سپاه پاسداران در کجا ایستاده است؟

سپاه پاسداران در کجا ایستاده است؟
ارژنگ بامشاد
در جریان درگیری ها میان باند احمدی نژاد و دستگاه ولایت، بر سر وزیر اطلاعات و حالا وزارت نفت، و هیاهوئی که در این ماجرا محافل حکومتی را فرا گرفت، همواره موضع سپاه پاسداران به عنوان یکی از سه پایه ائتلاف حاکم، مورد سئوال بود. ایستادگی باند احمدی نژاد در برابر حکم حکومتی رهبر جمهوری اسلامی و دهن کجی به پیام های او و حتی غیبت صغرای یازده روزه اش، نمی توانست تنها به اتکای قدرت اجنه و رمالان حکومتی باشد. در حوادث چند سال اخیر و بویژه در جریان تقلب انتخاباتی ۱۳۸۴ و کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸، همواره سپاه در کنار باند احمدی نژآد قرار گرفته بود و این همسوئی و ائتلاف سبب شد که در جریان خودمانی سازی اقتصاد کشور، سهم بزرگی از شرکت های دولتی در اختیار سپاه پاسداران قرار گیرد و بخشی از کرسی های کابینه نیز به نمایندگان سپاه پاسداران واگذار گردد. اما اکنون به نظر می رسد این ائتلاف زرین، با موضع گیری دستگاه ولایت و جریانات وابسته به روحانیت سنت گرا علیه باند احمدی نژاد ـ مشائی، در حال فروپاشی است. موضع گیری های دیرهنگام برخی از فرماندهان سپاه ، یا جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه علیه باند احمدی نژآد، بیان چرخشی آشکار در موضع گیری سپاه پاسداران در جنگ قدرت کنونی است. شاید بتوان موضع گیری یدالله جوانی رئیس دفتر سیاسی سپاه پاسداران را در سرمقاله «صبح صادق» (دوشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۹) که خواهان بکارگیری کلمه «امام» در برابر اسم خامنه ای شده است را، بیان رسمی این چرخش دانست. یدالله جوانی در این سرمقاله، دلایل گوناگونی آورده است تا بر حق مطلق خامنه ای بر کشور و هدایت آن تاکید کند و او را دارای همان قدرتی معرفی نماید که پیامبر و امامان در امر حکومت داری داشته اند.
نگاهی به این سرمقاله و موضع گیری فرماندهی سپاه پاسداران از طرف رئیس دفتر سیاسی اش چند نکته را روشن می کند:

اول ـ در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، بدون اتکا و همراهی با ولی فقیه و دستگاه ولایت به عنوان سکاندار اصلی قدرت نمی توان از حکومت اسلامی دفاع کرد و بر مسند قدرت باقی ماند. بدیگر سخن تضعیف قدرت مطلق رهبری رژیم، زمینه های فروپاشی آن را فراهم می آورد. در این راستاست که درگیری های باند احمدی نژاد که به تضعیف موقعیت و مقام ولی فقیه منجر شده و رسوائی بزرگی برای شخص خامنه ای ببار آورده، می تواند پایه های قدرت حکومتی اسلامی را بلرزاند.

دوم ـ تضعیف بیش از حد ولی فقیه و پناه بردن خامنه ای به ائتلافی تازه با جریانات وابسته به روحانیت سنت گرا، خودبخود به نقش و قدرت مراجع تقلید سنتی می افزاید و دامنه ی تصمیم گیری های رهبر رژیم را کاهش می دهد. از این رو سپاه پاسداران به این نتیجه رسیده است که برای جلوگیری از قدرت گیری مجدد روحانیت سنت گرا و تحکیم این ائتلاف تازه، که طبعأ می تواند روی نقش و نفوذ سپاه در ساختار قدرت تاثیر بگذارد، وارد عمل شود. تاکید بر امام بودن خامنه ای و اشتباه دانستن عدم بکارگیری این لفظ در باره خامنه ای را باید در این راستا ارزیابی کرد.

سوم ـ برنامه ی سپاه برای بازگرداندن اتوریته ی از دست رفته ی خامنه ای، تلاشی است برای جلوگیری از گسترش بحران فکری و ایدئولوژیک در پایه های ارگان های سرکوب حکومتی و باندهای حزب الهی و چماقداران حکومتی. آن ها که در چند سال گذشته برای دویدن به دنبال ماشین احمدی نژاد آموزش دیده بودند و او را شعیب ابن صالح لقب می دادند؛ حالا باید او را وابسته به جریان انحرافی معرفی کنند که با لشگر اجنه به جنگ سید خراسانی آمده است. این چرخش ایدئولوژیک و توضیح آن به پایه های دستگاه سرکوب کار آسانی نیست. دادن لقب «امام» به خامنه ای، تلاشی است که خاطره لقب «سیدخراسانی» را از اذهان پاک کند و آب رفته را به جوی بازگرداند.

چهارم ـ موضع گیری سرراست دفتر سیاسی سپاه پاسداران و درخواست از رسانه های حکومتی و وعاظ برای بکارگیری لفظ «امام» برای خامنه ای، به معنای آن نیز هست که به تشتت و چند دسته گی در درون سپاه نیز پایان داده شده و خط راهنمای جدیدی ترسیم گردد. اهمیت این تصمیم از آن روست که با طرح استقلال سپاه های استانی، و روابطی که میان فرماندهان سپاه برخی از استان ها با باند احمدی نژاد ایجاد شده بود، خطر چند دسته گی در سپاه می توانست به نقش و جایگاه این نهاد سرکوب، در ساختار قدرت ضربه بزند.

وقتی به هدف های پنهان تصمیم جدید دفتر سیاسی سپاه پاسداران توجه می کنیم، باید به این سئوال نیز پاسخ دهیم که آیا در جنگ کنونی قدرت، سهم سپاه چه بوده است؟ واقعیت این است که در بحران کنونی قدرت، یکی دیگر از بازنده گان بحران قدرت، سپاه پاسداران است. زیرا سپاه پاسداران یکی از سه پایه ی ائتلاف قدرتی بود که کودتای انتخاباتی ۸۴ و ۸۸ را سازمان داد و سهم گسترده ای در اقتصاد کشور را از آنِ خود کرد. اکنون با رسوائی باند احمدی نژاد و با بی آبروئی رهبر رژیم در حمایت از او، سپاه نیز نفوذ و تاثیر گذشته ی خود را از دست خواهد داد. با بالا رفتن وزن مجلس و بویژه با افزایش نقش جریانات وابسته به روحانیت سنت گرا، سپاه نخواهد توانست چون گذشته در تصمیم گیری های حکومتی، وارد عمل شود. تلاش برای افزایش نقش خامنه ای در این معادلات، تلاشی برای نجات سهم وقدرت سپاه نیز هست.
۱۷ خرداد ۱۳۹۰

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s