اینترنت ملی، ورشکستگی دولت دینی

اینترنت ملی، ورشکستگی دولت دینی
ارژنگ بامشاد
دولت دینی در ایران برای مقابله با رشد روز افزون نارضائی و جلوگیری از تبادل اطلاعات از طریق شبکه های اجتماعی، شعار مبارزه با جنگ نرم را مطرح کرده است. استفاده ی روز افزون مردم و بویژه جوانان کشور از سیستم های ارتباطات مدرن، کار آمران امر به معروف و نهی از منکر دولت دینی را با مشکلات جدی روبرو ساخته است. ایران کشوری است که در آن ۱۲ میلیون نفر در شبکه ی فیسبوک فعالند. بر اساس گفته رضا تقی‌پور وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات برای ۱۰ میلیون کاربر ایرانی دسترسی به پهنای باند با سرعت ۲۰ مگابیت بر ثانیه در شبکه ملی اینترنت- شبکه ملی اطلاعات- در نظر گرفته شده است. او همچنین افزوده است که تعداد مشترکان تلفن ثابت ۲۵ میلیون نفر و تعداد مشترکان موبایل ۵۶ میلیون نفرند. توجه داسته باشیم که در ایران می توان مدرن ترین موبایل ها را در اختیار داشت. همچنین بر پایه نظرات دکتربهروز مينايی، معاون فنی شورای عالی اطلاع رسانی و مديرعامل بنياد ملی بازی های رايانه ای: « در حال حاضر ۴۶ ميليون نفر از افراد ۷ تا ۴۰ سال در جامعه ما با گيم آشنايی دارند و حدود ۲۰ ميليون نفر از آنان که ۶۰ درصد پسر و ۴۰ درصد دختر هستند، به صورت حرفه ای بازی رايانه ای انجام می دهند و هر يک به طور متوسط روزانه بيش از ۲ ساعت از وقت خود را صرف انجام بازی می کنند. بنابراين در ايران در مجموع گيمرها روزانه ۴۰ ميليون ساعت وقت صرف انجام بازی مي کنند. متوسط سن کاربران باز ی های رايانه ای در ايران ۱۸ سال است ». از سوی دیگر در ایران هم اکنون ۴ میلیون وبلاگ نویس فعالیت می کنند. بر این آمار باید جمعیت ۴میلیونی دانشجویان و ۱۳ میلیونی دانش آموزان را نیز افزود.

استفاده گسترده ی جوانان کشور و شهروند ـ خبرنگاران ایرانی در جریان مبارزات ضداستبدادی ۱۳۸۸ از تلفن های موبایل و اینترنت که تحسین جهانیان را برانگیخت، نیز بر ترس رهبران دینی و دولتی جمهوری اسلامی افزوده است. جامعه ای چنین پویا و فعال که در برابر باید ها و نبایدهای دولت دینی قد علم کرده، نگرانی مسئولان استبداد دینی را برانگیخته است. این ترس و نگرانی از زبان مقامات سیاسی و امنیتی رژیم مدام شنیده می شود. معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه در این رابطه می گوید: « تهاجم فرهنگی، شبيخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی و بالاخره جنگ نرم راهبردهای غرب برای مقابله با انقلاب هم در داخل و هم خارج از كشور است. جنگ نرم و مقابله فرهنگی دشمن عليرغم پيچيدگی‌ها به حدی گسترده و لجام گسيخته شده كه به راحتی می‌توان آن را مشاهده كرد. دشمن با استفاده از اينترنت، ماهواره و شيوه‌های مختلف ورود پيدا كرده و افكار و انديشه‌های مردم را هدف قرار داده تا اراده مردم را در دست بگيرد و نور انقلاب را خاموش كند». و «پایگاه اطلاع رسانی دولت» می نویسد: «کشور ما به طور مرتب در معرض حملات اینترنتی قرار دارد که البته تا به امروز ظرفیت خوبی در بحث تامین امنیت و ایمنی برای شبکه های داخل کشور فراهم بوده اما با ایجاد شبکه ملی اطلاعات به طور قطع با یک تحول و انقلاب در تامین امنیت فضای مجازی در کشور روبرو خواهیم بود». همچنین «پایگاه اطلاع رسانی دولت » ادعا می کند: « اهمیت امنیت فضای سایبر و دنیای مجازی و حفظ و حراست از اطلاعات ملی و شخصی هموطنان یکی از اهدافی است که باعث شده دولتمردان پروژه های شبکه ملی اطلاعات، هاستینگ و دیتاسنترملی را کلید زده و آن را در کوتاه ترین زمان ممکن عملیاتی کنند». بالابردن کنترل بر کافی نت ها هم یکی دیگر از اقدامات حکومت است. آيين‌نامه جديدی برای کافی ‌نت‌داران از سوی معاونت اجتماعي و الکترونيک پليس فضای توليد و تبادل اطلاعات ناجا (فتا) ابلاغ شده است. در اين ابلاغيه می‌توان به « ممنوعيت استفاده از فيلتر‌شکن، عدم ارائه هرگونه خدمات غير حضوری از طريق دفا‌تر خدمات اينترنت، ثبت اطلاعات هويتی کاربران با دريافت مدارک شناسايی معتبر، نصب دوربين مداربسته در اين مراکز، ثبت سایت ها و لینک های مورد مراجعه برای مدت شش ماه و…» اشاره کرد. فتا همچنين به کافی ‌نت‌داران هشدار داده است که اگر به اين ابلاغيه جديد عمل نکنند، با آن‌ها برخورد قضايی صورت مي‌گيرد و عواقب آن به عهده خود اين افراد خواهد بود.

اما مشکل دولت دینی در کجاست؟ آیا ایجاد ارتش سایبری، بسیج سایبری، جمع آوری گسترده ماهواره ها، کنترل گسترده ی کافی نت ها و تدوین قانون جدید برای ثبت اطلاعات شخصی کاربران، توانسته است حکومت دینی را از دست جوانان و مردم ناراضی نجات دهد؟ آیا مشکل نارضائی عمومی در کشور در نتیجه تبلیغات امپریالیستی یا ماهواره ها و شبکه های اجتماعی جهانی است؟ آیا با تبعید چند ده هزار وبلاگ نویس و فعالان مدنی و سیاسی، مشکل جمهوری اسلامی با مردم ایران حل شده یا کاهش یافته است؟ این ها سئوالاتی است که باید مطرح شوند تا روشن گردد که مشکل اصلی در کجاست؟ واقعیت این است که حکومت دینی در تحمیل ارزش هایش به جامعه ای جوان، مدرن و شهری شکست قطعی خورده است. زندگی عرفی و مدرن مردم، بایدها و نبایدهای عهد عتیقی دولت دینی را بر نمی تابد. از این روست که هر روز، عرصه ی جدیدی از نبرد در برابر دولت دینی راه اندازی می شود. دولت اسلامی تصور می کند با راه اندازی اینترنت ملی می تواند دیوارهای ارتباط مردم ایران با جهان را قطع کرده و از این طریق راه را برای حاکمیت عقاید پوسیده و تاریخ مصرف گذشته اش فراهم آورد. اما مشکل اینجاست که مقاومت در برابر بایدها ونباید های دولت دینی نه از خارج بلکه از درون ایران جریان دارد. آنچه این مقاومت را در تمامی عرصه های زندگی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بازتولید می کند نارضائی شدید مردم از دولت دینی و شکست قطعی دین دولتی از زندگی عرفی است. بر این بستر است که ارتباط با جهان می تواند بر عنصر مقاومت و استفاده از تجارب جهانی بیافزاید. بنابراین تلاش برای تبدیل ایران به دژ غیرقابل نفوذ شاید ممکن گردد اما نیروی مقاومت و پایداری نه در خارج که در داخل ایران جریان دارد.

نیروی مقاومت و پایداری و رزم روزمره، نیروی جوشان جوانانی است که بی آیندگی و کنترل های مدام کلافه شان کرده است و مشت بر آسمان می کوبند. نیروی پایداری و مقاومت، اعتراض زنانی است که تمامی احکام و باید ها و نبایدهای دولت دینی، حقوق انسانی شان را پایمال کرده و مردسالاری خشن و بی مهار را در پناه قانون گرفته است. این نیروست که شکست قطعی احکام و ارزش های دینی را رقم زده است و زن امروزی ایرانی به مشکل مدام دولت دینی تبدیل شده و تلاش حاکمیت برای خانه نشین کردن آنها با شکست قطعی روبرو گشته است. نیروی مقاومت را سینماگرانی نشان می دهند که آفرینش های هنری شان در عرصه های جهانی افتخار می آفریند اما در ایران، خانه شان به توپ بسته می شود. همین مقاومت را دیگر هنرمندان کشور، چه در عرصه موسیقی، چه در عرصه نقاشی و چه در دیگر عرصه های فرهنگی نشان می دهند. این مقاومت را در میان دانشجویانی می توان دید که تمامی تلاش های دولت اسلامی برای نزدیکی حوزه و دانشگاه را به شکست کشانده و با پاسداری از آزادی اندیشه در محیط های علمی، دولت دینی را مجبور کرده اند تا اعلام کند که علوم انسانی به دردسر بزرگ حکومت اسلامی تبدیل شده است. این مقاومت را می توان در تلاش معلمان و آموزگارانی دید که برای ایجاد شرایط مناسب آموزشی از هیچ کوششی دریغ نمی ورزند و حتی حقوق بخور و نمیری نیز دریافت نمی کنند. چنین عرصه هائی از مقاومت جامعه مدنی و عرفی در برابر ارزش های دینی است که حاکمیت اسلامی را کلافه کرده است. دین دولتی در ایران شکستی قطعی و مفتضحانه خورده است. آنچه در ایران جریان دارد نه تهاجم فرهنگی و جنگ نرم از خارج بلکه تهاجم دین دولتی با ارزش های منسوخ شده به زندگی عرفی و مدنی مردم ایران است. همین تهاجم است که مقاومت گسترده ی توده ای را برانگیخته است. مقاومتی که خشم و ترس حاکمیت اسلامی را به دنبال داشته است. اما نباید از یاد ببریم که مقاومت در برابر تهاجم فرهنگی دولت دینی به زندگی عرفی و مدنی مردم تنها عرصه مقاومت توده ای نیست. عرصه های اقتصادی و معیشتی نیز برانگیزانده ی مقاومتی است که ترس حاکمیت را به دنبال داشته است. مبارزه و مقاومت کارگرانی که کار می کنند و حقوق شان به موقع پرداخت نمی شود. کارگرانی که رهبران سندیکاها وتشکل هایشان به بند کشیده می شوند تا از نعمت تشکل مستقل برای مقاومت محروم گردند. نیروی مقاومت و خشم ملیت های محرومی که شهروند درجه دوم محسوب می شوند و با سرکوب روزمره ی خواست های بر حق شان روبرو هستند را نیز نمی توان دست کم گرفت. و نیروی مقاومت مردمی که زیر بار تحریم های اقتصادی و گرانی و تورم و بیکاری کمر خم کرده اند و چپاول های میلیونی توسط مقامات حکومتی و آقازاده ها را نظاره می کنند. بنابراین آن که از نگاه رهبر جمهوری اسلامی «دشمن» نامیده می شود نه در برون مرزها که در درون مرزها خانه دارد و این را مقامات حکومتی نیک دریافته اند. از این روست که سپاه و بسیج و نیروهای امنیتی شان را برای مقابله با این «دشمن» تجدید آرایش می کنند.

تلاش برای راه اندازی اینترنت ملی و قطع ارتباط با جهان و یا کاهش شدید این ارتباط، برنامه ای که تلاش می کند نیروی مقاومت مردم را در هم بشکند. جلوگیری از تبادل آزاد اطلاعات تنها از طریق بالابردن کنترل بر اینترنت دنبال نمی شود. جمع آوری ماهواره ها نیز عرصه ی دیگری است که همین هدف را دنبال می کند. اما علیرغم تمامی این تلاش ها و هزینه کردن نیروی انسانی و مالی فراوان، نمی تواند تضمین کننده موفقیت حاکمیت اسلامی باشد. تلاش حکومت اسلامی برای ایجاد «اینترنت ملی» ، به همان سرنوشتی دچار خواهد شد که جنگ با ماهواره ها دچار شده است. اگر ارتش سایبری شان توانسته است جلو رشد و گسترش مقاومت را بگیرد ، اینترنت ملی نیز موفق خواهد شد اهداف شوم حاکمیت را متحقق کند. ایجاد اینترنت ملی تنها می تواند ۳۵۰۰ میلیارد تومان را به جیب کارچاق کن ها و شرکت های وابسته به سپاه بریزد تا با سروصدای زیاد طرح ایجاد اینترنت ملی را به پیش برند تا خیال همیشه نگران رهبر رژیم را از «تهاجم فرهنگی» باصطلاح دشمن آسوده گردانند
۲۷ دی ماه ۱۳۹۰ـ ۱۷ ژانویه ۲۰۱۲
.

1 نظر برای “اینترنت ملی، ورشکستگی دولت دینی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s