طرفداران احمدی نژاد زیر آتش

طرفداران احمدی نژاد زیر آتش
ارژنگ بامشاد
هجوم ماموران امنیتی به محل برگزاری کنفرانس مطبوعاتی علی اکبر جوانفکر مدیر مسئول روزنامه «ایران» برای دستگیری او و تعدادی از کارکنان این روزنامه با درگیری شدید همراه شده است. بر پایه ی برخی خبرها ماموران امنیتی توانسته اند مقاومت کارکنان روزنامه ایران را به شلیک گاز اشک آور و ضرب و شتم آن ها در هم شکسته و جوانفکر و عده ای دیگر را دستگیرکنند که در میان دستگیر شده گان این اسامی به چشم می خورد: سعید شاکری، حامد حجت، علی بهرامی، حسن قاسمی و مُصّیب نعیمی (سردبیر الوفاق)، مهرداد شهبازی و علی آهو، که همگی از فعالان این روزنامه هستند. هر چند اخبار ضد و نقضیی پیرامون دستگیری جوانفکر منتشر شده و خبرگزاری ایرنا اعلام کرده که جوانفکر هم چنان در دفتر روزنامه مشغول به کار است، با این حال تلاش برای دستگیری او حادثه ی مهمی است. این تلاش یک روز پس از آن صورت گرفته است که روزنامه «اعتماد» به دلیل درج مصاحبه ای با او توقیف شده است. هم زمان نیز دادگاه رای خود پیرامون پرونده «خاتون» را صادر کرده که بر پایه ی آن، علی اکبر جوانفکر مشاور احمدی نژاد در امور رسانه ای به یک سال زندان و سه سال محرومیت از فعالیت های مطبوعاتی محکوم شده است. طبق برخی اخبار در جریان حمله ی ماموران امنیتی به ساختمان روزنامه ی «ایران» محمود احمدی نژاد که در اجلاس «شهدای غدیر» شرکت کرده بود، از سرتیم محافظانش خواسته بود که او را فورأ به ساختمان موسسه ایران در خیابان خرمشهر برسانند، اما این دستور او با مخالفتهایی مواجه شده و او نتوانسته به کمک جوانفکر برود.

حمله ماموران امنیتی برای دستگیری علی اکبر جوانفکر، تعرض آشکار قوه قضائیه و دستگاه امنیتی رژیم به احمدی نژاد و اطرافیان اوست. تلاش مجلس برای استیضاح وزیران کابینه و شخص رئیس جمهور، عرصه های دیگری از این تعرض است. کاهش شدید پوشش خبری اقدامات احمدی نژاد در صدا و سیمای جمهوری اسلامی را نیز باید بر این لیست افزود. مجموعه ی این اقدامات برای تضعیف باند احمدی نژاد نمی تواند بدون صلاحدید رهبر رژیم و دستگاه ولایت باشد. به نظر می رسد که اصول گرایان سنتی ، دستگاه روحانیت و دستگاه ولایت به این نتیجه رسیده اند که دار و دسته ی احمدی نژاد می تواند به جریانی خطرناک تبدیل شود. آن ها نگران هستند که در جریان انتخابات آتی مجلس نتوانند مانع از حضور نمایندگان این جریان در مجلس گردند. متهم کردن این جریان برای تلاش کسب آرای طرفداران میرحسین موسوی، و یا متهم کردنشان به چراغ دادن به آمریکا، بیان نگرانی و ترس شدید محافظه کاران از سیاست های باند احمدی نژاد ـ مشائی است. از سوی دیگر، اطلاعات گسترده و اسناد فراوانی که در اختیار این جریان قرار دارد، همچون شمشیر داموکلس بر فراز سر دستگاه روحانیت و دستگاه ولایت آویزان شده است.

حدت یابی اختلافات جناح های حکومتی در شرایط کنونی، بیان رشد روزافزون آشفتگی در صفوف جناح های حاکم جمهوری اسلامی است. بروز خشن این اختلافات در شرایطی که جمهوری اسلامی در انزوای گسترده ی بین المللی قرار گرفته است، در داخل کشور نیز با نارضائی روزافزونی مواجه است، بیانگر آنست که رشته ی کارها بتدریج از دستشان خارج می شود. محکومیت جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل آنهم با اکثریت بسیار بالا در رابطه با توطئه ترور سفیر عربستان سعودی در آمریکا، بیان این انزواست. محکومیت ایران در رابطه با نقض آشکار حقوق بشر را نیز باید بر این امر افزود. چیدن پرونده ی هسته ای ایران به شکل خاصی از سوی شورای حکام انرژی اتمی نیز زاویه دیگر فشار بر جمهوری اسلامی است. انفجار مهیب مرکز موشک های دوربرد و کشته شدن ده ها تن از فرماندهان سپاه و از جمله فرمانده طرح های موشکی جمهوری اسلامی نیز زنگ خطری برای رژیم محسوب می شود. بررسی این انفجار از آن رو اهمیت دارد که تاکنون هر حادثه تروریستی و یا هر اقدام ضد رژیمی که در ایران اتفاق می افتاد و یا هر انتقادی که انجام می گرفت از سوی دستگاه های تبلیغاتی رژیم به آمریکا و اسرائیل نسبت داده می شد و این اولین موردی است که دخالت آمریکا و اسرائیل در آن از سوی سران جمهوری اسلامی تکذیب می شود. زیرا تائید این امر بدان معناست که «دشمن» در «اندرونی» های رژیم نیز رسوخ کرده است و خواجه نمی داند در «خانه» چه خبر است و به قول سعدی: تو که ندانی در خانه ات کیست؟ چه دانی بر افلاک چیست؟

بر متن انزوای گسترده ی بین المللی، رشد روز افزون نارضائی های عمومی در کشور و گسترش بحران اقتصادی و گرانی و بیکاری، شعله ور شدن اختلافات رژیم می تواند تعادل حاکمیت اسلامی را برهم بزند. بالا گرفتن اختلافات چه بر سر رسانه ها باشد، چه بر سر اختلاس های سه هزار میلیاردی باشد و چه بر سر نحوه برخورد با طرح هائی همچون تفکیک جنسیتی و حجاب و پوشش ، امکان عبور آرام رژیم از بحران همه جانبه ی کنونی را از آن ها سلب می کند. چنین شرایطی، فرصت بسیار مناسبی برای جنبش مردمی فراهم می آورد که صفوف خود را متشکل کرده و برای در هم شکستن سد استبداد آماده گردد. روشن است که در این شرایط، آغاز حرکت های گسترده توده ای و یا بالا گرفتن اعتراضات کارگری و مردمی می تواند تحولات سیاسی کشور را بشدت دگرگون کرده و راه پیشروی جنبش مردمی را هموار سازد. به هم پیوستن اعتصابات کارگری، حرکت های دانشجوئی، اعتراضات مردمی در عرصه های گوناگون از جمله دفاع از محیط زیست و مقاومت گسترده ی زنان در برابر تهاجمات روزانه نیروهای سرکوب به حریم شخصی زندگی شان، می تواند نیروی شگرف مردم را به صحنه بیاورد. حضور گسترده ی مردم همچنین می تواند جلو نقشه های شوم سلطه جویان خارجی و ماجراجوئی های نظامی آن ها را بگیرد. در چنین شرایط بسیار مناسب برای جنبش مردمی، تنها چیزی که می تواند به کمک رژیم اسلامی بیاید و کمر جنبش مردمی را در هم بشکند، دخالت نیروهای سلطه جوی خارجی در امور داخلی کشور است. این «نعمتی» برای جمهوری اسلامی خواهد بود که به بهانه ی آن بتواند بر اختلافات درونی خود سرپوش بگذارد و در سرکوب جنبش نو پای مردمی با دست باز عمل کند. این نکته را باید به مدافعان سینه چاک دخالت به اصطلاح «بشردوستانه» گوشزد کرد.
۳۰ آبان ماه ۱۳۹۰ـ ۲۱ نوامبر ۲۰۱۱



پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s