مظلومیت سکینه آشتبانی و به گروگان گرفته شدن دو خبرنگار آلمانی

ارژنگ بامشاد
در خبر ها آمده بود که روز يکشنبه ١٠ اکتبر ساعت ٧ عصر به وقت ايران هنگاميکه دو خبرنگار آلماني براي مصاحبه با سجاد پسر سکینه و هوتن کیان وکیل سکینه به دفتر هوتن رفته بودند٬ عوامل وزارت اطلاعات به دفتر کار اين وکيل ريخته و هر چهار نفر حاضر در محل را دستگير و با خود برده اند. دستگير شدگان عبارتند از: سجاد قادرزاده پسر سکينه محمدي آشتياني٬ هوتن کيان وکيل سکينه٬ و دو خبرنگار آلماني. دستگير شدگان از آن هنگام تا کنون در محل نامعلومي نگهداري ميشوند و کسي از سرنوشت آن ها اطلاعی ندارد

انتشار این خبر، در نگاه اول، حکایتی از دستگیری و حادثه ای است که این روزها مدام در ایران اتفاق می افتد. اما این مورد به نظر می رسد به همین سادگی ها نیز نباشد. در این ماجرا، نه تنها یک بار دیگر مظلومیت سکینه آشتیانی مطرح می شود بلکه دو خبرنگار آلمانی نیز به چنگال وزارت اطلاعات رژیم افتاده و تجربه نشان داده است که گروگان های کشورهای اروپائی، سوژه های هستند که جمهوری اسلامی از آن ها برای فشار بر این کشورها سوءاستفاده می کند. جمهوری اسلامی به خوبی نسبت به حساسیت افکار عمومی و دولت های حاکم در این کشورها آگاه هست. مظلومیت سکینه آشتیانی، اکنون به ماجرای گروگان گرفته شدن دو خبرنگار آلمانی نیز گره خورده است. اتهام این دو خبرنگار، تنها عدم رعایت مقررات حرفه ای نیست. سخنگوی وزارت خارجه رژيم اعلام کرده است که آن ها با ویزای گردشگری وارد ایران شده اند، و متهم شده اند که با شبکه های ضد رژیم همکاری داشته اند. این اتهام وضعیت آن ها را بشدت پیجده تر کرده و اکنون زمینه برای موضع بالای رژیم اسلامی در چانه زنی با دولت آلمان را فراهم آورده است. اگر دولت آلمان برای آزادی یک تاجر خود حاضر شد تروریست های میکونوس را به تهران بازگرداند، برای آزادی این دو خبرنگار که متهم به همکاری با جریانات ضد رژیمی نیز شده اند، شاید مجبور شود هزینه بالاتری بپردازد.

جدا از وضعیتی که اکنون پیش آمده، سؤال این است که چگونه با توجه به حساسیت های موجود اطلاعاتی و امنیتی، دو خبرنگار آلمانی تن به این سفر داده اند. روشن است که حساسیت سرنوشت سکینه آشتیانی ومظلومیت او، امری است که هر وجدان آگاهی را بخود مشغول می کند. اما علیرغم این امر، تلاش برای رخت سفر بستن و به دهان اژدها رفتن، باید مورد توجه و حساسیت ویژه سازماندهندگان این سفر قرار می گرفت. روشن است که در اعزام این دو خبرنگار، باید توجه می شد که هیچ سرنخ امنیتی بر جا گذاشته نمی شد زیرا با تمرکز اطلاعاتی و امنیتی رژیم و حساسیتش روی این موضوع، استفاده از تلفن برای ترجمه، آنهم از شبکه تلفنی جمهوری اسلامی که در کنترل کامل دستگاه امنیتی رژیم است، یک خطای فاحش امنیتی محسوب می شود. بگذریم که روشن نیست اعزام دو خبرنگاری که به زبان فارسی آشنائی نداشته اند در مورد موضوع به شدت جهانی شده ی سکینه آشتیانی تا چه می توانست به این موضوع کمک کند.

اما این که چگونه این سازماندهی صورت گرفته و زمینه برای گروگان گیری دو خبرنگار آلمانی فراهم آمده است، مسئله اصلی نیست . مسئله این است که جمهوری اسلامی چگونه از این حادثه و بویژه از مظلومیت سکینه آشتیانی بهره برداری سیاسی و تبلیغاتی می کند؟ به نظر می رسد که جمهوری اسلامی با جهانی شدن مظلومیت سکینه آشتیانی که یک موضوع سیاسی هم نیست، تلاش دارد که حمایت های فعالین حقوق بشر در ایران و جهان را، دفاع از یک قاتل که در قتل شوهرش دست داشته است، قلمداد کند. در حالی که تمامی وکلای مدافع او، نادرستی این اتهام و ابهامات گسترده ی این پرونده را نشان داده اند. فراموش نکنیم که بسیاری از موارد سنگسار هم در حالی صورت گرفته که پای قتلی در میان نبوده است. نگاهی به حاشیه نویسی ها و یاداشت نویسی ها فرستادگان وزارت اطلاعات به شبکه های اجتماعی، نشان می دهد که آن ها فعالین حقوق بشر را متهم می کنند که تنها دغدغه شان تلاش برای فروپاشی خانواده ها و دفاع از متهمین به قتل است. آن ها با این اتهام بیشرمانه، نه تنها حکم ارتجاعی و جنایت کارانه شان را توجیه می کنند بلکه مظلومیت این زن ایرانی را به زیر سؤال می برند.

اما این تنها زاویه ای نیست، که جمهوری اسلامی روی آن متمرکز شده است. با برجسته شدن مظلومیت سکینه آشتیانی، و طرح وسیع آن در رسانه ها، جمهوری اسلامی نیز مجبور شده است با سازماندهی و پخش مصاحبه با سکینه آشتیانی از سیمای جمهوری اسلامی و یا فعال شدن سخنگوی وزارت خارجه و یا دادستان کشور، و حتی سخنان احمدی نژاد درنیویورک، به آن واکنش نشان دهد. اما هم زمان با این واکنش، تبلیغاتچی های جمهوری اسلامی تلاش می کنند از ابعاد گسترده و جهانی این موضوع غیرسیاسی برای به حاشیه راندان حجم گسترده ی سرکوب سیاسی و مدنی در کشور، بصورتی بیشرمانه سوءاستفاده کنند. این نکته ای است که نباید از دید مدافعین حقوق بشر و فعالین سیاسی و مدنی پنهان بماند. دفاع قاطع از مظلومیت یک زن جوان محکوم به سنگسار، نباید باعث به حاشیه رانده شدن اعتصاب غذای ده ها نفر از فرزندان زندانی مردم که با اعتصاب غذای خشک جانشان به خطر افتاده بود گردد، و یا اعتصاب غذای نسرین ستوده و وضعیت او در زندان که نگرانی هایی جدی را دامن زده است، به فراموشی سپرده شود. نباید از خاطر بود که در چند ماه اخیر ده ها مورد دستگیری، فشار بر زندانیان، اخراج استادان، دستگیری دانشجویان و فعالین کارگری اتفاق افتاده است. و یا قتل عام زندانیان عادی در زندان مشهد، که افشای آن باعث دستگیری احمد قابل شده است، خود جنایت تکان دهنده ای که لازم بود روی آن تمرکز بیشتری صورت می گرفت. از این رو بر مدافعین حقوق بشر و فعالین سیاسی و مدنی است که ضمن افشای حکم جنایت کارانه دستگاه قضائی جمهوری اسلامی در مورد سکینه آشتیانی و دفاع از مظلومیت او، اجازه ندهند حجم گسترده ای از تجاوز به حقوق بشر و حقوق شهروندی در کشور به حاشیه رانده شود.
۲۳ مهرماه ۱۳۸۹

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s