مراسم ۱۶ آذر را از میان بردارند. اما زمانی که فعالیت های دانشجویی دیگر اختصاص به بخش کوچکی از فعالین ندارد و هر دانشجو خود بعنوان سازمانگر عمل می کند، دستگیری چند فعال دانشجویی نمی تواند فعالیت سازمانیافته دانشجویان را در هم بشکند. اکنون در شرایطی قرار داریم که هر فعال دانشجویی با شبکه های ارتباطی اش با محیط درس و زندگی، می تواند به موتور حرکت تبدیل شود. این نکته ای است که استراتژهای استبداد در ستاد های سرکوب، از آن غافل هستند. سازماندهی فراگیر و سراسری اعتراضات دانشجویی ۱۶ آذر ۸۸ اهمیت و نقش این فعالین که از دل جنبش می جوشند و به موتورهای حرکت های دانشجویی و توده ای تبدیل می شوند، را بیش از بیش برجسته کرد. از این رو تلاش برای ادامه کاری جنبش، تا حد زیادی به حفظ فعالین سازمانگر بستگی دارد. همین نکته است که ضرورت رعایت تلفیق کار علنی و مخفی را بیش از پیش برجسته می کند. و هم زمان این نکته را به میان می آورد که بدون سازماندهی هسته های مخفی سازماندهی که در درون شبکه های اجتماعی حفاظت می شوند و دور از چشم دشمن عمل می کنند، نمی توان ادامه کاری جنبش دانشجویی را تضمین کرد.

سازمانیافتگی و ایجاد تشکل های متناسب با شرایط کنونی مبارزه، اصلی است که باید روی آن تاکید کرد. بدون داشتن ارتباطات محکم و استوار و دور از نگاه دشمن، نمی توان تداوم مبارزه را تضمین کرد. گاه عده ای علیه تشکل و سازمان یابی قلم فرسائی می کنند. اما آن ها، نیروهای رادیکال و مبارز و فعالین جنبش انقلابی را از مهمترین سلاح رزمی خود محروم می سازند و در برابر نیروهای سازمانیافته دیگر خلع سلاح می کنند. باید بر این واقعیت نیز تاکید کنیم که در شرایط حاکمیت دیکتاتوری و بویژه استبداد دینی، تنها نیروهایی توانسته اند متشکل شوند که از حاشیه های امن سیاسی برخوردار بوده اند و نیروهای رادیکال و مدافعین آرمان های توده های محروم، گاه حتی به جرم متشکل شدن از جانشان مایه گذاشته اند. و اکنون که شرایط به سرعت دگرگون می شود باید این نقیصه مهم را برطرف کرد. از سوی دیگر باید این نکته را نیز یادآوری کرد که جنبش دانشجویی برای این که بتواند نقش پیشرو و مؤثر خود را ایفا کند، نمی تواند فعالیت های خود را تنها در تظاهرات و اعترات خلاصه کند. ارتباطات گسترده دانشجویان با توده های کار و زحمت، این امکان را به آن ها می دهد که در سازمانیابی و متشکل کردن کارگران و زحمتکشان نقش مفیدی ایفا کرده و در ایجاد پیوند میان جنبش های اجتماعی نقش مفیدی داشته باشند. با توجه به این که دانشجویان اکثرأ از خانواده های مزد و حقوق بگیران هستند، و در شرایط کنونی از محبوبیت بالائی برخوردارند، به راحتی می توانند ایده های جنبش اعتراضی را به هر خانه ای ببرند و حمایت گسترده ای را جلب کنند. این امر زمینه های پیوند مبارزات دانشجویی با مبارزات عمومی و مطالباتی را بیش از پیش مستحکم خواهد ساخت. نقش دانشجویان دختر در حرکت های دانشجویی و پیوند آن ها با جنبش زنان هم می تواند پیوند این دو نیروی اجتماعی فعال را تقویت کند. حضور دانشجویان دانشگاه های مناطق ملی نیز زمینه ساز پیوند هر چه بیشتر جنبش دانشجویی با جنبش خلق های تحت ستم ملی خواهد بود. از این روست که یکی از وظایف جنبش دانشجویی آن است که هم زمان با تظاهرات و اعتراضات در درون و بیرون از دانشگاه به سمت ارتباط گیری با جنبش توده ای حرکت کند وکارگران و زحمتکشان را در امر سازمانیابی یاری رساند.

اعتراضات فراگیر و سراسری دانشجویان، علیرغم تمامی تلاش های مذبوحانه مزدوران استبداد دینی، توانست تمامی مرزهای سانسور و کنترل را در هم بشکند و راه خود را به رسانه های جهانی باز کند. دستگاه ولایت تصمیم گرفته بود با کند کردن سرعت اینترنت، با بستن شبکه ی تلفن های همراه، با لغوموقت امتیاز خبرنگاران خارجی، و با دروغ پردازی در روزی نامه های مزدور و صدا و سیمای دروغ و تقلب، از انعکاس مبارزات دانشجویی ممانعت کند و آن را در سکوت سرکوب کند و یا به حساب ولی فقیه واریز کند. اما تمامی این رشته ها نیز پنبه شد. خبرنگارـ شهروندی بی نظیر جوانان کشور، از تمامی این موانع عبور کرد و فریاد های «مرگ بر دیکتاتور» را به سراسر جهان مخابره کرد. عبور از سدهای سانسور دولتی و انعکاس اخبار مبارزات و فیلم های اعتراضات، هم به تداوم جنبش و هم به همبستگی مردمی با آن کمک شایانی خواهد کرد. فلج شدن دستگاه سانسور استبداد، یکی از مهمترین شرایط سرکوب را از میان می برد. دشمن را وحشت زده می کند. بی جهت نیست که مزدوران لباس شخصی و مآموران انتظامی گاه مجبور می شوند چهره ی خود را در زیر کلاه خودهایشان پنهان سازند. همین ترس است که اراده ی آن ها را در برابر اراده خلل ناپذیر یک ملت که بیدار شده است درهم خواهد شکست. به دیگر سخن، شکستن سد سانسور، آغاز شکستن اراده سرکوب و نشاندن ترس در دل هایشان نیز هست.

شکستن سد سانسور حکومتی و رساندن پیام ها و گزارش های تظاهرات دانشجویی به سراسر جهان، موجی از حمایت از دانشجویان و مردم ایران را در جهان به دنبال داشت. رسانه های گروهی و مطبوعات بسیاری از کشورها اخبار مبارزات دانشجویی و مردمی ایران را به شکل شایسته ای انعکاس دادند. این حمایت در شرایطی انجام می گرفت که دانشجویان ایرانی خارج از کشور، چه آن ها که از ایران برای تحصیل در خارج از کشور به سر می برند و چه نسل دومی های دانشجو، در بسیاری از شهرهای بزرگ کشورهای اروپایی وآمریکا و دیگر کشورها در روز دانشجو، تظاهرات گسترده ای سازمان دادند و خواست ها و شعارهای دانشجویان داخل کشور را به افکار عمومی جهان رساندند. همپشتی و همبستگی دانشجویان خارج از کشور با دانشجویان کشور، آن چنان گسترده بود که دیوارهای جدائی را در هم ریخته است.

تظاهرات دانشجویان در ۱۶ آذر، هر چند در محدوده ی دانشگاه ها محصور ماند اما به علت سراسری بودن آن و شعارهایش، و بویژه به دلیل استقلالش، و نقش تداوم بخش و پیشتازش، باعث ترس شدیدی در میان حکومتیان شده است. بی جهت نیست که محسنی اژه ای دادستان کل و بسیاری از فرماندهان سپاهی و انتظامی از شدت عمل بیشتر در آینده خبر داده اند. بر متن این ترس و نگرانی است که عکس پاره شده ی خمینی را مستمسکی برای سازماندهی ضد حمله ی همه جانبه ای قرار داده اند. پخش عکس پاره شده ی خمینی از سیمای جمهوری اسلامی و بسیج ائمه ی جمعه و به میدان آمدن خامنه ای، با این هدف صورت می گیرد که از تأثیرات تظاهرات مستقل و سراسری دانشجویان بکاهند و قبل از آن که اقدام دانشجویان به الگوی جنبش مردمی تبدیل شود، مانع از رشد و گسترش آن شوند. آن ها که جوهر ضداستبدادی و آزادی خواهانه و دمکراتیک جنبش دانشجویی و مردمی را دریافته اند، و تاکید آن بر جدایی دین از دولت، و به یک معنا عبور قطعی از میراث خمینی بعنوان سازمانده و تثبیت کننده ی خشن و خونین ادغام دین و دولت، را دیده اند، بشدت نگران شده اند. از این رو تلاش دارند با دامن زدن به موج واسلاما و وا اماما، از یک سو اصلاح طلبان را ترسانده و زیر فشار قرار دهند و از سوی دیگر به بسیج فاشیستی علیه جنبش مردمی بپردازند. اما این تقلاها نیز ره به جایی نخواهد برد. تظاهرات و اعتراضات دانشجویی در روزهای اخیر، نشان می دهد که جنبش دانشجویی و مردمی قدرتمندتر از آن شده است که با این موج سازی های فروکش کند.
https://bamschad.wordpress.com/
۲۵ آذر۱۳۸۸ برابر با ۱۶ دسامبر۲۰۰۹
ـ

2 نظر برای “۱۶ آذر و درس هایی که باید آموخت

  1. ۰۹/۸/۲۸
    چگونه در تظاهرات شرکت کنیم؟

    تظاهرات، نوعی از اعتراض و یا ابراز نظر علنی و گروهی است و به منظور پیشبرد یک هدف مبارزاتی و یا سیاسی – اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، صورت می پذیرد و بسته به اینکه در چه جامعه ای و در جهت چگونه خواستهائی انجام گیرد، به راه انداختن و شرکت در آن، می تواند دارای اشکال متفاوت باشد.
    جنگ تن به تن!
    در موضوع مورد بحث ما، یعنی تظاهرات در ایران و بجهت بر هم زدن تعادل حاکمیت و در هم شکستن ابزار سلطه و سرکوب آن، یعنی نیروهای انتظامی و نظامی و اطلاعاتی و لباس شخصی ها، باید گفت که شرکت در تظاهرات، درست بمانند شرکت در یک جنگ تن به تن است! بنا بر این، نیاز به سازماندهی، تدارکات و آمادگی و تبلیغات و رهبری دارد. به زبان ساده، یعنی افراد تظاهر کننده باید درست بمانند نیروی نظامی و یا پلیسی که برای سرکوب فرستاده شده است، عمل نمایند.
    پلیس چگونه عمل می کند؟
    پلیس، از دسته ها و واحدهائی مشخص، با تعداد افراد معلوم تشکیل شده است. بنابراین، افراد شرکت کننده در تظاهرات هم، باید خود را بصورت واحدهائی با تعداد افراد ی مشخص، سازماندهی کنند.
    پلیس با لباس متناسب با صحنۀ درگیری، به خیابان می آید، بر این اساس، شما نیز باید لباس مناسب برای درگیری داشته باشید. پلیس با خود، سلاح سرد و گرم حمل می کند، بنابر این شما نیز باید سلاح سرد و اگر امکان آن هست، سلاح گرم به همراه داشته باشید.
    پلیس دارای فرماندهی است، بدینجهت، گروه شما نیز باید دارای فرمانده باشد. پلیس، گروهی حمله می کند و گروهی دفاع می کند، شما نیز باید اینچنین عمل کنید. پلیس، دارای وسائل ارتباطی و بی سیم است، شما نیز باید دارای وسیله ای ارتباطی باشید. پلیس دارای نیروهای جایگزین است، یعنی در صورت خسته شدن و یا زخمی شدن، نیروهای ذخیره، جای نیروهای خسته ویا آسیب دیده را پر می کنند، شما نیز باید چنین عمل کنید.
    پلیس، محل استقرار، حرکت و بازگشت مشخص دارد، شما نیز باید چنین برنامه ای داشته باشید. پلیس، از جهت کمکهای اولیه و انتقال زخمی ها، امکاناتی را بکار می گیرد، شما نیز باید چنین کنید.
    چگونه خود را سازمان دهیم؟
    سازمان دادن، بجهت پیشبرد درست وظائف، اجرای تاکتیکها، بهره وری درست و بیشتر از امکانات و نیروها و همچنین دسترسی سریعتر به هدف، با کمترین هزینۀ انسانی است.
    با توجه به آنچه آمد، در سازمان دادن نیروها برای شرکت در تظاهرات، به نکاتی باید توجه کرد؛
    1- بنابر شرائط امنیتی، واحدها و هسته های عمل کننده، باید از همدیگر شناخت کافی داشته باشند. بنابر این بهتر است، جوانان و نیروهای حاضر برای شرکت در تظاهرات، از بین افراد هر محل ( مسکونی یا شغلی و کاری ) انتخاب شوند. متشکل شدن افرادی که در نزدیکی یکدیگر، کار و یا زندگی می کنند باعث می شود سطح اعتماد و کیفیت اجرای عملیات، بالا رفته، ضریب امنیتی حفظ تشکیلات نیز بیشتر شود. بنابر این پیشنهاد می شود، هسته های بنیادین اعتراض، در محلات و یا محلهای کار تشکیل شوند.
    2- در هر محله و یا کارگاه و اداره، به تعداد نامحدود می توان هسته های فعال تشکیل داد اما تعداد افراد حاضر در هر هسته، نباید از شش نفر تجاوز کند. اهمیت این قضیه از جهت مدیریت بهتر واحد فعال و همچنین جلوگیری از آسیبهای امنیتی است. در چنین شرائطی اگر یک هسته زیر ضرب قرار گیرد و شناسائی شود، هسته های دیگر می توانند با خیال راحت بکار خود ادامه دهند.
    3- هسته های تشکیل شده در هر محل، می توانند از بین خود، یک فرد با تجربه و آگاه را، بعنوان برنامه ریز، انتخاب کرده و او را، رابط بین هسته ها قرار دهند. نیازی نیست که این فرد، مستقیمأ در درگیریها حضور یابد اما می تواند و باید بصورت ناشناس، ناظر اجرای امور باشد.
    4- تشکیلات ایجاد شده در هر محله و یا محل کار، از طریق فردی که بعنوان برنامه ریز انتخاب شده، می تواند با برنامه ریز محلات دیگر، در ارتباط بوده و برای برنامه ریزی و سازماندهی تظاهرات گسترده، با آنها مشورت نماید.
    5- در هر هسته، دو نفر باید مسئولیت پیشبرد کار تبلیغی – تهییجی و شعار نویسی را بعهده گرفته و بر اساس شعار های تعیین شده و مورد توافق همۀ هسته های یک محله و یا یک منطقه، در زمانی که تظاهراتی برگزار نمی شود، به شعار نویسی و پخش اطلاعیه و یا بیانیه، در محلۀ خود، بپردازند. از اینجهت گفته شد: « محلۀ خود » که: شعار نویسی توسط افراد محلی، میزان خطر شناسائی توسط نیروهای امنیتی را بشدت کاهش می دهد.
    6- در هر هستۀ فعال محلی، یکنفر باید مسئولیت کار اطلاعاتی و شناسائی نیروهای امنیتی و دشمن را در محله و یا در حین تظاهرات بعهده بگیرد. این فرد، بخصوص در زمانی که تظاهرات برگزار نمی شود، موظف است به شناسائی وابستگان و جاسوسان و نیروهای امنیتی دولت، که در محل زندگی می کنند، اقدام کند و اطلاعات خود را در اختیار فرد برنامه ریز قرار دهد تا در جلسات تشکیلات، راجع به چگونگی برخورد با این افراد، تصمیم گیری شود.
    7- در هر هسته، یکنفر باید مسئول تدارکات باشد. او می تواند وظیفۀ صندوقداری را نیز بعهده بگیرد. این فرد موظف است که امکانات لازم برای درگیری را تهیه و در اختیار گروه قرار دهد، طبیعتأ سایر افراد گروه نیز می توانند وی را یاری کنند اما حتمأ یک فرد مشخص باید این مسئولیت را بعهده گیرد.
    8- اگر هسته تشکیل شده را شش نفره فرض کنیم، نفر آخر باید تلاش کند اطلاعاتی را در مورد کمکهای اولیه پزشکی فرا گرفته و با وسائل و امکانات از پیش آماده شده، درتظاهرات شرکت نماید.
    در تظاهرات، چه اهدافی باید مورد تعرض قرار گیرند؟
    طبیعی است که اولین هدف مورد تعرض افراد شرکت کننده در تظاهرات، پلیس، نیروهای نظامی و امنیتی و لباس شخصی ها هستند. در برخورد با این افراد، باید بسیار سخت و بیرحمانه عمل کرد! درست بهمانگونه که آنها با شما اینچنین عمل می کنند و اگر دستگیر شوید، همۀ هستی شما را مورد تعرض قرار خواهند داد. همانگونه که قبلأ توضیح داده شد، شرکت در تظاهرات، در کشورهائی همچون ایران، چونان یک جنگ تن به تن است . بنابر این رحم و ترحم و برخورد ملایم، دشمن را جری تر کرده، او یک گام به پیش می نهد و شما باید یک گام عقب نشینی کنید. بنابر این وقتی با نیروهای امنیتی و پلیس روبرو می شوید، با تمام قدرت به این نیروها حمله کرده، آنها را از پای در آورید، امکانات آنها را به آتش کشیده و سلاحهایشان را از دستشان گرفته و بنفع هستۀ خود و برای استفاده در تظاهرات بعدی، آنها را به غنیمت بگیرید.
    دومین هدف مورد تعرض تظاهر کنندگان باید مکانهای تجمع نیروهای دولتی، ادارات، مراکز تصمیم گیری و مدیریتی، مراکز امنیتی و پلیس، مراکز رادیوئی، تلویزیونی، مخابراتی و مطبوعاتی باشد. اهداف مورد تهاجم می تواند بسیار متنوع و گسترده باشد، اما باید دقت کرد که این اهداف نباید شامل آنچه منابع ملی محسوب می شود و مورد استفادۀ عموم مردم عادی است، باشد. بعنوان مثال، آتش زدن و حمله به سینماها، بانکها، فروشگاهها، اتوبوسها و وسائل نقلیه، خطاست و نباید صورت پذیرد، اما تهاجم به اماکن مذهبی همچون مساجد، تکیه ها، منازل نیروهای امنیتی و اطلاعاتی ، ترور آخوندها و مبلغین دینی و اهداف مشابه، می تواند تأثیرات ماندگار و قدرتمندی بجای گذارد.
    ایجاد رعب و وحشت در بین وابستگان رژیم، کمک بزرگی به پیشرفت جنبش و ایجاد تزلزل در حمایت از حکومت می کند. در مورد اخیر، شناسائی محل تجمع نیروهای امنیتی – اطلاعاتی و محل سکونت این افراد توسط افراد محلی و به آتش کشیدن این مراکز، کمک بزرگی به فروپاشی دستگاههای سرکوب می کند. محل زندگی این افراد باید به هر وسیله ممکن نا امن شود. این افراد و آخوندها، نباید در محل زندگی و در جامعه، احساس امنیت کنند. آنها باید برای خیانت به مردم، بهائی سنگین بپردازند!
    چگونگی برخورد در نبردهای خیابانی؛
    افراد هسته های شرکت کننده در تظاهرات، باید تلاش کنند در طی اعتراض، در نزدیکی هم حرکت کنند و بصورت منفرد، عملی انجام ندهند و از گروه، جدا نیافتند. اگر یکنفر از آنها مورد حمله قرار گرفت، دیگر اعضاء باید فورأ به یاری وی بشتابند. اگر فردی از گروه دستگیر شد، سایر اعضاء موظفند واحد دستگیر کننده پلیس را شناسائی و تعقیب کنند و در صورت امکان، شرائط فرار وی را فراهم کنند.
    افراد گروه، باید شناخت کافی از جغرافیای محل برگزاری تظاهرات داشته باشند. آنها باید بدقت کوچه ها و خیابانها و امکانات دفاع و گریز هر منطقه را شناسائی کنند. این افراد، در صورت امکان باید بتوانند موانع ایجاد شده توسط پلیس را از سر راه بردارند و موانع مورد نظر خود را ایجاد کنند.
    استفاده گسترده از آتش توصیه می شود. آتش سوزی، محیط را برای نیروهای امنیتی نا امن کرده، زمینه را برای دفاع موثر فراهم می کند. استفاده وسیع از به آتش کشیدن لاستیکهای فرسوده ماشینها توصیه می شود.
    یکی از بهترین انواع سلاح در تقابل با نیروهای دولتی و امکانات و افراد آنها، بمبهای بنزینی یا کوکتل مولوتف است. کوکتل مولوتف، سلاحی تاکتیکی و بسیار موثر در شرائط بحرانی است. از کوکتل مولوتف می توان علیه نیروهای سواره و پیاده پلیس، لباس شخصی ها، مراکز تجمع آنها، محل زندگی آنها! و بجهت به آتش کشیدن هر نوع هدفی استفاده کرد، ضمن اینکه تهیه مواد و آماده کردن و استفاده از آن بسیار ساده است. آن بخش از مردم نیز که به هر دلیل قادر به شرکت در تظاهرات نیستند، با انبار کردن کوکتل مولوتف در پشت بام خانه هایشان، می توانند در مواقع درگیری، از همان پشت بام، کوکتل مولوتف را علیه نیروهای امنیتی مستقر در خیابان یا کوچه ها، استفاده کنند.
    دقت شود که برگزاری تظاهرات در کشوری مانند ایران، با ساختار خشن امنیتی و پلیسی، تنها برای ابراز نظر نسبت به حاکمیت، طرح درخواستها و تهییج مردم نیست، بلکه خیلی بیش از اینها، بجهت در هم کوبیدن بازوی مسلح و امنیتی رژیم و نابودی امکانات سرکوب آنست. بر این اساس وقتی فرد و افرادی، تصمیم به شرکت در تظاهرات می گیرند، ضمن اینکه باید خود را برای وقوع هر نوع پیشامدی آماده کنند، همچنین باید با تمام امکانات و تمامی قدرت در صحنه حاضر شوند.
    پس از تظاهرات؛
    پس از هر تظاهراتی لازم است اقداماتی صورت پذیرد. از جمله اینکه؛
    1 – تکلیف زخمی ها روشن شود! تظاهر کنندگان باید محل دقیق بستری شدن یاران و همرزمانشان را بدانند. باید تلاش کنند امکانات معالجۀ سریع و موثر ایشان را فراهم کنند. فرد زخمی را تنها نگذارند و اگر وی در بیمارستان، تحت نظر است، در جهت رهائی وی، پس از انجام کمکهای اولیه پزشکی، اقدام کنند.
    2- اگر از گروه و هسته، فردی دستگیر شد، دیگر افراد هسته موظفند از خانواده فرد مذکور حمایت مادی و معنوی لازم بعمل آورده ، فعالیتهای هسته خود را تا بازگشت شرائط عادی به حال تعلیق در آورند. اگر امکان مخفی شدن موقت، از قبل فراهم شده باشد، بهتر است. مخفی شدن و تعلیق فعالیت هسته در محل، بمعنی بی عملی نیست، بلکه گروه می تواند با هسته های محلات دیگر، همکاری نماید.
    3- واحد تبلیغات هر هسته، پس از تظاهرات باید به جمع بندی تأثیر تظاهرات برگزار شده بپردازد و با شعار نویسی گسترده به صحنه بیاید. کار شعار نویسی، هرگز نباید متوقف شود. اخبار و وقایع مربوط به تظاهرات انجام شده، باید در نشریات محلی و خبرنامه ها و اینترنت، همراه با فیلم و عکس، بصورت گسترده پخش شود. دروغهای حکومت باید افشاء شده و فریبکاری رسانه ای آنها، با برخورد موردی ( مورد به مورد ) و مشخص، برملا شود.
    4- هسته باید خود را مجددأ سازماندهی و جای تلفات احتمالی را با نیروهای جدید پر کند. تجهیزات به غنیمت گرفته شده باید در انبار از قبل در نظرگرفته شده ذخیره شوند تا در تظاهرات بعدی از آنها استفاده شود. اگر هسته به جهت معالجه و حمایت مالی از اعضای خود به پول نیاز داشته باشد، می تواند اقدام به فروش تجهیزات اضافه کند.
    5- مسئول اطلاعاتی هسته، باید اطلاعات، عکسها و فیلمهای خود را از نیروهای پلیس و امنیتی و لباس شخصی، در اختیار اعضای دیگر قرار داده تا در مورد شیوۀ برخورد با این افراد، تصمیم جمعی گرفته شود. ضمن اینکه هسته می تواند به صورت گسترده، نسبت به معرفی این افراد به جامعه ( با نام و مشخصات کامل، محل کار و زندگی و نوع اقدامات انجام شده توسط فرد مذکور ) در سطح گسترده اقدام نماید.
    نبرد فرسایشی!
    پس از هر تظاهرات بزرگی، لازم است هسته ها برای مدتی به نبرد فرسایشی روی بیاورند. در یک نبرد فرسایشی، افراد هسته، بدون اعلام قبلی در محل حاضر شده، اقدام به شعار دادن و شعار نویسی می کنند و سریعأ محل را ترک گفته، به محل جدیدی می روند. محلهائی که قرار است اقدامات کوتاه مدت در آنجا صورت گیرد، باید از قبل کاملأ شناسائی شده و تدارکات لازم صورت گرفته باشد. در این شیوۀ برخورد، هسته ها باید تا جای ممکن از رودرروئی با نیروهای امنیتی خودداری کنند و نیروی خود را بر کار تبلیغی متمرکز کنند. ایجاد آتش و استفاده از بمبهای صوتی می تواند باعث سردرگمی نیروهای پلیس و امنیتی شود و محیط را برای آنها نا امن کند.
    دستگیری و تخلیۀ اطلاعات:
    به همانصورت که پلیس و نیروهای امنیتی، پس از دستگیری فعالین سیاسی و یا مردم شرکت کننده در تظاهرات، اقدام به بازجوئی و تخلیه اطلاعاتی فرد یا افراد مذکور می نمایند، اعضای هسته و گروه نیز، می توانند در صورت امکان، به دستگیری نیروهای امنیتی، اقدام، و آنها را تخلیه اطلاعاتی کرده و از برنامه های دولت و نیروهایش، آگاه شوند. طبیعی است که افراد هسته در صورت مبادرت به چنین اقدامی، 1- نباید شناسائی شوند، 2- برای تخلیه اطلاعات، متوسل به اعمال غیر انسانی نشوند! 3- بلافاصله پس از تخلیه اطلاعات، فرد دستگیر شده باید آزاد شود. لازم به ذکر است که اطلاعات شخصی وی باید بصورت کامل گرفته شود تا در صورت تهدید گروه ( پس از آزادی وی ) از آن اطلاعات، علیه وی استفاده شود.
    عدم ارتباط با بیگانگان:
    نیروهای مردمی بهیچوجه و بهیچ صورت نباید با بیگانگان، اعم از خبرنگاران، مأموران سفارتها و یا اعضای سرویسهای جاسوسی بیگانه، ارتباط بر قرار کنند. اینکار در درجه نخست، مشروعیت حرکت آزادیخواهانه را زیر سوال می برد، در ثانی، علیه منافع و امنیت ملی است و ثالثأ موجب انحراف اهداف مبارزه به سمت اهداف بیگانگان می گردد.
    در شرائط رکود جنبش:
    طبیعتأ هر مبارزه ای مشمول تواتر رکود و اعتلا است. در دوره ای، مردم با شور و حرارت به میدان می آیند و در دوره ای، پس از سرکوب احتمالی، دوران رکود و رخوت است و توده ها به سر کار و زندگی عادی شان بر میگردند. در چنین وضعیتی، نیروهای آگاه، نباید دلسرد و افسرده شوند بلکه باید خود را برای دورۀ اعتلای مجدد جنبش، آماده کنند. آنها باید نقاط ضعف و قدرت خود، جنبش و نیروهای دشمن را بررسی و تحلیل کنند و از تجارب بدست آمده، برای حضور دوباره و قدرتمندتر، استفاده کنند.
    زمان مبارزه ممکن است بسیار طولانی شود و عدۀ زیادی به مبارزه بپیوندند ویا از آن جدا شوند. این وضعیت، برخاسته از طبیعت زندگی و مبارزه است. باید از رویا پردازی و خیالبافی پیرامون قدرت توده ها دوری جست! باید واقع بین بود و در شرائط گوناگون، از خود انعطاف نشان داد. انتظار بیش از حد نباید داشت. باید با روشنگری، جنبش را با انگیزه های قویتر از پیش، آمادۀ دورۀ اعتلا کرد.
    در دورۀ رکود، باید به سازماندهی مجدد تشکیلات ضربه خورده پرداخت. ارتباطات را باید در چهارچوب روابط دوستانه و خانوادگی، حفظ کرد. باید به کسانی که به هر شکل در مبارزه آسیب مادی و معنوی و جسمی دیده اند یاری رساند و آنها را تنها نگذاشت.
    در دورۀ رکود، کار اطلاعاتی، پیرامون توانائی ها و نقاط ضعف دشمن، اهمیت فوق العاده ای پیدا می کند. در هر منطقه و محل و اداره و کارخانه و محل تجمعی، باید کار شناسائی ادامه یابد تا در بزنگاههای احتمالی، این نیروها و مکانها را مورد تهاجم قرار داد. عملیات ایذائی، در دوران رکود، می تواند هم دورۀ اعتلاء را نزدیکتر کند و هم در دل دشمن ایجاد رعب و وحشت کند. باید خواب آسوده را از چشمهای نیروهای امنیتی و سرکوب ربود. تحت هیچ شرائطی آنها نباید احساس راحتی و امنیت کنند. آنها نباید تصور کنند که پس از سرکوب مردم، می توانند آسوده خیال، بر موج اندوه مردم، موج سواری کنند و خود و خانواده و اعوان و انصارشان با خیال آسوده به چپاول و عیش و نوش و خندیدن به ریش ملت، مشغول شوند! باید محیط برای آنان نا امن، و در فرصت مناسب کلک آنها کنده شود!! زندگی را برای دشمنان مردم، باید تبدیل به یک جهنم واقعی کرد!
    تقویت همبستگی:
    یکی از راههائی که حکومت و نیروهای بیگانه استفاده می کنند تا جنبش را تضعیف و در صورت امکان نابود کنند، تلاش در جهت از بین بردن همبستگی ملی و پاشیدن بذر تفرقه دینی، قومی و نژادی و زبانی، و دسته دسته کردن مردم بر اساس تفاوتهای اجتماعی، محلی یا جغرافیائی است. آنها تلاش می کنند تا بین مردم تفرقه بیاندازند یا آنها را رودرروی یکدیگر قرار دهند تا بتوانند به سلطۀ خود ادامه دهند و اهداف خود را پیش ببرند. مشغول کردن مردم به تناقضات و تعارضات درون جامعه، از شیوه های کثیف استعماری است که وسیعأ توسط حاکمیتهای استبدادی نیز بکار گرفته می شود. باید مردم و بخصوص جوانان را، پیرامون وضعیت جامعه، هویت آن، تاریخ آن و اهداف واقعی مبارزه، آگاه کرد تا در دام مبارزات ساختگی و انحرافی نیافتند و بخود مشغول نشده و بقول معروف؛ سوراخ دعا را گم نکنند! باید دوستان و دشمنان واقعی مردم را به آنان شناساند و صف بندیهای واقعی را در جامعه، به آنها نشان داد…
    در دوران رکود، مطالعه و بالا بردن سطح آگاهی خود و دیگران، از جمله کارهائی است که یکلحظه هم نباید فراموش شود. باید جوانان عمیقأ درک کنند که بزرگترین دشمن انسان، نادانی است. آنها باید تلاش کنند به اطلاعات بنیادین، پیرامون تاریخ و جامعۀ خود، هویت و هستی ملی و فرهنگی،… و همچنین ماهیت انواع و اقسام نظامهای اقتصادی و سیاسی و احزاب و عقاید و اعتقادات مختلف، دست یابند و پی ببرند.
    ضمن آرزوی پیروزی برای تمام مبارزان راه آزادی، از خواننده این نوشتار تقاضا می شود در نشر و پخش این نوشته، بصورت گسترده اقدام و تلاش نماید!

    دکتر ناصر بخارائی تیرماه 1388

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s