«نماینده ی امام زمان» از «نماینده ی خدا» اطاعت نمی کند

«نماینده ی امام زمان» از «نماینده ی خدا» اطاعت نمی کند
ارژنگ بامشاد
غیبت صغرای محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری انتصابی رهبر رژیم، زیر فشار سنگین محافطه کاران پایان یافت. او به کاخ ریاست جمهوری بازگشت و هدایت امور را بر عهده گرفت. اما علیرغم فشار گسترده، حکم حکومتی رهبر رژیم اسلامی را نپذیرفت. در اولین جلسه هیئت دولت، حیدر مصلحی حضور نداشت، اما در سمت راست او محمدررضا رحیمی و در سمت چپ او اسفندیار رحیم مشائی نشسته بودند. در دومین جلسه هیئت دولت که در ۱۴ اردیبهشت ماه برگزار شد، علیرغم خبر خبرگزاری فارس مبنی بر حضور هر دو نفر، احمدی نژاد قبل از آن که حیدر مصلحی از نشست خارج شود، هدایت جلسه هیئت دولت را بر عهده نگرفت و بخشی از خبرگزاری ها نیز نوشته اند که حیدر مصلحی به دستور او مجبور به ترک جلسه شد. علاوه بر آن، احمدی نژاد در مراسم عزاداری فاطمیه که مداحان در حضور خامنه ای نوحه خوانی می کردند نیز حضور نداشت و در عوض تمامی سران حکومتی و از جمله رانده شده گان از کابینه در آن مراسم حضور داشتند. در اقدامی دیگر، دفتر ریاست جمهوری به سیمای جمهوری اسلامی اجازه نداد که از مراسم حضور احمدی نژاد در نمایشگاه کتاب گزارش مستقیم منتشر کند.

اختلاف میان رئیس جمهور انتصابی و رهبر رژیم اسلامی در چند هفته ی اخیر، نشان می دهد که دامنه ی درگیری های میان جناح های اصلی حکومت اسلامی همچنان گسترده است و علیرغم تلاش برای عدم درز اخبار این اختلافات به درون جامعه و انتشار در رسانه ها، این خبرها به شکل گسترده ای انعکاس می یابند. تهدیدات مجلسیان برای طرح سئوال از رئیس جمهور؛ دستگیری رمالان و اطرافیان رحیم مشائی به اتهام ارتباط با اجنه؛ فیتلر کردن سایت های نزدیک به دارو دسته ی احمدی نژاد و یا افشای فساد اقتصادی اطرافیانش، نتوانسته مقاومت او را در برابر رهبر رژیم در هم بشکند. جالب اینجاست که حتی یدالله جوانی رئیس دفتر سیاسی سپاه پاسداران و سرمقاله نویس «صبح صادق»، ارگان سپاه پاسداران، که به قول خودش فتنه های گوناگون ۳۲ سال گذشته برای ایجاد حاکمیت دوگانه را برشمرده ، از اشاره به مقابله ی احمدی نژاد و تیم او در برابر ولی فقیه سرباز زده است.

در یک ارزیابی اولیه می توان گفت که ادامه این اختلافات، حداقل تاکنون، رسوائی بزرگی برای دستگاه رهبری رژیم اسلامی فراهم آورده و ناتوانی ولی فقیه و اطرافیانش در مهار این بحران سیاسی گسترده را نشان داده است. اقدام و مقاومت احمدی نژاد و دارودسته ای او، «عمود خیمه نظام» را به چنان ذلتی انداخته است که در ۳۰ سال گذشته به آن دچار نشده بود. نه تنها از حکم حکومتی رهبر اطاعت نشده ، بلکه وزیر برگمارده ی ولی فقیه، حق شرکت در نشست های هیئت دولت را ندارد. احمدی نژاد نه تنها از حکم حکومتی رهبر، تبعیت نکرده و آن را فصل الخطاب ندانسته ، بلکه حتی از حضور در مراسم عزاداری فاطمیه نیز سرباز زده است. علیرغم تمامی این مقاومت ها، دستگاه ولایت توان برخورد با این عنصر خاطی که نظام ولایت را به بازی گرفته ، ندارد یا آن را فعلأ مصلحت نمی داند. ناتوانی دستگاه ولایت و تمامی اهرم های تحت امرش، در این رابطه از کجا ناشی می شود؟ برای پاسخ به این سئوال باید به چند نکته توجه کرد:

اول ـ دستگاه ولایت در یک تقلب آشکار در انتخابات ۱۳۸۸ احمدی نژاد، بازنده اصلی آن انتخابات را به کرسی ریاست جمهوری نشاند تا اصلاح طلبان را از قدرت به بیرون پرتاب کند و شاخ وبرگ خاندان رفسنجانی را نیز قیجی نماید. برای جا انداختن این تقلب آشکار و بزرگ و برای مقابله با خیزش واعتراض میلیونی مردم، خامنه ای تمام قد به دفاع از احمدی نژاد پرداخت و او را رئیس جمهوری ۲۵ میلیونی اعلام کرد. حالا دو سال پس از آن ماجرا، کنار گذاشتن این رئیس جمهوری انتصابی و مورد تائید رهبر، چیزی جز لیسیدن تف خود نیست.

دوم ـ بسیاری از روحانیون مرتجع، احمدی نژاد را رئیس جمهوری مورد نظر امام زمان و نظر کرده ی او اعلام کرده اند. .همین اراجیف باعث شد که امر بر خود او نیز آنچنان مشتبه شود که اعلام کند امور کشور را «حضرت آقا امام زمان» هدایت می کند و حتی در اجرای طرح «هدفمند کردن یارانه ها» مستقیمأ دخالت دارد و یارانه های نقدی «پول امام زمان » است و برکت دارد. حتی مصباح یزدی اعلام کرده بود که در انتخابات ۱۳۸۴ امام زمان تا صبح نخوابید تا احمدی نژآد پیروز شود. حال که نماینده «نظر کرده ی امام زمان» از اوامر ولی فقیه یعنی «نماینده خدا بر زمین» اطاعت نمی کند، کار اندکی مشکل شده است. از این روست که مجبور شده اند که طرفداران احمدی نژاد یا انتظاریون، را به ارتباط با «اجنه» متهم کنند. باید توجه کرد که همین ارتباط با «اجنه» قبلأ ارتباط با امام زمان اعلام شده بود. به نظر می رسد که وقتی پایه های قدرت روحانیت به لرزه می افتد، قربانی کردن امام زمان نیز امر غیرمنتظره ای نخواهد بود. به هر رو، کنار گذاشتن احمدی نژاد، که سال ها به عنوان منتخب امام زمان به خورد خلق الناس داده شده ، بی اعتباری دستگاه روحانیت و دستگاه ولایت را بیش از پیش عیان خواهد کرد. این ملاحظه ای است که حکومتیان با احتیاط به آن نزدیک می شوند.

سوم ـ باند احمدی نژاد بعنوان یک جریان فاشیستی، توانسته است در بخش های گوناگون حکومتی و بویژه در نهادها ی سرکوب جا پاهائی برای خود دست و پا کند. بودجه های عظیم ربوده شده از بیت المال و خرج بی حساب و کتاب پول های باد آورده نفت، برای خریدن افراد و جریانات گوناگون به کار رفته است. بسیاری از کسانی که از طریق این حیف و میل ها به جاه و جلال رسیده اند به راحتی نمی توانند نمکدان بشکنند. از این روست که در تمامی دعواهای شدید رسانه ای و غیررسانه ای اخیر، نهادهای امنیتی و سپاه و انتظامی، خود را مستقیمأ و تمام قد وارد ماجرا نمی کنند. کجا هستند آن فرماندهان سپاه که برای کنار گذاشته شدن خاتمی و برنامه های او، نامه های اعتراضی امضاء می کردند و اعلام می نمودند که اگر اوضاع این گونه و آن گونه شود، وارد عمل خواهند شد. چرا حالا که «عمود خیمه نظام» به بازی گرفته شده، دم بر نمی آورند؟

چهارم ـ حاکمیت اسلامی در شرایط سیاسی ویژه ای قرار دارد. بحران اقتصادی، کمر اقتصاد کشور را شکسته است. تحریم های بین المللی این اقتصاد ناتوان را ورشکسته کرده است. نارضائی های توده ای روز به روز گسترده تر می شود و یک جنبش عظیم سیاسی و مطالباتی، دارد قد راست می کند. کابوس ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ و اعتراضات سال ۱۳۸۸ خواب آرام را از چشم حکومتیان ربوده است. توده های ناراضی مردم، آماده فرصتند. این را حاکمیت به خوبی می داند. آن ها که اعتراضات مردمی در دنیای عرب را هر روزه مشاهده می کنند، از سرنوشت خود نگرانند. از این رو نیک می دانند که هر تکان جدی در حاکمیت می تواند تعادل آن ها را بر هم بزند و بنابراین با احتیاط کامل می خواهند این بحران را مدیریت کنند. این امر از چشم دارودسته احمدی نژاد نیز دور نمانده است. آن ها که متهم بودند در جریان باصطلاح «فتنه ۸۸» ، زمانی که فریاد » مرگ بر ولی فقیه» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه» گوش فلک را کر کرده بود، سکوت اختیار کرده اند، بخوبی روی این روانشناسی توده ای حساب بازکرده اند که هرچه از دایره ی نفوذ ولی فقیه دورتر شوند، بهتر می توانند برای برنامه های آتی خود جا پاهائی ایجاد کنند.

نتیجه گیری
بحران حکومتی هر روز ابعاد گسترده تری بخود می گیرد. جنگ بالائی ها نمی تواند دغدغه نیروهای مردمی باشد. اما این درگیری ها و فرسوده شدن توان دستگاه سرکوب، باید در راستای پیشروی جنبش توده ای مورد توجه قرار گیرد. حال که طشت رسوائی حکومتیان از پشت بام افتاده، زمینه ی بسیار مناسبی فراهم آمده که تا توده های تهیدست مردم به مبارزه ای همه جانبه برای بدست آوردن نان و آزادی فراخوانده شوند. زمان آن فرارسیده است که شکاف فرهنگی و شکاف طبقاتی را پر کرده و راه همپیوندی جنبش اردوی کار و زحمت برای نان و جنبش عموم مردم برای حق حاکمیت خود را گسترده تر در دستور قرار داد. حالا که خرافه های مذهبی یکی پس از دیگری در هم می شکند، می توان و باید که اتحاد طبقاتی نیروی کار و زحمت، را بیش از گذشته مدنظر قرار داد. در شرایطی که دامنه ی اعتصابات کارگری گسترده می شود؛ زنان محلات زحمتکش نشین پرچمدار مبارزه با قبض های نجومی گاز و برق و آب شده اند و جنبش زنان رو به اعماق دارد؛ جنبش دانشجویی خواست های سیاسی خود را با خواست های اقتصادی پیوند می زند و جنبش ملیت های تحت ستم روی خواست های ملی خود بیش از گذشته پای می فشارد، باید که روی همبستگی طبقاتی کارگران، زحمتکشان و توده های تهیدست شهر و روستا بیش از همیشه متمرکز شد. این توده های مردمند که می توانند بساط این بازی های مسخره را بر چینند و به عمر استبداد دینی و حاکمیت سیاه سرمایه پایان دهند.

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ـ ۶ مه ۲۰۱۱

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s