زنجیره های سیاست سرکوب دستگاه ولایت

me-we
ارژنگ بامشاد
پذیرش برجام از سوی حاکمیت اسلامی و شخص رهبر رژیم بر متن اعتراضات و شورش هدایت شدۀ بخش هائی از نیروهای اطراف بیت رهبری، دوران تازه ای را در جمهوری اسلامی رقم زده است. دورانی که ابهت رهبر و سیاست هایش در هم ریخته و دستگاه ولایت مجبور گشته شکست سیاست هایش در زمینه هسته ای و سیاست خارجی را بپذیرد. «برجام» که پس از دو سال مذکرات فشرده با آمریکا یا به تعبیر خودشان»شیطان بزرگ» به سرانجام رسید، تکان های شدیدی به پایه های استکبارستیزی دستگاه ولایت داده است. بی جهت نیست که رهبر رژیم، مدام نسبت به خطر «نفوذ» «شیطان بزرگ» هشدار می دهد و تلاش می کند تا پیروان و سرسپرده گان درگاه، که سال ها با این شعارها بسیج شده اند را در «خط ولایت» نگهدارد. اما در سوی دیگر، مردم صدای شکستن استخوان های سیاست های «استکبارستیزی» حاکمیت را با گوش خود شنیده اند. آنها از پذیرش برجام خشنود گشته اند به این امید که تحریم های مصیبت بار از میان برداشته شود و امکان تنفسی هر چند محدود در عرصه زندگی روزمره فراهم آید. همین خشنودی مردم و همچنین از بام افتادن طشت رسوائی سیاست های سکانداران اصلی قدرت، زمینۀ جسورتر شدن آنها را فراهم آورده است. جسارتی که نگرانی دشمنان مردم را صد چندان کرده است.

دستگاه ولایت و تمامی ارگان های سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی تحت امرش برای کنترل جسارت مردم به صف شده اند. سیاست های دورۀ اخیر سکانداران اصلی قدرت، این واقعیت را به عریانی نشان می دهد. محورهای اساسی این سیاست را چنین می توان بر شمرد.

اول ـ در گام نخست، سرکوب مستقیم هر تحرک مردمی در دستور قرار گرفته است. در پی قتل خاموش شاهرخ زمانی، شاهد تشدید فشار بر فعالان کارگری و مدنی هستیم. احضارها و بازداشت ها و به اجرا گذاشتن احکام معلق شده در مورد فعالان کارگری، این روزها به روال عادی کار نهادهای امنیتی و قضائی رژیم اسلامی تبدیل شده است. احضار و بازداشت علی نجاتی، جعفر عظیم زاده و حکم نه ساله محمود صالحی، زندانی کردن فعالان صنفی معلمان و فشار بر خانواده و شرکت کنندگان در مراسم شهید شاهرخ زمانی، در این راستا صورت می گیرد. سازماندهی فضای اتهام بر کانون نویسندگان ایران و تشدید فشار بر فعالان کانون و «منحوس» و «منحله» خواندن آن از سوی «کیهان» شریعتمداری به عنوان «تک تیرانداز» بیت رهبری، از توطئه های شوم و پشت پرده ای خبر می دهد که فضای قتل های زنجیره ای سال 1377 را زنده می کند. بر متن چنین وضعیتی، فشار بر زندانیان سیاسی و یا زدن اتهامات عدیده و از جمله جاسوسی بر جیسون رضائیان خبرنگار ایرانی ـ آمریکائی، معنا و مفهوم تازه ای می یابد.

دوم ـ گام دوم سکانداران قدرت برای مهار فضای جامعه، کنترل جناح رقیب و بستن راه های نفوذ آن در ارگان های «انتخابی» است. تمامی تصمیم گیرندگان اصلی شورای نگهبان و یا ائمه جمعه مجری سیاست های رهبر در نمازهای جمعه، از ضرورت جلوگیری از حضور «حامیان فتنه» در مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری سخن می گویند. به دیگر سخن، آنها قصد دارند با قلع و قمع کامل و شاید تمام عیار کاندیداهای جناح های رقیب، زمینه را برای تشکیل مجلس یک دست فراهم آورند. برای پیشبرد این هدف، حتی در مراسم عزاداری عاشور در حضور رهبر رژیم از علی لاریجانی و حسن روحانی با شعارهائی همچون «خواص بی‌بصیرت، مایه ننگ ملت»، «امان‌نامه برجام، تلاش بی‌سرانجام»، «مرگ بر منافق» و «هیهات مناالذله» استقبال می شود تا سمت و سوی تحولات به همگان گوشزد شود. تلاش آنها در اساس بر این پایه استوار است تا شرایطی فراهم آورند که تنها اقلیت محدود سرسپرده و پرورده شده حول سیاست های سکانداران اصلی قدرت، امکان تاثیرگذاری بر روند تحولات بویژه در عرصه انتخابات را داشته باشند و امکان هیچ ریسک یا شرایط غیرقابل محاسبه ای فراهم نیاید. بی جهت نیست که آن ها مدام از شبح تکرار «فتنه ۸۸» هراسانند و آن را نیز صراحتآ بر زبان می آورند. آنها از حضور میلیونی مردم در خیابان وحشت زده اند و تکرار چنین حضوری را برای حاکمیت خود فاجعه بار می بینند.

سوم ـ گام سوم، حفظ موقعیت ممتاز در زمینه اقتصادی است. برای مهار تحولات اقتصادی و حفظ منافع و رانت باندهای خودی، شعار مدیریت جهادی و اقتصاد مقاومتی در دستور قرار گرفته است. در همین راستاست که خامنه ای در نامه تائید مشروط برجام و بر شمردن شروط خود می نویسد:« رفع تحریمها هر چند از باب رفع ظلم و احقاق حقوق ملّت ایران کار لازمی است، لیکن گشایش اقتصادی و بهبود معیشت و رفع معضلات کنونی جز با جدّی گرفتن و پیگیری همه‌‌جانبه‌ی اقتصاد مقاومتی میسّر نخواهد شـد. امید است که مراقبت شود که این مقصود با جدّیّت تمام دنبال شود و بخصوص به تقویت تولید ملّی توجّه ویژه صورت گیرد و نیز مراقبت فرمایید که وضعیّت پس از برداشته شدن تحریم ها، به واردات بی‌رویّه نینجامد، و بخصوص از وارد کردن هرگونه مواد مصرفی از آمریکا جدّاً پرهیز شود.» روشن است که تاکید بر اقتصاد مقاومتی و مدیریت جهادی به معنی حفظ تسلط سپاه پاسداران ، بسیج و دیگر نهادها ها و بنیاد های وابسته به دستگاه ولایت بر اقتصاد کشور است. این سیاست تلاش دارد تا راه پیشروی جناح رقیب در امر اقتصاد را سد کند و اجازه ندهد با حضور سرمایه های خارجی قدرت این جناح بیش از پیش تقویت گردد. سیاستی که حسن روحانی ناخشنودی خود با آن را در نامه پاسخ به خامنه ای مطرح می کند و می نویسد:« ساختار تحریم‌ها و فضای روانی جهانی که هر گونه تعامل اقتصادی با جمهوری اسلامی ایران را پرهزینه و در برخی موارد غیرممکن ساخته و بار گران و طاقت‌فرسایی بر دوش اقتصاد کشور و معیشت مردم تحمیل کرده بود، از هم پاشید.»

چهارم ـ گام چهارم سکانداران اصلی قدرت، تحرکت تازه در سیاست منطقه ای در کنار حضور پررنگ روسیه در تحولات سوریه است. اکنون روشن شده است که زیر چتر بمب افکن های روسی در سوریه، نیروهای سپاه قدس در کنار حزب الله لبنان و ارتش سوریه علیه مخالفان بشار اسد می جنگند. بالا رفتن تعداد کشته شده گان سپاه در جنگ سوریه و بازگشت اجساد آنها به کشور، نشان دهنده حضور پررنگ تر سپاه در درگیری های سوریه است. همسوئی آشکار سکانداران اصلی قدرت با روسیه در تحولات منطقه ای و تلاش برای ایجاد جبهه ای در برابر جبهه عربستان ، ترکیه و قطر که از حمایت مشروط آمریکا و غرب برخوردار است، قدرت مانور دستگاه ولایت در سیاست منطقه ای را افزایش داده و این می تواند به عنوان سیاست مقاومت در برابر «استکبار جهانی» به مریدان دستگاه ولایت خورانده شود. چنین سیاستی، سیاست تعامل با کشورهای منطقه که از سوی ائتلاف هاشمی ـ روحانی دنبال می شود را نیز با چالش های جدی روبرو خواهد ساخت.

هدف چهار بازوی سیاست دستگاه ولایت و ارگان های وابسته اش به عنوان سکانداران اصلی قدرت، بسیج پایه حمایتی خود برای در هم شکستن پیشروی جناح رقیب و تدارک همه جانبه برای مقابله با تحرکات توده ای است. آن ها ابعاد مخالفت های مردمی در برابر سیاست های خود را به خوبی ارزیابی می کنند. نفرت عمومی را لمس می کنند؛ کارد به استخوان رسیدن توده های لگدمال شده را مشاهده می کنند و رویگردانی جوانان ناامید از آینده را شاهد هستند. بی دلیل نیست که رهبر رژیم به یکباره ، نگرانی خود از فرار مغزها را بیان می کند. آنها وقتی ابعاد اعتراضات و گردهم آئی ها و تحصن های کارگران واحدهای گوناگون را می بینند، می دانند که با چه دریائی از خشم روبرو هستند. آنها وقتی در برابر تداوم اعتراضات سراسری معلمان کشور قرار می گیرند، از ظرفیت های عظیم جنبش توده ای به وحشت می افتند. آن ها وقتی موج گستردۀ آزاد پوشی دختران و زنان کشور و بی اعتنائی عمومی جوانان به باید ها و نبایدها و بویژه آپارتاید جنسی دین سالاران حاکم حتی در مراسم عزاداری محرم را مشاهده می کنند ، شکست تمامی سیاست های فرهنگی و اجتماعی خود را یک جا در می یابند و از آن وحشت می کنند. از همین روست که این چنین با امکانات کامل و گستردۀ سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی و نظامی، پیروان و سرسپرده گانشان را تجهیز می کنند تا در برابر طوفان های سهمگین توده ای توان مقاومت و مقابله داشته باشند.

برای مقابله با سیاست های سرکوبگرانۀ سکانداران اصلی قدرت، برای در هم شکستن حاکمیت دین بر دولت و برای پایان دادن به استبداد سیاه حاکم، راهی جز سازماندهی گسترده تر و بسیج پایه توده ای جنبش مردمی وجود ندارد. تنها قدرتی که می تواند این تهاجم را در هم بشکند، حضور قدرتمند و سازمانیافته و مستقل مردم است. باید به این حضور میدان داد و در راستای آن کوشید و نسبت به امید بستن به این جناح یا آن جناح هشدار داد. حضور توده ای و گسترده مردم تنها حول خواست های بیواسطه خودشان امکان پذیر است. هر نوع نسخه از بیرون و تلاش برای تازاندن آن بر اساس طرح ها و نقشه های ماجراجویانه و جدا از توده و بی توجه به خواست های بیواسطه مردمی، ضربه ای به جنبش مردم و خدمتی به دشمنانش خواهد بود.
دوشنبه ۴ آبان ۱۳۹۴ برابر با ۲۶ اکتبر ۲۰۱۵

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s