توهین به زنان، جوهره نگاه به زن در جمهوری اسلامی

zan-mardsalariارژنگ بامشاد
حملات گسترده و جنسیتی روزنامه های نزدیک به بیت رهبری از جمله «جوان»؛ «رجانیوز»؛ «یالثارت الحسین»؛ «تسنیم» و غیره به معصومه ابتکار و شهیندخت مولاوردی زنان کابینه حسن روحانی و «سلیطه» و «خانم رئیس» خواندن آنها، بحث های گسترده ای را در محافل دولتی و حکومتی دامن زده است. روشن است به کارگیری این ادبیات مشمئزکننده و شرم آور در باره زنان دولت، از خشم و نگرانی سکانداران قدرت از نقش و وزن زنان در آستانۀ انتخابات پیش رو خبر می دهد. می توان این ادبیات سخیف را به حساب جنگ های جناحی درون حاکمیت گذاشت که با حمله به زنان، تلاش می کنند نیروهای طرف مقابل را فلج کرده و دایره حملات خود را گسترده تر سازند. آنها نیک می دانند مردان جناح مقابل هم تصور بهتری از زنان ، حتی زنان همسو به جناح خود، در فکر و ذهن خود ندارند. بکارگیری این ادبیات زشت و کثیف، سرمایه گذاری روی بخشی از عقب مانده ترین مردان جامعه نیز هست که از زن تصوری بشدت مردسالارانه ، تبعیض آمیز و «کالای جنسی» دارند و لحن و کلام شان در باره زن، تفاوتی با لحن و ادبیات ستون نویس های روزنامه ها، مجله ها و رسانه های نزدیک به بیت ندارد.

طرفداران دولت و کسانی که خود را طرفدار اسلام «مهروز» و «رحمانی» می دانند تلاش می کنند تا ثابت کنند که تصور و تصویر آن ها از زن، نگاهی غیر از نگاه اصولگرایان و هتاکان نزدیک به بیت است. اما آنها فراموش می کنند که همین چندی پیش وزیر کشور دولت حسن روحانی مجبور شد زیر فشار «ائمه جمعه» و «علمای بلاد» در خوزستان، حکم به کارگماری ۹ زن فرماندار و بخش دار را لغو کند. آنها نمی خواهند قبول کنند که ۲۶ نهادی که از سوی «شورای عالی انقلاب فرهنگی» برای کنترل زنان در جامعه مشغول کارند، در دوره های مختلف با رای و نظر «اصلاح طلبان»، «اصولگرایان»، «اعتدالیون» و «کارگزاران سازندگی» شکل گرفته اند. از این رو با صراحت می توان گفت که در برخورد با مسئله زن در جامعه، تفاوت اساسی میان جناح های گوناگون حکومتی وجود ندارد. هر چند اصلاح طلبان و بخشی از نیروهای همسوی شان، بنا به مصلحت حفظ نظام، برخورد دیگری با مسئله زن دارند. اینکه زنان طرفدار این جناح یا آن جناح به مدارج حکومتی حتی تا پست وزارت رسیده اند، نه از حسن نظر حکومتیان، بلکه از فشار سنگین جنبش پرتحرک زنان کشور است. همان فشار قدرتمندی که خمینی را مجبور کرد به حق رای زنان پس از انقلاب گردن بگذارد. توجه داشته باشیم که خمینی در پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ در مخالفت با حق رای زنان و اصلاحات ارضی در انقلاب سفید موضع گیری کرده بود.

واقعیت این است که نگاه حکام اسلامی، بی توجه به این که وابسته به چه جناح و دسته ای باشند و نگاه روحانیون به زن، نگاهی زن ستیزانه است که زن را «ناقص العقل» و «کهتر» می داند. این نگاه در قانون اساسی جمهوری اسلامی و در قوانین شرعی حکومت در باره ارث، حق حضانت، شهادت زن، حق ازدواج و طلاق، حق مسافرت و … به صراحت بیان شده است. این نگاه تحقیرآمیز گاه به شکل ماده های قانونی در قانون مجازات اسلامی و یا قوانین حقوقی خود را نشان می دهند و گاه در ادبیات زشت و بی ادبانه ائمه جمعه و مداحان عربده کش و ستون نویس های رسانه ها و گاه در سریال های مفتضح تلویزیونی. توجه داشته باشیم وقتی که ادبیات رسانه های همگانی رژیم چنین بی پروا و زشت در باره زنان آنهم زنان عضو کابینه دولت سخن می گویند، همقطارانشان در «نیروی انتظامی» ؛ «گشت های ارشاد» ؛ «امر به معروف و نهی از منکر» و «سربازان گمنام امام زمان» در خیابان ها ، بازداشتگاه ها و زندان ها با زنان و دختران مردم چه می کنند!

واقعیت این است که نگاه تمامی طرفداران دولت دینی در ایران نبست به زنان با نگاه همکیشانشان در عربستان سعودی، دولت اسلامی (داعش)، طالبان و بوکوحرام هیچ تفاوت ماهوی ندارد. تمامی آنها زن را نه به عنوان یک انسان برابر، بلکه بصورت یک «کالای جنسی» که موجب «گناه» می شود در ذهن خود به تصویر می کشند. آنها وقتی هم که بخواهند از حرمت زن سخن بگویند از او در مقام مادر و دختر و همسر سخن به میان می آورند. زن به ذات خود برای آن ها یک انسان کامل نیست. اگر هم به این نگاه آنها انتقاد کنید فورآ به آیه «نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ» از سوره بقره متوصل می شوند که می گوید:« زنان شما كشتزار شما هستند پس از هر جا [و هر گونه] كه خواهيد به كشتزار خود [در]آييد و آنها را براى خودتان مقدم داريد و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه او را ديدار خواهيد كرد و مؤمنان را [به اين ديدار] مژده ده (۲۲۳)» و یا آیه :« وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجها لیسکن إلیها؛» سورة الأعراف – الآية ۱۸۹ که زن را مایه آرامش و تسکین مرد قرار داده است. و بر همین پایه هم به چند همسری مردان و تعدد زوجات تاکید کرده است. توجه داشته باشیم که هیچکدام از علمای اسلام در حوزه های علمیه قم ، نجف، مشهد و دیگر حوزه ها و هیچ یک از رهبران رژیم اسلامی، هیچ کلامی در محکومیت فروش زنان در بازارهای برده فروشی عراق و سوریه بر زبان نرانده اند و یا علیه برده فروشی موضع نگرفته اند. همین یک مورد شباهت ماهوی تمامی این جریانات با یکدیگر را بخوبی نشان می دهد. اما چرا برخورد رهبران این جریانات در کشورهای گوناگون متفاوت است؟ آنچه باعث تفاوت رفتار آن ها می شود، فشارجامعه و قدرت زنان هر کشور است. در ایران برآمده از یک انقلاب توده ای فراگیر که در آن زنان نقش بسیار فعالی داشتند، روحانیت حاکم خیلی زود متوجه شد که باید «عمامه را بچرخاند»( موضع قبلی خود را یواشکی عوض کند). با این حال، هر جا که امکان سرکوب و به عقب نشینی واداشتن زنان ممکن شد، دست به پیشروی زدند. با شعار یا «روسری یا توسری» شروع کردند و سپس به گشت های ارشاد و غیره رسیدند و حالا از طرح های «دورکاری» و «ممنوعیت ارائه لوازم جلوگیری از بارداری» و محدودیت در انتخاب رشته تحصیلی یا دانشگاه مورد علاقه دفاع می کنند.

مقاومت جامعه ایران و بویژه مقاومت ستایش برانگیز زنان ما آنچنان گسترده شده که بخشی از حکام اسلامی و حتی روحانیت فسیل شده را واداشته است تا اینجا و آنجا دست به عقب نشینی بزنند. سهم ۶۰ درصد ی دانشجویان دختر ، حضور چشم گیر آنها در عرصه های ورزشی، درخشش شان در هنر و ادبیات و بویژه در هنر سینما، وزن شان در محیط های کارگری و بویژه در بخش خدمات همچون آموزش و پرورش و بهداشت و درمان آنچنان گسترده است که نمی توان آنها را نادیده گرفت و از کنارشان به راحتی گذشت. از همین روست که این فشار روزافزون، بخش های مختلف حاکمیت را به تکاپو واداشته و آنها را مجبور ساخته رنگ و لعاب تازه به باورهای پوسیده شان بزنند.

اما رنگ و لعاب تازه بر باورهای پوسیده، ره گشا نخواهد بود. در»اصل بیستم قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است: – «همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند». مشکل اساسآ در همین موازین اسلام است که ریشه نابرابری زن و مردم است. نابرابرئی که خامنه ای رهبر رژیم در شنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۳از آن دفاع می کند و می گوید:« برابری جنسی زن و مرد از جمله حرف‌های کاملاً غلط غرب است. برابری همیشه به معنای عدالت نیست، عدالت همیشه حق است، اما برابری گاه «حق» است و گاه «باطل»». از این رو باید دین را به عرصه خصوصی زندگی افراد بازگرداند و به حاکمیت دین بر دولت پایان داد و «موازین اسلام» را از حمایت قانونی برابر حقوقی زن و مرد کنار زد. تنها از این طریق است که می توان به برابر حقوقی کامل زنان و مردان، جامه عمل پوشاند. برابر حقوقی کامل زنان و مردان در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تضمین آن در قانون، تنها راهی است که می تواند به این نگاه زشت و زن ستیزانه پایان دهد. جامعۀ جوان، تحصیل کرده و پیشرفتۀ امروزی ایران نمی تواند به سیستم واپس مانده و عهد بوقی حکومت استبداد دینی تن در دهد. بن بست های کنونی کشور و استبداد فقاهتی از اینجا ناشی می شود. باید با در هم شکستن این استبداد به این بن بست درجامعه پایان داد و امکان شکوفاهی فرد فرد زنان و مردان کشور را فراهم ساخت. جامعه امروز ایران شایسته چنین حکومتی واپسگرا، عقب مانده و عهد بوقی نیست. ایران تشنۀ جامعه ای است که به قول مانیفست کمونیست «در آن شکوفائی آزاد هر فرد، شرط شکوفائی آزاد همگان باشد».
چهارشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۴ برابر با ۰۶ ژانويه ۲۰۱۶

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s