پیروزی زندگی و مردم و شکست اندیشۀ داعشی

zendegi-pارژنگ بامشاد
رویگردانی شتابان و مستمر مردم از بایدها و نبایدهای حکومت اسلامی، شکست تمام عیار فرهنگ تاریک اندیشانه و واپسگرایانۀ حکام کشور را به خوبی نشان می دهد. شاید به جرئت بتوان گفت که مردم ایران و بویژه جوانان کشور در پشت کردن به ارزش های تحمیلی حکومت اسلامی و «نه» گفتن به تفکر داعشی، در صدر مردم خاورمیانه قرار دارند.این واقعیت، دیگر ساخته و پرداخته تجزیه و تحلیل های جریان های غیرحکومتی نیست. علی مطهری نماینده مجلس رژیم در جمع دانشجویان از گزارش مفصلی خبر داده که در اختیار رهبر رژیم قرار گرفته و «خامنه‌ای برای بررسی این گزارش شش ساعت وقت گذاشته و برای وضعیت برخی حوزه‌ها «اشک» ریخته است». محمد‌باقر قالیباف٬ شهردار تهران نیز از برگزاری جلسه سران قوا با علی خامنه‌ای درباره بررسی «آسیب‌های اجتماعی» خبر داده است. به گفته مطهری در این گزارش آمده که مردم ایران از سبک زندگی «اسلامی» فاصله گرفته‌اند. خود او نیز معتقد است که: «در حال حاضر تا حدی در بخش فرهنگی نفوذ صورت گرفته، به طوری که با نگاهی به نوع و سبک زندگی، می‌توان فاصله از سبک زندگی اسلامی و نزدیکی به سبک زندگی غربی را دید.»

در ابتدا از سردمداران رژیم و منادیان اسلام حکومتی باید پرسید: «سبک زندگی اسلامی» دیگر چه صیغه ای است؟ آنهائی که در اتوموبیل های ضد گلوله می نشیند و «آقازاده ها» و «یادگارها»یشان پورشه و لامبرگینی سوار می شوند؛ سوار بر هواپیماهای غول پیکر در سواحل مدیترانه و دریای سیاه تعطیلاتشان را می گذارند و با بورسیه های تقلبی در معتبرترین دانشگاه ها اروپائی و آمریکائی به تحصیل مشغولند، چگونه علیه فرهنگ مدرن سخن می گویند و از «سبک زندگی اسلامی» دم می زنند؟ حضراتی که در شبکه های اجتماعی حساب کاربری باز کرده اند و بخش زیادی از آنها همراه «اهل بیت»، از فروشگاه های لوکس در پاریس و لندن خرید می کنند و عروسی های فرزندانشان را در کاخ های مجلل شمال تهران برگزار می کنند، با چه معیاری از «سبک زندگی اسلامی» سخن می گویند. حالا از زمین خواری ها، جنگل خواری ها و اختلاس های هزاران میلیاردی شان سخن نمی گوئیم که آش آنقدر شور شده که خان هم فهمیده.

شکست تمام عیار سبک و سیاق زندگی داعشی مورد نظر حکومت، بر نگرانی سران رژیم بشدت افزوده است. حالا دیگر به جای اعتراف به این شکست و تسلیم شدن در برابر خواست مردم برای انتخاب سبک زندگی خود، تلاش می کنند تا به شیوه امنیتی با آن برخورد کرده و سرکوب مدنی گسترده را با سرکوب امنیتی و سیاسی ادغام کرده و بر شدت آن بیافزایند. این سیاست به تازگی از سوی رهبر رژیم در جمع بسیجیان حکومت با صراحت فرموله شده است. علی خامنه ای ضمن خطرناک دانستن «نفوذ جرياني و شبكه‌اي» می گوید: «در اين روش، دشمن عمدتا با دو وسيله «پول و جاذبه‌هاي جنسي» در درون ملت و در داخل كشور شبكه‌سازي مي‌كند تا آرمان‌ها، باورها و در نتيجه سبك زندگي را تغيير دهد». پیش از این نیز شاهد دستگیری های گسترده فعالان رسانه های داخلی به اتهام «نفوذ» از سوی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران رژیم بوده ایم. بنابراین به دنبال بالا بردن فشار بر فعالان رسانه ای، حالا دیگر باید شاهد دستگیری ها و گسترش فشار بر بخش های گسترده ای از مردم به اتهام «عضویت در نفوذ جریانی و شبکه ای» باشیم. اتهامی که با گستردگی گروه های همبسته در شبکه های اجتماعی، می تواند دامن بخش گسترده تری از فعالان مدنی و اجتماعی و حتی مردم عادی را بگیرد. بنابراین در یک کلام می توان گفت که پس از افزایش فشار بر فعالان کارگری ، دستگیری فعالان رسانه ای و ضرب و شتم فعالان حقوق بشر، باید شاهد فشار، دستگیری و تهاجم به فعالان مدنی و اجتماعی و تلفیق سرکوب مدنی با سرکوب سیاسی به شکل گسترده تری نیز باشیم. بی جهت نبود که مدتی پیش پناهگاه گربه های شعله رئوفی به آتش کشیده شد و او و چهارصد گربه اش را در شعله های بیرحم آتش سوزاندند. چند هفته پیش نیز شاهد به آتش کشیده شدن دار وندار کارتن خواب های هرندی تهران بودیم. به تازگی طرح گسترده شهرداری برای برخورد و ساماندهی بساط گستران و دستفروشان بازار بزرگ تهران آغاز شده تا از کار بی پناه ترین بخش مردم جلوگیری شود. راه اندازی گشت های ارشاد در آغاز زمستان و برخورد خشن با دختران و زنان جوان نیز از دیگر جلوه های سیاست جدید حاکمیت است.

سیاست سرکوب همه جانبه ، چه در عرصه سیاسی و چه در عرصه مدنی که اساسآ توسط هسته مرکزی قدرت با استفاده از نهادی های امنیتی سپاه پاسداران، نیروی انتظامی و بسیج به اجرا گذاشته می شود، همواره در حکومت اسلامی جریان داشته است اما در فضای جدید معنای خاصی نیز یافته است و هدف های تازه ای را دنبال می کند و از یک نگرانی جدی و تا حدودی تازه هم ناشی می شود. آن ها از جسارت مردم پس از شکست حاکمیت در پذیرش برجام بشدت نگران شده اند. پیش کشیدن مسئله «نفوذ» و بویژه «نفوذ جرياني و شبكه‌اي»، از عمق وحشت رهبر رژیم و هسته مرکزی قدرت خبر می دهد. این نگرانی بویژه در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هر چند سیاست سرکوب مستمر به این دوره کوتاه محدود نخواهد ماند، اما شدت آن تا آستانۀ انتخابات پیام روشنی دارد. نگرانی از جسارت مردم در کنار شورش بخشی از کاست حکومتی، خواب از چشمان رهبر رژیم ربوده است. ائتلاف شورشیان کاست حکومتی به رهبری هاشمی رفسنجانی برای ایجاد جبهه ای گسترده در انتخابات آتی، هسته مرکزی قدرت و بویژه بیت رهبری را با انزوای جدی روبرو ساخته است. تلاش برای ایجاد ائتلافی از طرفداران هاشمی رفسنجانی، حسن روحانی، محمد خاتمی، ناطق نوری، حسن خمینی و علی لاریجانی بر نگرانی طرفداران بیت افزوده است. حالا دیگر بیت رهبری تنها می تواند روی جبهه پایداری و نهادهای سرکوب امنیتی، نظامی، انتظامی و فرهنگی تحت امرش حساب کند. از این روست که هسته مرکزی قدرت، سرکوب همه جانبۀ جسارت مردم تحت عنوان مقابله با «نفوذ جرياني و شبكه‌اي»، را در دستور قرار داده است. انتخاب این سیاست با توجه به همسوئی ائتلاف شورشیان کاست در مهار و جلوگیری از تهاجم مردم با سیاست بیت رهبری و سکوت ، همسوئی و همراهی آنها در این رابطه، با هوشیاری تمام انجام گرفته است. بی جهت نیست که یکی از نویسندگان وبسایت هاشمی رفسنجانی از تاریخچه نفوذ هفت گانه در سی و هفت سال حکومت اسلامی سخن می گوید تا خود را در همسوئی کامل با رهبر رژیم قرار دهد.

در پیش گرفتن سیاست سرکوب همه جانبه جامعه مدنی و شبکه های همبسته مردمی، بیانگر شکست رقت بار حاکمیت اسلامی در تحمیل سبک زندگی داعشی بر جامعه در سی و هفت سال گذشته است. شکست این سیاست علیرغم آن صورت گرفته است که تمامی امکانات مالی، اقتصادی، اداری ، تبلیغی، نظامی و امنیتی یک کشور بزرگ در اختیار تاریک اندیشان واپسگرا و داعشیان مستقر، قرار گرفته است. آنها که در تمامی این سال ها نتوانسته اند تفکر داعشی خود را بر مردم تحمیل کنند، و حتی فرزندان خودشان نیز این تفکر را در سبک زندگی خود رعایت نمی کنند، این بار هم در تهاجم فرهنگی خود به مردم با شکست همه جانبه ای رویرو خواهند شد. حالا که سرکوب سیاسی با سرکوب مدنی در هم آمیخته است، جنبش مدنی کشور نیروی عظیم و تهاجمی خود را به میدان می آورد. هر چند در این رویاروئی هزینه ها بسیار بر مردم و بویژه بر فعالان مدنی تحمیل خواهد شد، اما پیروز واقعی این میدان مردم و زندگی خواهند بود. این نیروی عظیم مردمی که زندگی را پاس می دارد، نیروئی است که کلیت نظام داعشی اسلامی را به وحشت انداخته است. امروز شادابی جوانان کشور را در گروه های ورزشی، موسیقی، دفاع از کودکان نان آور خانواده، دفاع از محیط زیست، دفاع از حیوانات، و دفاع از سبک و سیاق زندگی مدنی به خوبی مشاهده می کنیم. این جوانان پرشور کشور، حتی مراسم تاسوعا و عاشورا و دیگر سنت های مذهبی ـ توده ای مردم را نیز دگرگون کرده اند و از این رو خشم حکام خشک مغز و اسیر در خرافات و واعظان منبر نشین را برافروخته اند. روشن است که این جریان مدافع زندگی در کنار مبارزات کارگران، زنان، تمامی ملیت های تشکیل دهنده کشور و بویژه ملیت های تحت ستم و اکثریت تهیدستانی که برای به چنگ آوردن لقمه نانی در متروها، در کنار خیابان ها و حاشیه شهرها به کسب و کار مشغولند، می تواند به نیروی عظیمی تبدیل شود تا تهاجم فرهنگی همه جانبه حاکمیت داعشی را در هم بشکند و راه را برای زندگی آزاد و سرشار از شادی و نشاط برای تمامی مردم این مرز و بوم فراهم آورد. روشن است که در این راه، فشار بر مردم گسترده تر خواهد شد، اما این مردم هستند که در این جنگ همه جانبه پیروز میدان خواهند بود و تفکر داعشی باز هم شکست خواهد خورد و در هم شکسته می شود. صدای شکستن استخوان های تفکر داعشی در ایران شنیده می شود.
چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۴ برابر با ۰۲ دسامبر ۲۰۱۵

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s