مقدساتی که با «دست دادن» از دست می رود!

karikator-zarifobamaارژنگ بامشاد
دست دادن رئیس جمهور آمریکا با وزیر خارجه رژیم اسلامی قاعدتآ نباید موضوع مهمی باشد. اما همین دست دادن ساده که در عرف دییلماتیک مرسوم است و نمی تواند معنای خاصی نیز داشته باشد، در میان سرمداران رژیم هیاهوی زیادی به پا کرده و از دست رفتن مقدسات، سخن به میان آمده است، تا جائی که معاون قوه قضائیه و سخنگوی آن که قاعدتآ باید پاسدار عدالت و حقوق باشد و سخن بی مدرک و غیرمستند نگوید، وزیر خارجه رژیمش را جاسوس می نامد و می گوید:» «جاسوس تنها کسی که مستمری بگیر و دریافت کننده حقوق از دشمن باشد نیست، بلکه او می‎آید و زمینه و بستر را برای ورود دشمن فراهم می‌کند. یعنی دشمنی دشمن را کمتر می‌کند و می‌گوید ‹آمریکا دیگر دشمن نیست و سر عقل آمده، چرا اجازه نمی‌دهیم با اوباما دست داده شود، چه اشکالی دارد آدمی با آدم‌ها بنشیند و گپی بزند›. هیاهو پیرامون «دست دادن» اوباما با ظریف، از سوی دیگر بیان دوروئی مشمئز کنندۀ رژیمی است که چند سال پشت پرده به مذاکرات گسترده ای با آمریکا مشغول است اما یک تلفن ساده اوباما و روحانی، قدم زدن جان کری و جواد ظریف و دست دادن اوباما با ظریف، مقدساتش را بر هم می ریزد. زیرا با فروریختن این «مقدسات» دیوار پوسیدۀ «استکبارستیزی» دستگاه ولایت ترک بر می دارد و جیره خواران تغذیه شده با این «مقدسات» سمت و سوی جغرافیائی خود را از دست می دهند

واقعیت این است که سیاست منطقه ای و جهانی ائتلاف تحت رهبری هاشمی رفسنجانی در حاکمیت جمهوری اسلامی با سیاست علی خامنه ای رهبر رژیم، همآهنگ و همسو نیست. روشن است که دولت روحانی در سیاست خارجی، باید خط رهبر رژیم را به پیش ببرد. اما نحوه پیشبرد آن و نحوه اصلاح شکست های سیاست رهبری رژیم در منطقه، می تواند به شکل خاصی صورت گیرد و همواره مورد تائید رهبر رژیم نیز نباشد. شکست خط رهبر در مسئله انرژی هسته ای و سیاست ماجراجویانۀ منطقه ای اش، زمینه را برای پیشروی خط رفسنجانی فراهم کرده است. درست به همین دلیل، تلاش دستگاه ولایت به عنوان سکاندار مطلق قدرت، آن است که تحولات پس از توافق برجام، امکانی برای پیشروی این جناح در حاکمیت ایجاد نکند. شاید از همین روست که دست دادن باراک اوباما با محمدجواد ظریف، این چنین خشم سکانداران قدرت و باندهای نزدیک به بیت رهبری را برافروخته است. مهدی محمدی از ستون نویس های روزنامه «وطن امروز» می نویسد: [حدود 2 ماه قبل، چند روز پس از اعلام برجام، وقتی یک مقام مسؤول در جلسه‌ای خصوصی به مخاطبانش گفت: «اشتباه نکنید! بزرگ‌ترین دستاورد این دو سال مذاکره، برجام نبوده بلکه شکل‌گیری یک زیرساخت ارتباط با آمریکا بوده است». امروز با اطمینان می‌توان گفت دو طرف یک نقشه راه تعریف شده و مذاکره شده در این باره دارند و طبق یک جدول زمان‌بندی در حال پیش بردن آن هستند]. همین نگرش در باره مذاکرات طولانی وزرای خارجه جمهوری اسلامی و آمریکاست که رهبر رژیم را وامیدارد تا در جمع فرماندهان سپاه پاسداران نسبت به «نفوذ فرهنگی و سیاسی» آمریکا در کشور هشدار دهد و چنین نفوذی را به مراتب خطرناک تر از نفوذ اقتصادی و امنیتی بداند. غافل از آنکه نفوذ فرهنگی آمریکا، گسترده تر و همه جانبه تر از آن شده است که آنها بتوانند در برابرش مقاومت کنند. هیاهوی گسترده پیرامون دست دادن اوباما با ظریف و دامن زدن به اختلافات میان جمهوری اسلامی و عربستان با سوءاستفاده رذیلانه از فاجعۀ مرگ صدها هموطن حادثه منا، باران رحمتی است که برای این جناح باریدن گرفته است. تهدیدات رهبر رژیم در قبال عربستان و سخن از برخورد «سخت و خشن» به میان آوردن، نشان از آن دارد که سکانداران اصلی قدرت، حاضرند حتی به قیمت ماجراجوئی های خطرناک، آب رفته را به جوی بازگردانند. این سخنان تهدیدآمیز بر متن حضور پررنگ روسیه در سوریه، وضعیت بحرانی در افغانستان، یمن و ترکیه می تواند معنای تازه ای نیز به خود بگیرد.
نگرانی اصلی سکانداران قدرت نه بهره برداری جناح رقیب از دستآوردهای برجام و فزون خواهی در توازن قوای میان جناح ها و باندهای حکومتی، بلکه از مردمی است که در پی فرصتند و روز به روز به روز با وضعیت بدتری روبرو می شوند. نگاهی به پاره ای از آمارها، این وضعیت را بخوبی نشان می دهد. طبق آمار خود رژیم تقریبا ۱۲ درصد خانوارهای کشور، زن ـ ‌سرپرست هستند و حدود ۴۵ درصد خانوارهای زن ـ سرپرست فقیرهستند؛ یا به گفته حسین پاکدامن، فوق تخصص مغز و اعصاب « سالانه ۱۵۰ تا ۱۶۰ هزار نفر در کشور به سکته مغزی دچار می‌شوند که بیش از ۲۰ هزار نفر از آنها جان خود را از دست می‌دهند. بر اساس پژوهش‌های انجام شده سن سکته مغزی در کشور ۱۰ سال کمتر از استانداردهای جهانی است که علاوه بر عوامل محیطی، عوامل ژنتیکی نیز در آن دخیل است.» مرگ نا بهنگام هادی نوروزی کاپیتان جوان پرسپولیس و مرگ پسر جوان حمید مظفری هنرپیشه شناخته شده، بر اثر سکته، ابعاد این فاجعه را به اذهان عمومی می کشاند و بر سر زبان ها می اندازد. یا به گفته غلامرضا عباسی، دبیرکل کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران«هم‌اکنون حدود ۵۰ درصد کل کارگران کشور حداقل دستمزد ۷۱۲ هزارتومانی را دریافت می‌کنند در حالی که هزینه سبد معیشت، بالای سه میلیون تومان در ماه است». بر این آمار، باید آمار بیکاری تحصیل کردگان، اعتیاد روزافزون، فقر دهان گشوده و بی آیندگی جوانان کشور را نیز افزود. بر متن چنین شرایط انفجاری، بهره برداری سیاسی از فاجعۀ مرگ صدها هموطن در منا و راه اندازی تظاهرات خشمگینانه در خیابان های شهرهای بزرگ بدون اشاره به بی مسئولتی رژیم در اعزام هزاران هموطن به مراسم حج، بی توجه به مناسبات بشدت خصمانه جمهوری اسلامی و شیوخ عربستان که از هیچ جنایتی در حق ایرانیان فروگذار نمی کنند و راه اندازی یک هیاهوی تبلیغاتی در باره «جاسوس» بودن وزیر خارجه، با هدف ارعاب جامعه و امنیتی کردن فضای کشور صورت می گیرد. آنها که تجربه «رحمت» جنگ، جاسوس خواندن امیرانتظام و نحوه برکناری حسینعلی منتظری را دارند، نیک می دانند که برای حفظ قدرت خود و جلوگیری از پیشروی مردم، چگونه می توانند عمل کنند. از این روست که باید در انتظار امنیتی تر شدن فضای جامعه، برنده تر شدن تیغ سرکوب، خشن تر شدن درگیری های درون حکومتی و حتی ماجراجوئی های نظامی سکانداران قدرت بود.
روشن است که دستگاه ولایت و نیروهای سرکوبگر تحت امرش، برای پیشبرد خط خود از هیچ جنایتی فروگذار نخواهند کرد. آنها نیک می دانند که در مقابله با «خطر» مردم ، جناح رقیب را نیز تمام و کمال در کنار خود دارند. این را در همسوئی کامل دولت با جناح رقیب در جلوگیری از طرح اعطای تابعیت به یک میلیون کودک بی شناسنامۀ مادران ایرانی و پداران غیرایرانی به بهانه خطرات امنیتی و بار مالی به خوبی مشاهده کردیم. در تمامی طرح ها و لوایح سرکوبگرانه نیز این همسوئی را شاهد خواهیم بود. با این حال باید در نظر داشت که سکانداران اصلی قدرت، با محدودیت های جدی نیز باید دست و پنجه نرم کنند.

اول ـ شرایط کنونی جامعه، شرایط بیست سال پیش کشور نیست. شکست طرح ها و ایده های حاکمیت اسلامی در تمامی عرصه ها ، آنچنان آشکار شده که توان دفاع از عملکردهای خود را از دست داده اند. گزارشات مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، این ورشکستگی تمام و کمال را در عرصه های گوناگون به نمایش می گذارد.

دوم ـ فضای کنونی جامعه و نقش رسانه ها و شبکه های اجتماعی در اطلاع رسانی و پیوندهای مستحکم میان مردم و بویژه جوانان به گونه ای است که امکان سرکوب در سکوت را از میان می برد و هزینۀ هر اقدام حاکمیت بسیار بالا خواهد بود.

سوم ـ فضای به هم پیوسته جهانی نیز به گونه ای است که عواقب هر اقدام رهبران رژیم می تواند واکنش هائی را در سطح جهانی به دنبال داشته باشد که حاکمیت نمی تواند بی تفاوت از کنار آن بگذرد.

چهارم ـ تشتت در میان نیروهای درون کاست حکومتی و سرخوردگی بخشی از روحانیت از قدرت ولایت فقیه و صف آرائی باندها و جناح های حکومتی، در چنان مرحله ای است که امکان تمرکز سرکوب را کاهش داده و شمشیر ولایت را کندتر می کند.

برای در هم شکستن طرح ها و نقشه های سرکوبگرانه سکانداران اصلی قدرت، راهی جز حضور سازمانیافتۀ مردم وجود ندارد. اما حضور سازمانیافتۀ مردم نمی تواند بدون توجه به خواسته های روشن و بیواسطه و یا در خفا انجام گیرد. از این رو باید راه هائی جست که مردم در زیر نگاه دستگاه سرکوب و رادارهای امنیتی رژیم ، حول خواست های مشخص خود متشکل شوند و حاکمیت نتواند این تشکل یابی را در هم بشکند. حضور سندیکاهائی همچون سندیکای شرکت واحد یا هفت تپه، از سنگرهای مقاومت کارگری هستند و یا تشکل های صنفی معلمان نمونۀ برجسته ای از سازمانیابی معلمان کشورند که می توانند از حقوق خود، بصورت متشکل دفاع کنند. ایجاد تشکل های دفاع از حقوق مصرف کنندگان در برابر محصولات فاسد در بازار و شکل دان به تعاونی های مستقل مصرف کنندگان در محلات، متشکل شدن مردم محلات برای سروسامان دادن به امور روزمره زندگی خود، ایجاد تشکل های گوناگون تفریحی برای جوانان و بویژه تشکل های دانشجوئی فعال و مستقل، تقویت همگرائی ها و تشکل های صنفی و ادبی هنرمندان عرصه های گوناگون ادب و هنر و تشکل های مدافع حقوق زنان، کودکان نان آور خانواده، مهاجران و پناهجویان، محیط زیست و حتی تشکل های مدافع حقوق حیوانات برای جلوگیری از حیوان آزاری مرسوم در نگاه دین باوران حاکمیت، می توانند و باید سنگربندی های توده ای در برابر حاکمیت را مستحکم سازند و موج کنونی سرکوب و ارعاب را در هم بشکنند و بر بستر آن راه های پیشروی جنبش توده ای را برای درهم شکستن حاکمیت سیاه و تاریک اندیش اسلامی را هموار سازند.

جمعه ۱۰ مهر ۱۳۹۴ برابر با ۰۲ اکتبر ۲۰۱۵

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s