انتخابات مجلس شورا و امنیت حاکمیت اسلامی

انتخابات مجلس شورا و امنیت حاکمیت اسلامی
ارژنگ بامشاد
با نزدیک شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی، بحث میان محافل و جناح های حکومتی ابعاد گسترده تری به خود گرفته است. «جبهه متحد اصولگرایان» علیرغم تلاش های گسترده نتوانسته است همکاری «جبهه پایداری» را جلب کند. «جبهه ی پایداری» که محل تجمع نیروهای جدا شده از دولت احمدی نژاد در دو دوره ریاست جمهوری اوست با سردمداری فکری مصباح یزدی و حمایت مالی صادق محصولی، بتدریج وزن و جایگاهی در میان جناح های حکومتی بدست می آورد. «جبهه پایداری» به دلیل حمایت غیرمستقیم احمدی نژاد، عملأ به مرکزی برای تجمع هواداران جریان مشائی ـ احمدی نژاد تبدیل شده است. ملاقات دو ساعته صادق محصولی با احمدی نژاد و توصیه او برای حمایت استانداران از کاندیداهای این جبهه، نگرانی اصول گرایان را برانگیخته است. تلاش های گسترده ی جبهه اصولگرایان برای جلب همکاری «جبهه پایداری» علیرغم امتیازات گوناگون با پاسخ منفی این جریان روبرو شده است. روشن است که «جبهه پایداری» روی ترس ولی فقیه از رشد و گسترش دستگاه روحانیت در ساختار قدرت سرمایه گذاری کرده است. دستگاه روحانیت اکنون از طریق خاندان لاریجانی که قوه مقننه و قوه قضائیه را در اختیار گرفته اند، تلاش می کند برنامه ها و سیاست های خود را به کرسی بنشانند. این تعرض، این جا و آنجا با ناخرسندی رهبر رژیم همراه شده است . همین نارضائی است به دقت مورد بهره برداری دارو دسته ی احمدی نژاد قرار می گیرد. ناتوانی قوه قضائیه در دستگیری علی اکبر جوانفکر و تمکین به خط قرمزهای احمدی نژاد، بیان حمایت تلویحی رهبر رژیم از این باند در برابر قدرت گیری و تعرض همه جانبه اصولگرایان سنتی است. ملاقات خورشیدی داماد و رئیس مشاوران احمدی نژاد با محسن هاشمی فرزند هاشمی رفسنجانی زاویه دیگری است که در اختلافات میان جناح های حکومتی گشوده شده است. بر این بستر است که دامنه ی اختلافات بر سر نحوه گزینش کاندیداها برای شرکت در انتخابات مجلس، روز به روز گسترده تر می شود. سخنگویان دستگاه ولایت، اصولگرایان سنتی و بخش هائی از سپاه پاسداران، تاکید می کنند که باید مانع از ورود کاندیداها و نیروهای نزدیک به «جریان فتنه» ، «جریان انحرافی» ؛ «اصلاح طلبان آمریکائی» و هواداران «صالحان بی بصیرت» در انتخابات شد. این فرمولبندی بدان معناست که نیروهای نزدیک به میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محمد خاتمی، اسفندیار رحیم مشائی و احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی نباید در انتخابات حضور داشته باشند. به دیگر سخن، برنامه ریزی برای انتخابات آتی مجلس باید به گونه ای باشد که هیچ خطری نظام جمهوری اسلامی را تهدید نکند و مجلسی کاملأ گوش به فرمان رهبر و همسو با او تشکیل شود. استدلال مبلغان دستگاه ولایت و اصولگرایان سنتی این است که در شرایط کنونی که فشار همه جانبه ای از سوی آمریکا و متحدانش بر جمهوری اسلامی وارد می شود، وجود جریانات ناهمسو در مجلس می تواند تمرکز اراده ی حاکمیت را در هم بشکند. با این حال دامنه درگیری های کنونی میان جناح های حاکم محافظه کار و اصولگرا به جائی رسیده است که برخی از اصلاح طلبان را نگران کرده است. سيد عليرضا کريمي سرمقاله نویس «مردم سالاری» در مطلبی تحت عنوان «راهکاری برای رفع اختلا فات اصولگرايان» می نویسد: «امروز روزی است که به دليل تشديد دعواهای اصولگرايان منافع ملی به خطر افتاده. پس جريان اصلاحات بايد چاره ای بينديشد.از نظر اين قلم، بزرگان اصلاحات بايد به موضوع اختلافات اصولگرايان ورود کرده و تنها به خاطر مردم و منافع کشور در اين جناح آشتی برقرار کنند.اصولگرايان تاکنون ثابت کرده اند که توان حل مشکلات خود را ندارند و از طرف ديگر با توجه به جامعيت و محبوبيتی که اصلاح طلبان ميان مردم داشته و اکنون با توجه به عملکرد جناح حاکم شدت گرفته بايستی در جناح راست پادرميانی کنند. فکر مي کنم اصلاح طلبان حاضر باشند از محبوبيت خود در جامعه به خاطر منافع ملي براي حل اختلافات اصولگرايان خرج کنند ».
به نظر می رسد درست در شرایطی که محافل حاکم در تلاش هستند که تا دایره حضور کاندیداهای طرفدار رژیم اسلامی در انتخابات مجلس را به بهانه «امنیت» به پائین ترین حد خود کاهش دهند، بخشی از اصلاح طلبان، صدای سقوط را شنیده و نگران شده اند.

اما چرا جناح های حاکمیت اسلامی به جان هم افتاده اند؟ واقعیت این است که جمهوری اسلامی بر آتشفان خشم مردم حکومت می کند. مردم کشور نشان داده اند که هر جا که فرصت و منفذی باشد برای ضربه زدن به نظام اسلامی و بویژه دستگاه ولایت بعنوان سکان و تیرک نظام، وارد صحنه شده اند. این تجربه ای است که هم در دوم خرداد ۷۶ و هم در ۲۲ خرداد ۸۸ شاهد آن بوده ایم. اکنون برنامه ریزان حکومت در تلاش هستند تا در انتخابات آتی چنین فرصتی برای مردم پیش نیاید. این اولین و مهمترین عامل هراس حاکمیت اسلامی است که باعث می شود در گزینش کاندیداها با اطمینان صد در صدی عمل کنند. عامل دیگری که بر نگرانی دستگاه ولایت و محافل متحدش در حاکمیت افزوده است، دامنه انزوای گسترده جمهوری اسلامی و تشدید فشارهای همه جانبه بر حکومت اسلامی است. مجموعه ی تحریم های اقتصادی و انزوای سیاسی به گونه ای افزایش یافته است که تعادل درونی حاکمیت اسلامی را شکننده کرده است. سکانداران حکومت به این نتیجه رسیده اند که هر نوع ناهمسوئی درمیان حکومت و هر بانگ ناهمخوانی می تواند تمرکز قدرت را خدشه دار کرده و تعادل حکومت را بر هم بزند. از این رو تلاش گسترده ای به خرج می دهند تا تمامی نیروهای ناهمسو و ناهمخوان درون حکومتی را به حاشیه برانند. آن ها نیک می دانند که این نیروها به دلیل وابستگی عمیق شان به نظام اسلامی، علیرغم تمامی ناملایمات و فشارها، در خط براندازی حکومت قرار نخواهند گرفت. از این روست که با خیال راحت برای حذف آنها اقدام می کنند.

در معادلات سیاسی حاکمیت اسلامی روی نقش مردم تنها به عنوان نیروئی که حضورش برای تائید بر کاندیداهای گزین شده نیاز هست حساب می کنند. آن ها قصد دارند که به گونه ای اقدام کنند که هم حضور مردم تضمین گردد و هم امکان بهره برداری مردم از شرایط انتخابات به حداقل برسد. اما واقعیت این است که مجموعه ی شرایط به سمتی پیش می رود که دیگر امکان ضربه زدن از کانال انتخابات به پائین ترین سطح خود رسیده است. در شرایطی که درگیری های جناحی به شکل حادی در جریان است و بویژه در شرایطی که انزوای گسترده جمهوری و تحریم های گسترده اقتصادی، می رود تا تعادل رژیم متزلزل سازد، فرصت بسیار مناسبی برای مردم و بویژه توده های فرودست جامعه فراهم آمده است که مستقلأ وارد عمل شوند. حضور سازمانیافته ی مردم در اینجا و آنجا می تواند تمامی معادلات حاکمیت اسلامی را در هم بریزد. از ترس حضور مردمی است که مانورهای بسیج به شکل گسترده ای سازمان داده می شود تا مردم را بترساند. اما حضور مستقل و گسترده ی مردم، تنها عاملی برای بر هم زدن تعادل رژیم اسلامی نیست، این حضور می تواند مانع از برنامه ها و طرح های شوم سلطه جویان خارجی نیز باشد. سلطه جویان خارجی تلاش دارند الگوی جنایت کارانه در لیبی را در مورد ایران نیز به آزمایش بگذارند. از همین روست که مزدورانشان و چلبی های وطنی نیز اکنون با قلم های مسموم و زهرآگین شان برای دخالت به اصطلاح «جامعه ی جهانی» در امور داخلی مردم ایران تبلیغ می کنند و یا از رسانه های اجیرشده، برای بمب های «هوشمند» به توجیه تراشی مشغول می شوند. برای در هم شکستن استبداد دینی، برای خنثی کردن توطئه های امپریالیستی، و برای بنا نهادن جامعه ای آزاد، دمکراتیک و برابر، باید روی سازمانیابی توده های مردم و بویژه فرودستان جامعه تاکید کرد. بدون حضور سازمانیافته کارگران و زحمتکشان، یعنی اکثریت مردم نمی توان در برابر توطئه های شوم حاکمان اسلامی و سلطه جویان خارجی سد مستحکمی ایجاد کرد. بدون حضور مردم، ابرهای تیره بر فراز آسمان کشور، آینده ی شوم تری را رقم خواهد زد.
۷ آذرماه ۱۳۹۰ـ ۲۸ نوامبر ۲۰۱۱

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s