جان دادن یک جوان در تهران و «امنیت محله محور»

ارژنگ بامشاد
صحنه دلخراش قتل در تهران
قتل در میدان کاج از زبان پلیس و شاهدان حادثه
ناگفته‌های جنايت سعادت‌آباد از زبان قاتل
قتل فجیع یک جوان در سعادت آباد تهران، و جان دادن او پس از ۴۵ دقیقه در جلو چشم های نگران مردم و ماموران نیروی انتظامی ، ماجرائی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت. حادثه در منطقه ای اتفاق افتاده است که در ۳۰۰ متری آن کیوسک نیروی انتظامی در ابتدای میدان کاج و روبری محل حادثه نیز بیمارستان مدرس قرار دارد. شاهدان حادثه با موبایل هایشان با شماره تلفن ۱۱۰ مرکز فوریت های پلیس و ماموران کلانتری ۱۳۴ شهرک قدس تماس گرفتند. اما ماموران اعزامی به محل نیز هیچ اقدامی انجام نداده و شاهد جان دادن این جوان شدند. ابعاد تکان دهنده حادثه به گونه ای است که سیمای جمهوری اسلامی نیز تلاش کرده در مصاحبه با فرمانده ی نیروی انتظامی برای بی تفاوتی شگفت انگیز نیروی انتظامی ، توجیهی بتراشد.

این حادثه در شرایطی اتفاق می افتد که از هشتم آبان ماه به گفته ی ساجدی نیا، فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ، در بیش از ۲۰۰۰ محله تهران نیروهای پلیس مستقر شده اند. رئیس پلیس تهران بزرگ، هدف طرح را مبارزه با « اراذل و اوباش ، سرقت ، فروشندگان مواد مخدر ، مزاحمان نواميس و حاملا ن سلاح هاي سرد » تعریف کرده بود. پیش از این نیز نیروی انتظامی بارها مانورهای «اقتدار» برگزار کرده است. هر روز از افزایش توان نیروهای انتظامی برای واکنش سریع سخن گفته اند. تبلیغات پلیسی نیروهای سرکوب، هر روز از مجهزترشدن نیروهای پلیس برای برخورد با «اخلال گران» نظم و «اراذل و اوباش» داد سخن می دهند. آن ها در تبلیغات خود، حفظ جان و ناموس مردم را محور مانورها، تمرکز نیروی پلیسی و آماده باش ها و هزینه های بی حد و حصرشان اعلام می کنند. اگرچنین است چرا باید این جوان ۳۰ ساله در جلو چشمان مردم و دوربین موبایل هائی که این فیلم را به سراسر جهان مخابره کردند، جان می داد؟

نیروهای سرکوبگر؛ حضور جهمنی و قساوت و بیرحمی و اقدام سریع خود را در مقابله با مبارزات ضداستبدادی مردم ایران در سال ۱۳۸۸ به خوبی نشان داده اند. آن ها برای جلوگیری از تجمع جوانان و مردم، برای بر هم زدن هر نوع گردهم آئی، برای دستگیری فعالین، برای خفه کردن هر فریاد اعتراضی، تمامی امکانات خود را به کار گرفتند. از بیسم هایشان، از کنترل تلفن ها، از باتوم های مدرنشان، از ماشین های آب پاش، از گازهای فلفل، از قمه های خون آلودشان، از زنجیرها و پنجه بکس هایشان و حتی از ماشین هایشان که مردم را زیر چرخ هایشان له کنند، استفاده کردند. آن ها نشان دادند که نیروی واکنش سریع شان را خوب سازمان داده اند. و حالا نیز تمرکز این نیروی سرکوب در ۲۰۰۰ نقطه ی تهران، برای اجرای همان سناریوها در شرایطی است که مردم فریاد اعتراض به گرسنگی و گرانی ناشی از آزاد سازی قیمت ها و حذف یارانه ها را سردهند. آن ها برای سرکوب شورش های توده ای و خفه کردن هر اعتراضی آماده می شوند. این است جوهر وظیفه ی آن ها.

جوهر وظیفه ی نیروی انتظامی و دستگاه سرکوب، جوهراساسی مانورهای اقتدار، جوهر تجیهز هر چه بیشتر نیروی های واکنش سریع، نه حفظ جان و ناموس مردم، بلکه حفظ ارکان نظام است. در نظام اسلامی، جان انسان، محور امنیت و مرکز توجه نیست. زندگی انسان و شرافت انسانی، جوهر اساسی و محرک اصلی سیاست در این کشور نیست. در این جا حفظ نظام و اجرای دستورات رهبر و مقامات و پیاده کردن دستورات شرع انور، پایه و اساس سیاست و دستگاه های حافظ آن است. به همین دلیل ساده است که در نظام اسلامی هر کس از حق مردم دفاع کند مجرم است. وکالت از کسانی هم که برای احقاق حقوق به زندان می افتند، نیز جرم است. جتی اگر این وکالت در چهارچوب قوانین موجود نظام اسلامی باشد. در این کشور، نیروی های امنیتی با بیرحمی تمام به خانه ی روزنامه نگاران می ریزند و آن ها را دستگیر کرده و به بازداشتگاه های مخوفشان می برند. در این کشور، دانشجویان، به جای این که امکان تحصیل در محیطی آرام را داشته باشند، زیر چماق سرکوب حراست و نیروهای امنیتی قرار می گیرند و در صورت مخالفت راهی زندان می شوند. در این کشور رهبران و فعالین کارگری به زندان انداخته می شوند و هر نوع اعتراض کارگران حتی اگر به حقوق محوقه شان باشد، با مشت آهنین نظام روبرو می شود. در این کشور تمامی این فعالیت ها جرم محسوب می شود و نیروهای سرکوب در این موارد، واکنش سریع و به موقعی دارند. اما وقتی پای حفظ جان مردم باشد؛ پای حفظ جان یک جوان غرقه در خون باشد که با حکم شخصی یک نفر دیگر محکوم و مجازات می شود، از نیروی پلیس، از نیروهای واکنش سریع خبری نیست. اینجا گویا یک حادثه ی عادی اتفاق افتاده است.

این حادثه، یک حادثه کوچک نیست. خوشبختانه، دوربین های موبایل مردم، یک بار دیگر دیوار سانسور و کنترل پلیسی را در هم شکست و این حادثه ی دلخراش را به سراسر جهان مخابره کرد. نمایش این فیلم در سراسر جهان، جوهر ضدمردمی دستگاه عریض و طویل سرکوب در نظام اسلامی را به نمایش خواهد گذاشت. آن ها که فیلم های وحشی گری های نیروهای رژیم در سرکوب جنبش ضداستبدادی مردم را دیده اند، نیک درخواهند یافت که در نظام اسلامی پلیس حافظ جان و ناموس مردم نیست بلکه برای سرکوب اعتراضات مردمی تجیهز شده است. این نکته ای است که باید به مردم خودمان نیز توضیح دهیم. باید به جوانان و مردمی که در میدان حادثه گردهم آمده بودند نیز بگوئیم که نباید به پلیس ضدمردمی امید می داشتند. آن ها باید خود با جسارت وارد ماجرا شده و ضارب را خلع سلاح کرده و جوان مجروح را به همان بیمارستان روبرو می رساندند تا جانش را نجات دهند. در اینجا نیز جوانان محل باید وارد ماجرا می شدند. این چنین حوادثی نشان می دهد که چرا باید مردم روی همبستگی خودشان و سازماندهی خودشان و تشکیل هسته های متشکل خودشان حساب کنند.
۱۷ آبان ۱۳۸۹

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s