محیط زیست هم قربانی استبداد طالبانی

ارژنگ بامشاد
نابودی محیط زیست و بی توجهی مسئولان جمهوری اسلامی به این عرصه ی مهم از مسائل کشور، موضوعی نیست که بتوان با سکوت از کنار آن گذشت. هر روز خبر از وقوع یک فاجعه ی زیست محیطی از گوشه و کنار کشور می رسد. آلودگی هوای تهران به گونه ای است که بر اساس تحقیقات وزارت بهداشت در سال گذشته بین ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ نفر بر اثر عوارض ناشی از آلودگی هوا جان خود را از دست داده اند. رشد این آلودگی به گونه ای است که دولت در این هفته چند روز را در تهران، شهر ری و شمیرانات تعطیل کرده است. از آلودگی هوای تهران و کلان شهرها که بگذریم، دریاچه ارومیه و ده ها تالاب کشور در خطر نابودی قرار گرفته اند. آتش سوزی جنگل ها نیز که جای خود دارد. « تنها در یک سال گذشته‌ بیش از ۵۰۰ مورد آتش‌سوزی در استان کردستان اتفاق افتاده و بنا به گفته اکرم توفیقی، مدیرکل اداره منابع طبیعی استان کردستان، پنج هزار و ۶۰۰ هکتار از عرصه‌های طبیعی این استان طعمه حریق شده‌اند و آخرین آن آتش‌سوزی در جنگل‌های مریوان ، طبیعت این منطقه را دچار حادثه کرد.». و اکنون دو هفته است که جنگل های گلستان در آتش می سوزد و تاکنون ۳۰۰هکتار از رویشگاه‌های جنگلی گلستان هم به نابودی کشیده شده اند. هنوز آتش جنگل های گلستان خاموش نشده که جنگل های گیلان نیز طعمه ی آتش شده اند. آتش سوزی در منطقه جنگلی دیلمان و لاری خانی از توابع شهرستان سیاهکل را به کام خود کشانده و شعله های آتش هم چنان زبانه می کشد.

وقوع چنین حوادث فاجعه باری برای هر دولت مسئولی، یک چالش بزرگ ملی است. آتش سوزی جنگل ها و آلودگی هوا، امری مختص ایران نیست. در بسیاری از کشورها، فاجعه های طبیعی اتفاق می افتد. اما واکنش دولت ها به این حوادث بیان ماهیت و شیوه نگرش دولتمردان و دولت زنان هر کشوری را نشان می دهد. در جمهوری اسلامی، محیط زیست عرصه ای است که با بی تفاوتی شگفت انگیز مسئولان حکومتی روبروست. هفته ها جنگل های گلستان که در منطقه ی پارک ملی ثبت شده در یونسکو قرار دارد، در آتش می سوزند اما مسئولان حکومتی حتی برای اطفای آتش و استفاده از بالگردهای آبفشان، با کندی وصف ناپذیری عمل می کنند. جنگل های گیلان نیز سرنوشتی بهتر از این ندارند. همین وضعیت در مورد جنگل های کردستان نیز دیده می شود. بگذریم که گویا در آنجا پشت آتش سوزی های گسترده، یک طرح امنیتی ـ نظامی مقابله با مخالفین تدارک دیده می شود.

بی تفاوتی شگفت انگیز مسئولان حکومت اسلامی از کجا ناشی می شود؟
حکومت اسلامی، حکومتی از مردم نیست؛ حکومتی برای مردم هم نیست. حکومتی بر مردم است. حکومتی است که برای اجرای احکام و اعتقادات حاکمان، تشکیل شده است. این حکومت، امروز، بیش از هر زمان دیگر برای حفظ خود سرمایه گذاری می کند. با شورش گسترده ی توده ای ضد دیکتاتوری سال ۸۸، و با گسترش تحریم های اقتصادی، حفظ حکومت به هر قیمت، در دستورکار حاکمان قرار گرفته است. تمامی امکانات مالی و انسانی کشور به سمت اقتصاد جنگی و وضعیت بحرانی سازماندهی می شود. حکومت برای حفظ خود، روز به روز بر خصلت فاشیستی و طالبانی خود می افزاید. درست در شرایطی که برای پر کردن صندوق های خالی خزانه ی دولت، با حذف یارانه ها به غارت جیب های خالی مردم مشغول است، ده ها هزار آخوند و بسیجی را به مدارس می فرستد. ده ها مدرسه قرآنی و مسجد و منبر می سازد. برای تجهیز نیروی انتظامی و نظامی و سپاهی خود، قصد دارد ۴ و نیم درصد درآمد ناخالص ملی را اختصاص دهد. با چنین سیاستی امنیتی و جنگی، تصور سرمایه گذاری در بخش محیط زیست، برای حاکمان اسلامی خنده دار خواهد بود.

سازماندهی جنگی اقتصاد و سیاست کشور، و سازماندهی تمامی اهرم های اداری و نظامی برای سرکوب مردم، و پیشتبرد امر حکومت نه بر پایه قوانین موجود و مورد قبول خودشان، بلکه بر پایه ی دستورات ولی امر مسلمین و رئیس دولت سرسپرده اش، تمامی نهادها و ارگان های حکومتی را از کارکرد معمولی شان تهی می کند. وضعیت کنونی اداره کشور به گونه ای است که هیچ نهاد و ارگانی نمی تواند در عرصه ی تعریف شده اش به وظایف خود عمل کند. امروز مثلا وزارت جهاد سازندگی و یا معاونت محیط زیست نقشی را که باید انجام دهد، انجام نمی دهد. نه تنها ادارات دولتی، نقش و کارکرد عادی خود را از دست داده اند، بلکه دولت طالبانی مانع فعالیت و کار بسیاری از نهادهای غیردولتی در عرصه محیط زیست هم شده است. بسیاری از فعالان محیط زیست، اکنون، امکان فعالیت خود را از دست داده اند و فریادهایشان با گوش شنوائی روبرو نمی شود. دستگیری بسیاری از فعالان دلسوز محیط زیست که برای حفظ دریاچه ارومیه فعالیت می کردند، نشان داد که کار در این عرصه نیز، مُهر امنیتی خورده است.

واقعیت این است در حکومتی که زندگی و شرف انسان، محور اصلی تعیین سیاست های کشور نیست، و جان انسان برای حاکمان دین طالبانی ارزش چندانی ندارد، توقع از توجه دولتیان به محیط زیست، توقع به جائی نیست. حاکمیت استبداد طالبانی نه تنها فشار بر زندگی مردم را به بالاترین حد خود رسانده است، بلکه نابودی محیط زیست نیز از نتایج این حکومت است. نه تنها برای سازماندهی یک زندگی انسانی برای همگان، بلکه حتی برای تامین ادامه سالم محیط زیست و فراهم آوردن شرایط زیست سالم بر فلات کشور، نیز باید برای پایان دادن به استبداد طالبانی موجود مبارزه کرد.
۹آدز ۱۳۸۹ـ ۳۰ نوامبر ۲۰۱۰
جدال بی پایان آتش و دود در جنگل های گلستان + عکس
کم توجهی مسوولان‌ جانسوزتر از سوختن جنگل‌های ملی‌
چرا جنگل های گلستان در آتش می سوزند؟ +عکس
تصويری تاسف بار

1 نظر برای “محیط زیست هم قربانی استبداد طالبانی

  1. Massi می‌گوید:

    مرسی‌ از مقاله جالبت.عالی‌ بود. ضمنا کوتاه بودن مطلب، شوق خواندن را در فرد بیشترمی‌کند. پیروز باشی‌!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s