وزیرخارجه جدید، یا رویکردی جدید به سیاست خارجی؟

وزیرخارجه جدید، یا رویکردی جدید به مسائل خارجی؟
ارژنگ بامشاد
چند هفته پس از برکناری توهین آمیز منوچهر متکی از وزارت خارجه جمهوری اسلامی، علی اکبر صالحی، با ۱۴۶ رای موافق، ۶۰ رأی مخالف و ۳۵ رأی ممتنع از مجلس شورای اسلامی رای اعتماد گرفت و به عنوان وزیر خارجه مشغول به کار شد. او در دفاع از خود برای توانائی اداره وزارت خارجه، درسخنان پایانی اش به بیلان کارش در جمهوری اسلامی پرداخت و گفت :« بنده متولد ۱۳۲۸ در شهر کربلاي معلي از پدر و مادري زاده قزوين از نوادگان حاج ملا صالح برقاني و از سلاله شهيد ثالث هستم. بيش از ۳۳ سال سابقه خدمت در مملکت را داشته که ۳۲ سال آن به بعد از انقلاب برمي‌گردد که داراي مسووليت‌هاي متفاوتي ازقبيل رياست دانشگاه صنعتي شريف براي دو دوره و معاونت وزارت علوم براي دو دوره و نيز نمايندگي دائم جمهوري اسلامي ايران در آژانس بين‌المللي انرژي اتمي براي ۵ سال و معاون دبيرکل سازمان کنفرانس اسلامي که دومين سازمان بزرگ بين‌المللي جهان بوده را براي ۴سال عهده‌دار بوده‌ام. از ابتداي انقلاب به عنوان کسي که با مسائل سياسي کشور ارتباط داشته درباره فعاليت‌هاي يونسکو که آن زمان بيشترين حضور ما در يونسکو براي دفاع از حقوق حقه ايران در اثر جنگ تحميلي که مسائلي را در راستاي آن در جهان مطرح مي‌کردند، بود بنده يا به عنوان رييس هيات يا عضو هيات براي سال‌هاي متمادي در اين سازمان حاضر مي‌شدم».
نگاهی به بیلان کار علی اکبر صالحی و نحوه وارد شدن به عرصه دیپلماسی نشان می دهد که او از جمله کسانی است که در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی وارد عرصه دیپلماسی شده و نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی هسته ای شد و پروتکل الحاقی منع گسترش سلاح های اتمی را از سوی جمهوری اسلامی ایران امضاء کرد. پیمانی که به بازرسان سازمان انرژی هسته ای اجازه می داد سر زده از تاسیسات هسته ای ایران بازدید کنند. او که تحصیل کرده دانشگاه آمریکائی بیروت و ام آی تی آمریکاست به زبان های انگلیسی و عربی تسلط کامل دارد. به هر رو او را نمی توان از حلقه ی نزدیکان محمود احمدی نژاد به حساب آورد. بنابراین سئوال این است که با چنین سابقه ای چرا محمود احمدی نژاد او را برای احراز این پست پیشنهاد کرد؟ دولت جمهوری اسلامی در شرایط کنونی چه هدفی را از این انتخاب دنبال می کند؟ و این انتخاب چه پیامی با خود دارد؟

پیشنهاد و انتخاب علی اکبر صالحی برای پست وزارت خارجه، تلاشی است از سوی جمهوری اسلامی برای کاهش فشارها بر ایران از سوی آمریکا و غرب و تلاش برای یافتن راه هائی که درگیری بر سر مسائل هسته ای را به گونه ای آبرومندانه حل و فصل کند و دامنه ی فشارها بر رژیم اسلامی را کاهش دهد. در زمینه سیاست خارجی و بویژه مسائل اتمی، سیاست تاکنونی احمدی نژاد تا حدودی عمگرایانه تر از سیاست مجلسیان و بوِیژه رئیس مجلس، علی لاریجانی بوده است. حضور منوچهر متکی به عنوان وزیر خارجه که سهمیه باند لاریجانی ها در کابینه به حساب می آمد، بارها باعث بر هم ریختن تلاش های احمدی نژآد در این راستا شده بود. بر هم زدن توافق وین در تبادل سوخت اتمی از سوی باند لاریجانی، یکی از مهمترین نمونه های این کارشکنی به حساب می آید. موضع نرم احمدی نژآد در رابطه با شکست مذاکرت اخیر در استانبول نیز نشان می دهد که تلاش دیپلماسی خارجی دولت احمدی نژاد بر آن است که اختلافات میان آمریکا و متحدینش با جمهوری اسلامی بویژه بر سر مسائل انرژی اتمی به نحوی آبرومندانه حل و فصل شود تا دامنه فشارهای اقتصادی و تحریم های بین المللی کاهش یافته و حتی الامکان مهار شود. دولتمردان جمهوری اسلامی نیک می دانند که با اجرای حذف یارانه ها بر متن تحریم های گسترده اقتصادی، خطر بروز نارضائی های توده ای، یک خطر واقعی است. شورش گرسنگان در کشورهای عربی و فراگیر شدن آتش خشم توده های مردم در کشور های عربی شمال آفریقا و خاورمیانه، نمی تواند ترس را در جان رهبران جمهوری اسلامی ننشاند.

در شرایط کنونی با شعله ور شدن آتش انقلابات توده ای در کشورهای عربی و زیر ضرب رفتن رهبران وابسته به آمریکا در این کشورها، مواضع آمریکا و اسرائیل در منطقه روز به روز ضعیف تر می شود. سیاست خاورمیانه ای و شمال افریقای دولت آمریکا، با شورش و خیزش مردمی به چالش طلبیده شده است. آمریکا در یک سردرگمی وحشتناک گرفتار آمده است. سرنوشت حاکمیت سیاسی در بسیاری از کشورهای عربی نامعلوم است. انقلاب تونس و انقلاب مصر، پرقدرت تر و جسورانه تر از آن شده اند که بتوان آن ها را به آسانی سمت و سو داد. این امر موقعیت آمریکا را در منطقه بشدت تضعیف کرده است. این عوامل موقعیت جمهوری اسلامی در برابر آمریکا را در کوتاه مدت تقویت کرده است. روشن است که دولت جمهوری اسلامی مذبوحانه تلاش می کند خود را برنده ی حوادث انقلابی دنیای عرب نشان دهد، اما از این زاویه که موقعیت دشمن اصلی این رژیم یعنی آمریکا در منطقه بشدت تضعیف شده، دولت اسلامی موقتأ در موقعیت بهتری قرار گرفته است. علی اکبر صالحی در سخنان دفاعیه خود، گسترش مناسبات جمهوری اسلامی با کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا و همسایگان ایران را در الویت سیاست خارجی خود قرار داده است. هر چند این سیاست قبل از بروز حوادث انقلابی منطقه هم دنبال می شد، اما با خیزش توده ای جهان عرب علیه آمریکا و متحدانش، وضعیت جدیدی پیش آمده است که مورد توجه سیاست خارجی جمهوری اسلامی قرار گرفته است. جمهوری اسلامی تلاش می کند بدون آنکه شیوه های تحریک آمیزی اتخاذ کند، با بکارگیری امکانات خود، به تقویت جریانات اسلام گرا در جنبش های انقلابی مردم منطقه کمک کند و از این طریق هم به انحراف و شکست این جنبش ها کمک کند و زمینه نفوذ خود در جهان اسلام را تقویت نماید. اما مشکل جمهوری اسلامی آن است که الگوی جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک استبداد دینی مطلق العنان با بیلان جنایت کارانه اش، در میان جوانان و روشنفکران جهان عرب خریداری ندارد. بسیاری از رهبران گروه های اسلامی کشورهای عربی نیز تلاش می کنند، متهم به تبعیت از الگوی حکومتی جمهوری اسلامی نشوند. این امتناع هم به دلیل بیلان کار فاجعه بار دولت دینی در ایران است و هم به دلیل آن است که دولت دینی در ایران، یک دولت شیعه است و تاکنون به اختلافات شیعه و سنی دامن زده است.

تلاش جمهوری اسلامی برای تجدید سازمان سیاست خارجی اش بر دو بازوی سازش احتمالی با غرب در راستای کاهش فشارها و افزایش نفوذ در تحولات انقلابی منطقه از طریق تقویت موضع اسلام گراها در جنبش های توده ای مردم، هدفی جز نجات حاکمیت اسلامی از خشم مردم ایران را ندارد. آن ها که خیزش میلیونی مردم در جنبش ضداستبدادی سال ۱۳۸۸ را دیده اند، نیک می دادند که آتش خشم مردمی خاموش نشده است. اکنون که شعله های آتش انقلاب ضداستبدادی و عدالت جویانه مردم کشورهای تونس، مصر و الجزایر هر روز گسترده تر می شود و مرزهای منطقه ای را در هم می نوردد، رسیدن گرمای این شعله های مقدس خشم مردمی به ایران هم دور از انتظار نیست. اگر جنبش ضداستبدادی مردم در ۱۳۸۸ و راه های نوین خبر رسانی و سازماندهی اعتراضات مردمی توسط جوانان ایران، برای جوانان و توده های مردم تونس و مصر الهام بخش بوده است، چرا شیوه ها و قدرت متحد کننده جنبش های ضداستبدادی و عدالت جویانه مردم جهان عرب برای مردم ایران الهام بخش نباشد. این امری است که سران جمهوری اسلامی را علیرغم تبلیغات دروغین شان، به وحشت انداخته است.
۱۱ بهمن ۱۳۸۹ـ ۳۱ ژانویه ۲۰۱۱

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s