تنبیه جمعی، نشانۀ درماندگی در برابر آزادپوشان

zan-badhejabi
ارژنگ بامشاد
مقاومت گسترده دختران و زنان کشور در برابر حجاب اجباری، وارد مرحلۀ تازه ای شده است. طرفداران پوشش اجباری که تمامی امکانات و اقتدار حاکمیت اسلامی در سی و هفت سال گذشته را برای تحمیل دیدگاه های واپسگرایانه شان بر زنان کشور به کار گرفته اند، حالا دیگر نه با «کم حجابی» و «بدحجابی» ، بلکه با «کشف حجاب» توسط زنان و دختران آزادپوش کشور روبرویند و نسبت به آن واکنش نشان می دهند. سردار سعید منتظرالمهدی سخنگوی نیروی انتظامی می گوید : « طبق مصوبه 427 شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر اشاعه فرهنگ حجاب در جامعه که به 26 دستگاه ابلاغ گردیده ، پلیس آخرین دستگاه است و چنانچه همه دستگاه‌ها به وظایف خود عمل کنند نیازی به حضور پلیس نیست و کم‌کاری و کاستی برخی دستگاه‌ها، پلیس را مجبور به برخورد سلبی می‌کند». حالا شکست تمامی اهرم های اشاعه فرهنگ منحط حجاب تحمیلی آشکار گردیده و نوبت به برخورد سرراست پلیسی رسیده است. در این راستاست که توقیف خودروهای حامل زنان آزادپوش در دستور نیروی انتظامی قرار گرفته تا جائی که به اعتراف همین سخنگوی نیروی انتظامی تنها در یک هفته به ۱۰ هزار راننده به دلیل کشف حجاب در خودرو تذکر داده شده و ۲ هزار خودرو نیز به همین اتهام توقیف و به پارکینگ ها منتقل شده است.

توقیف خوورو به دلیل کشف حجاب و انتقال آن به پارکینک، آخرین حربۀ حاکمیت تاریک اندیش اسلامی برای مقابله با مقاومت زنان است. باید توجه کنیم که تمامی تلاش های حاکمیت اسلامی برای تحمیل پوشش اجباری بر زنان با شکست مفتضحانه ای روبرو شده است. در جمهوری اسلامی 26 وزارتخانه، سازمان و دستگاه اجرایی موظف به اجرای اصولی برای گسترش فرهنگ «حجاب و عفاف» شده اند. برای مثال «سازمان تبلیغات اسلامی با ۱۱ وظیفه به ایجاد ۱۵۰ سایت و ۱۰ نشریه ویژه حجاب، افتتاح پژوهشکده حجاب، طرح آشنایی با فلسفه حجاب در دبیرستان‌ها و برپایی ۶۰ دوره کارگاه حجاب و عفاف در سراسر کشور» پرداخته است. در مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی برای ستاد امر به معروف و نهی از منکر یازده وظیفه تعریف شده است. در همین مصوبه برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ۲۱ وظیفه برشمرده شده؛ «از جمله استفاده مناسب از لباس‌های اسلامی ملی در فیلم‌های سینمایی ، جلوگیری از انتشار و تبلیغ کالاهای فرهنگی که با فرهنگ عفاف و حجاب مغایرت داشته باشد، ترویج الگوهای مناسب برای عفاف و حجاب و ممانعت از ترویج فرهنگ مدگرایی منفی در محصولات و کالاهای فرهنگی، حمایت از انتشار نشریات تخصصی و پوشاک اسلامی و سعی در جهانی کردن این نشریات از طریق اینترنت». در این مصوبه برای وزارت صنعت نیز ۱۵ وظیفه مقرر شده است؛ » حمایت عملی از طراحان و تولید‌کنندگان پوشاک‌های ساده و اسلامی در جهت ایجاد تنوع در الگوهای پوشش اسلامی ؛ ممنوعیت ورود، تولید و عرضه مجسمه‌ها، عروسک‌ها، مانکن‌ها و تابلوهای مروج ضد عفاف نظیر نقاشی، فرش، روزنامه».

با وجود چنین حجمی از دستگاه های حکومتی با بودجه های سرسام آور، مقاومت در برابر حجاب اجباری روز به روز گسترده تر می شود. تا جائی که اکنون سرک کشیدن به درون خودروهای شخصی مردم نیز از وظایف نیروی انتظامی کشور محسوب می شود. در همین راستا، حالا دیگر حاکمیت در تلاش است تا خانواده ها را نیز به نیروی فشار برای اجرای این سیاست بشدت واپسگرایانه تبدیل کند. توقیف خودرو به بهانه کشف حجاب، یک تنبیه جمعی است. این به معنای محروم کردن یک خانواده به مدت یک هفته یا بیشتر از وسیله نقلیه خانوادگی است. هدف این نوع تنبیه، افزایش فشار بر به اصطلاح «مجرم» توسط نزدیکترین وابستگان اوست. این نشانۀ استیصال نهائی حاکمیت تاریک اندیش است. تنبیه جمعی و خانوادگی، شیوه سرکوب فاشیستی است. در تمامی سی و هفت سال حاکمیت جمهوری اسلامی، تنبیه جمعی و خانوادگی بر فعالان سیاسی و مدنی اعمال شده است. این تنبیه رذیلانه، در قبال خانواده های فعالان سیاسی دهۀ شصت با بیرحمی تمام به کار گرفته می شد و هم اکنون نیز ادامه دارد. نمونه تنبیه جمعی به عنوان یک شیوه فاشیستی سرکوب را در اقدامات دولت نژادپرست و فاشیستی دولت اسرائیل نیز مشاهده می کنیم. این دولت، خانه های خانواده های مبارزان فلسطینی که دست به اقدامات مسلحانه زده باشند را ابتدا منفجر و سپس با بولدوزر با خاک یکسان می کند. همین شیوه تنبیه جمعی را توسط فاشیست های داعشی در قبال ایزدی ها، مسیحیان، شیعیان و دگراندیشان، به خشن ترین وجهی شاهد هستیم. هدف تنبیه جمعی، بالا بردن حداکثر فشار بر کسانی است که قواعد و مقررات حکومت فاشیستی در هر شکل آن را بر نمی تابند. فاشیستها، جرم، اگر جرمی اتفاق افتاده باشد، را امری فردی نمی دانند. آنها به شیوه و مقررات مدرن حقوقی اعتنائی ندارند و بر پایه دستورالعمل ها و مقررات شرعی و حکومتی خود عمل می کنند. چه این مقررات ناشی از شرع انور شیعی باشد چه سنی چه آپارتاید اسرائیلی.

تنبیه جمعی آزادپوشان در ایران، بیان شکست تمام و عیار سیاستی است که در تمامی سی و هفت سال گذشته تلاش کرده مقاومت زنان را در هم بشکند. نباید فراموش کنیم که برای در هم شکستن مقاومت قهرمانانه زنان کشور، حاکمیت اسلامی تنها از شیوه های قانونی استفاده نکرده است. آنها با سازماندهی گروه های به اصطلاح «خودسر»، به بدترین و بیرحمانه ترین شیوه ها علیه زنان آزادپوش و خواهان حق اختیار بر تن و پوشش خود عمل کرده اند. سازماندهی «خفاش شب» در مشهد، «گروه قنات» در کرمان، تجاوز گروهی به زنان در باغ های اصفهان، تجاوز گروهی به دختران جوان در باغ های قزوین، اسیدپاسی های سازمانیافته در اصفهان نمونه های بر ملاء شدۀ اقدامات سازمانیافتۀ مخفی مقامات حکومتی است. سخن رانی های بیشرمانه ائمه جمعه علیه زنان را نیز نباید از یاد برد. به این سخنان آیت الله سید یوسف طباطبایی نژاد، نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اصفهان توجه کنید:« این درست نیست که زن شاغل باشد و مرد بیکار، مرد تحقیر می‌شود وقتی که بخواهد از همسر خود پول بگیرد در حالی که زنان از این‌که شوهرشان از آنها حمایت مالی می‌کنند لذت می‌برند. فعالیت زنان در مغازه‌ها، ادارات و شرکت‌ها باید ممنوع شود / اینکه دختران ما راننده تریلی و کامیون باشند، یعنی هنوز ته دل ما آمریکایی است» . حقآ این سخنان امام جمعه اصفهان، چه از مقررات «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش) کم دارد؟ بر این اقدمات، باید مجموعۀ محدویت های فعالیت در عرصه های اجتماعی را نیز افزود. سلب حق انتخاب رشته تحصیلی یا حتی محل تحصیل، جلوگیری از ورزش دختران به بهانه های واهی، جلوگیری از استخدام زنان مجرد، دخالت بیشرمانه در حق زنان برای بارداری یا عدم بارداری و ده ها نمونه دیگر، تلاش برای خانه نشین کردن زنان با طرح هائی همچون «دورکاری»، ایجاد مشکلات برای بازگشت به کار زنان تازه بچه دار شده، جلوگیری از کار زنان در مغازه ها و رستوران ها و …. را می توان در لیست تلاش های رذیلانۀ حاکمیت تاریک اندیش اسلامی در حق زنان بر شمرد.

اما تمامی تلاش های بیشرمانۀ حاکمیت اسلامی با شکست تمام عیار روبرو شده است. مقاومت گسترده دختران و زنان ایرانی، به حدی بوده است که در بسیاری از زمینه ها، حاکمیت مجبور گشته از مواضع خود عقب نشینی کند. به حضور گسترده دختران کشور در دانشگاه ها نگاه کنید؛ به نقش آفرینی های زنان کارگردان، نویسنده، نقاش ، هنرپیشه و هنرمند، نظری بیافکنید؛ به درخشش دختران ورزشکار کشور در مسابقات جهانی توجه کنید؛ خلاقیت های بی نظیر زنان و دختران کشور در دور زدن بایدها و نبایدهای حاکمیت را ملاحظه کنید؛ حضور قدرتمند زنان در اعتراضات کارگران، معلمان ، پرستاران و جنبش دادخواهی را مشاهده کنید، تا وزن و نقش جنبش زنان کشور را در مقابله با تاریک اندیشی اسلامی و استبداد مدافع بدترین نوع استثمار سرمایه داری را به خوبی ارزیابی کرده باشید. توجه داشته باشیم که روحانیت شیعه و آیت الله های جا خوش کرده در حجره های تاریک اندیشی و واپسگرائی، در زمینه دفاع از «مقدسات» دینی ، از برادران داعشی خود در «دولت اسلامی عراق و شام» هیچ کم ندارند. اگر آنها نمی توانند همانند وحشیان داعشی عمل کنند، به دلیل مقاومت گسترده ای است که جنبش زنان کشور در برابرشان سازمان داده اند. تا به حال دیده اید که حتی یک آیت الله و یا یک مرجع تقلید در ایران، اقدام جنایتکارانۀ «دولت اسلامی عراق و شام» در فروش زنان ایزدی و مسیحی در بازارهای عراق و سوریه را محکوم کرده باشد؟ منطق کشورداری حاکمان «جمهوری اسلامی ایران»، با منطق کشورداری «دولت اسلامی عراق و شام» هیچ تفاوت ماهوی ندارد. هر دو آنها می خواهند احکام شریعت و اسلام ناب محمدی را به اجرا بگذارند. اگر حاکمان ایران، مجبور شده اند در بسیاری از زمینه ها ، دست به عقب نشینی هائی بزنند، به دلیل جامعه ای است که در برابرشان مقاومت می کند. از دید مدعیان اسلام ناب محمدی چه شیعه و چه سنی، زنان، انسان های درجه دوم هستند، زنان نیمه انسان هستند و این تاریک اندیشان ضد زن تلاش می کنند این نگاه بیشرمانه را بر جامعه تحمیل کنند. اما زنان ایران این نگاه را بر نمی تابند و در برابر آن با چنگ و دندان و با تمام توان خود مقاومتی بسیار برجسته و درخشان را سازمان داده اند. تا جائی که جنبش زنان کشور و فراتر از آن کل زنان ایران به یکی از نیرومند ترین گورکنان حکومت اسلامی تبدیل شده اند. اما این نیرو برای این که بتواند همه ظرفیت های خود را به میدان بیاورد، باید از تمامی خواست های بیواسطه زنان کشور قاطعانه دفاع کند. از حق آزادی پوشش گرفته تا حق برابر در ارث، مزد برابر در برابر کار برابر، حق حضانت بر فرزند، حق طلاق ، حق مسافرت، حق انتخاب آزادانه رشته تحصیلی و شغل و کار و محل زندگی. این مجموعه خواست های اولیه است که نقدآ زنان فعال را با زنان اعماق در کنار هم گرد می آورد و جنبش زنان کشور را به نیروئی عظیم در کنار دیگر نیروهای اجتماعی برای در هم شکستن حاکمیت تاریک اندیش و مستبد اسلامی به میدان می آورد. در این میان وظیفه تمامی مردان، مردان فامیل، مردان همکار و همدرس و هم رزم است تا در دفاع از مبارزات درخشان زنان، همدوش و همراه و هم سنگر آنها باشند. مبارزه و مقاومت زنان، مبارزه ای تنها برای زنان کشور نیست، این مقاومت قهرمانانه، مبارزه مشترک همه مردمان این کشور در برابر تاریک اندیشی، واپسگرائی، توحش قرون وسطائی و استبداد سیاه دینی است که تلاش دارد ایران را از پیشرفت بازدارد و به دوران برده داری عشیرتی بازگرداند.
سه-شنبه ۳ آذر ۱۳۹۴ برابر با ۲۴ نوامبر ۲۰۱۵

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s