چرا جانیان کهریزکی حق ندارند عبدالمالک ریگی را محاکمه کنند؟

چرا جانیان کهریزکی حق ندارند عبدالمالک ریگی را محاکمه کنند؟
به فاصلۀ کوتاهی پس از اعدام عبدالحمید ریگی، دادگاه عبدالمالک ریگی، رهبر گروه جندالله در تهران به ریاست قاضی توحیدی آغاز شده است. حکم عبدالمالک ریگی از همان ابتدای دستگیری او روشن بود.یک روز پس از تحویل عبدالمالک ریگی، ابراهیم حمیدی رئيس‌كل دادگستري سيستان و بلوچستان که دستش به خون ده ها جوان بلوچ آلوده است، حکم اعدام عبدالمالک ریگی را قطعی اعلام کرد و گفت: “به محض تكميل پرونده قضايي و عدم نياز اطلاعاتي به اين مصداق بارز و آشكار محارب و مفسد في‌الارض حدود الهي درباره وي و ديگر اعضاي اين گروهك مزدور اجرا مي‌شود». بنابراین آنچه در دادگاه تهران جریان دارد، پوشش قانونی دادن به حکمی است که در میان مقامات امنینی و قضائی پیشاپیش روشن بوده و به دنبال اعدام عبدالحمید ریگی و سپس عبدالمالک ریگی، باید منتظر اعدام دیگر جوانان بلوچ بود که هم اکنون در زندان های رژیم به گروگان گرفته شده اند و دیر یا زود به اتهام همکاری با «جندالله» برای گسترش سیاست رعب و وحشت به بالای چوبه های دار خواهند رفت. جوانانی که زیر شکنجه های وحشیانه شاید حتی مجبور شده به کارهای نکرده اعتراف کنند و یا خود را هوادار «جندالله» معرفی نمایند. باید توجه داشت سیستم قضائی و امنیتی که بر مبنای شکنجه سازماندهی شده است، از شکنجه به عنوان ابزار در هم شکستن افراد و مجبور کردن آن ها به پذیرش اتهامات دیکته شده، استفاده می کند. امری که در جمهوری اسلامی بارها تجربه شده است.

وقتی عبدالحمید ریگی اعدام شد، و اعدام او به شکل کاملأ تحریک آمیز و با انتشار بیشرمانۀ عکس به دار آویختۀ او اعلام شد، بسیاری از افراد و جریانات سیاسی، این شهامت را نداشتند که این اقدام غیرانسانی را محکوم کنند. بسیاری از آن ها حتی به لحاظ نظری، مخالف مجازات غیرانسانی اعدام هم هستند، اما وقتی پای محکوم کردن اعدام افرادی به میان می آید که متهم به اقدامات تروریستی هستند، آن وقت اعتقاداتشان مغلوب مصلحت اندیشی های سیاسی می شود. شاید آن ها فراموش می کنند که وفاداری و اعتقاد به لغو اعدام درست وقتی مربوط به بدترین جرائم نیز هست، ثابت می شود. وقتی خود را موظف به دفاع از حقوق انسانی دیگران می دانیم، نباید فقط از حقوق خودی ها و هم نظراتمان دفاع کنیم بلکه موظف هستیم حتی از حقوق انسانی مخالفین و کسانی که قبولشان نیز نداریم دفاع کنیم. برای این که به این مصلحت اندیشی سیاسی نیشتری زده باشم، سئوال می کنم که آیا جانیان کهریزکی حق دارند عبدالمالک ریگی را محاکمه کنند؟ برای آن عبدالمالک ریگی را انتخاب کرده ام که رهبر گروهی است که اقدامات تروریستی فراوانی در کارنامه خود دارد. من اقداماتی چون گروگانگیری، سربریدن گروگان ها و انتشار فیلم های آن، یا بمب گذاری در مساجد و دیگر اماکن و کشتن افراد را اقداماتی در جهت جنبش آزادیبخش مردم بلوچستان ندانسته و نمی دانم و آن ها محکوم می کنم. روشن تر بگویم، گروه جندالله با اعتقاداتی که دارد، اگر صاحب قدرت شود، بعید است سیستم بهتری از سیستم جمهوری اسلامی یا طالبان افغانستان را سازمان دهد. اما سئوال ما اینجا بر سر اعقتادات و اقدامات گروه «جندالله» و رهبر آن نیست. مسئله این است که دستگاه قضائی حافظ کهریزک که قضاتی چون قاضی مرتضوی، قاضی مقیسه، قاضی صلواتی و قاضی توحیدی در آن بر مسند قضاوت نشسته اند،حق دارند شخصی چون عبدالمالک ریگی را محاکمه کنند. و پس از محاکمه نیز اعدام نمایند و صدائی از کسی بر نیاید.

قوه قضائیه در جمهوری اسلامی، هیچگاه نهاد عدالت نبوده است. این دستگاه نه تنها هیچ استقلالی نداشته بلکه همواره به عنوان ابزار اجرای فرامین ولی فقیه و دستگاه ولایت وارد عمل شده است. و اکنون و بویژه با تکیه زدن صادق لاریجانی بر کرسی ریاست آن، به مجری فرامین دستگاه کودتاچی امنیتی ها و پاسداران نظر کرده دستگاه ولایت تبدیل شده است. همین دستگاه قضائی است که به راحتی فعالین مدنی محبوبی همچون یعقوب مهرنهاد در بلوچستان و یا فرزاد کمانگر در کردستان را با اتهام واهی تروریست بودن و همکاری با جندالله و پژاک اعدام کرد. اگر این دستگاه قضائی یعقوب مهرنهاد و فرزاد کمانگر و دیگر جوانان را به راحتی اعدام می کند تکلیف عبدالحمید یا عبدالمالک ریگی پیشاپیش معلوم است. به همین دلیل است که دستگاه قضائی جمهوری اسلامی که بعنوان بازوی ولایت و دستگاه سرکوب عمل می کند، و اقدامات این دستگاه علیه سران اصلاح طلب و ناراضیان حکومتی، این امر را بیش از پیش اثبات کرده، همانطور که حق و صلاحیت ندارد فعالین مدنی و سیاسی، دانشجویان آزادیخواه و فعالین جنبش زنان و جنبش کارگری را محاکمه کند، حق ندارد عبدالمالک ریگی را محاکمه کند. محاکمه عبدالمالک ریگی توسط دستگاه قضائیه جمهوری اسلامی، در چشم مردم بلوچ، بیان تکرار مداوم این تجربه در میان آنهاست که همیشه معتقد بوده اند «دولت نگو؛ بلا بگو». چه زمانی که سواران قاجار به کشتار مردم بلوچ پرداختند، چه زمانی که سربازان پهلوی ها خاک بلوچستان را عرصه تاخت و تاز خود کردند. چه زمانی که شیعه صفوی، سرکوب مذهبی را بر سرکوب سیاسی و ستم ملی افزوده است، نقش متجاوز نیروی دولت در چشم مردم بلوچ یکسان بوده است. دولت هیچگاه خواست های مردم بلوچ را مورد توجه قرار نداده است. هجوم نظامیان، سرکوب مداوم، تحقیر و تهدید همیشگی و بی احترامی به شخصیت انسانی مردم بلوچ تجربۀ تکرار شده ای است که عصیان جوانان را به دنبال داشته است. عصیانی که به برای بروز خود گاه به هر اعتراض درست یا نادرستی پناه برده است. اگر امروز بسیاری از جوانان و حتی فعالین سیاسی، اقدامات تروریستی «جندالله» را به غلط به دیدۀ اقدامات مبارزاتی می نگرند، به آن علت است که از تحقیر و تجاوز دولتی ها جانشان به لب رسیده است و حتی چنین اقداماتی عطش انتقام طلبی شان را تسکین می دهد. همین همسوئی نیز توسط سرکوبگران اسلامی مجازات اعدام دارد. زیرا در قاموس قضائی جمهوری اسلامی، جرم فردی نیست. بسیاری از جوانانی که در بلوچستان اعدام شده اند، شاید حتی از مرز نیز خارج نشده و هیچ ارتباطی نیز با «جندالله» نداشته اند با این حال در پس هر اقدام «جندلله» تعدادی از این جوانان که بصورت گروگان در زندان های رژیم هستند به چوبه های دار سپرده می شوند. نمونۀ برجستۀ آن پس از انفجار مسجد امیرالمؤمنین زاهدان بود که فردای آن، سه جوان بلوچ که هیچ ارتباطی با این انفجار نداشند و ماه ها در زندان بودند، را به اتهام مشارکت در انفجار اعدام کردند.

اکنون نیز به نظر می رسد که دستگاه ولایت با اعدام تحریک آمیز عبدالحمید ریگی و اعلام آن به شکل بیشرمانه، و پخش به اصطلاح اعترافات عبدالمالک ریگی و برگزاری دادگاه او، در جهت تحریک گروه جندالله عمل می کند.. دستگاه امنتی و سرکوب رژیم می خواهد با این اقدامات تحریک آمیز، جندالله را به واکنش وادارد و سپس به بهانۀ اقدامات جندالله، دست به تشدید سرکوب و گسترش اعدام ها بزند. اقدامات خود را دفاع از تمامیت ارضی بنامند . فشار خود بر مبارزات مسالمت آمیز ضداستبدادی مردم را تشدید نماید. واکنش جندالله به اعدام عبدالحمید ریگی و اعترافات عبدالمالک که در آخرین اطلاعیه این گروه در ۹ خرداد ۱۳۸۹ منتشر شده، ابعاد این خطر را نیز نشان می دهد. دستگاه ولایت همین سیاست تحریک آمیز را به نحوی در خوزستان نیز انجام می دهد. هر چند تلاش مذبوحانه اش در کردستان با اعتصاب سراسری مردم کردستان، نقش بر آب شد.

اقدامات گروه جندالله و رهبر آن باید در یک دادگاه مبتنی بر اصول حقوقی مدرن و مورد پذیرش جهانی مورد بررسی قرار گیرد و مجازات لازم در مورد اقداماتشان منظور گردد. اما محاکمه عبدالمالک ریگی توسط دستگاه قضائی جمهوری اسلامی که ابزار سرکوب و انتقام طلبی است، و اعدام او اقدامی جنایت کارانه خواهد بود. یک دستگاه قضائی مدرن و متکی بر شرافت انسانی، وقتی به محاکمۀ عبدالمالک ریگی بپردازد، در گام اول حقوق انسانی او را مدنظر خواهد داشت و در آن چهارچوب به اقدامات او رسیدگی خواهد کرد. در حالی که در دستگاه قضائی جمهوری اسلامی، آنچه برای هیچ کس و حتی برای خادمین این نظام مدنظر نیست، حقوق انسانی دستگیرشده گان است و برای افرادی هم چون عبدالمالک ریگی که حکم اعدام او پیشاپیش تعیین و قطعی شده است، رعایت حقوق انسانی محلی از اِعراب ندارد. همین بی توجهی محض به حقوق انسانی زندانیان، وقتی در مورد بسیاری از زندانیان صورت می گیرد، اعتراض همگانی را بر می انگیزاند، اما وقتی پای عبدالمالک ریگی به میان می آید، شعلۀ اعتراضات فروکش می کند. این امر در نگاه مردم تحت ستم بلوچ، به چیزی جز همسوئی با دستگاه قدر قدرت دولت سرکوبگر تعبیر نمی شود و از این جاست که گاه چشمان آن ها را بر اقدامات تروریستی و غیرقابل دفاع عبدالمالک ریگی و گروهش هم می بندد و او را در پیکر قهرمان ملی تجسم می کند. تصوری که بیش از آن که به نفع جنبش ملی مردم بلوچ باشد به آن ضرر می رساند.
۹ خرداد ۱۳۸۹ـ ۳۰ مه ۲۰۱۰

4 نظر برای “چرا جانیان کهریزکی حق ندارند عبدالمالک ریگی را محاکمه کنند؟

  1. secular می‌گوید:

    جنبش سبز نسل جوان و خردورز ایرانزمین توطئه ایی را که از زمان دکتر مصدق سکولار برنامه ریزی گشته بود را بر همزد!!!!

    ۱. نیویورک ۱۹۹۱- آیت الله مصباح یزدی در کت و شلوار. دیداری که از امریکا به کانادا نیز کشید ???رابطه آیت الله مصباح یزدی و مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی چه بوده??
    سيد جعفر شهيدي فرزند سيد محمد سجادي در سال 1306 هجري شمسي در شهر بروجرد به دنيا آمد. استاد شهيدي قبلا بنام سجادي معروف بود كه بعدها تغيير شهرت داده??????
    ۲. خانم دکتر حسین فاطمی پیام آور و رابط میان عوامل خارجی (شاهزاده=امامزاده رضا پهلویی که این مزدور, رابط انگلیس ست) و حجتیه های صهیونیسم آنوسی ( احمدی نژادها ، جنتی ها, مشاعی ها مصباح یزدی ها, مکارم شیرازی و …) است ???? حجتیه اى ها مبارزه برعلیه شاه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانى نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند, تشکیلات شاه از هرگونه کمک به انجمن حجتیه نیز خودداری نمی کرد!!!!!!!!!
    ۳. مرکز TFT آمریکایی-اروپایی در گزارشی نوشت که در انتخابات آتی ریاست جمهوری ایران آرای بخش
    عمده ای??? از ایرانیان به نفع محمود احمدینژاد خواهد بود
    ۴.زمزمه میان طرفداران احمدی نژاد: قوه قضائیه آلوده است و باید پاکسازی شود. باندهای مافیائی و حتی خود رهبر نمی گذارند احمدی نژاد کار کند.
    جالب است که آنها هیچوقت از انقلاب، خمینی، صحبت نمی کنند. هر وقت هم که از زمان شاه صحبت پیش می آید، نسبت به آن نظام مهاجم نیستند!!??

    ۵. رابطه شاهزاده=امامزاده پهلویی با پان ترکیسم ها چه بوده?? و هست?????
    6. عبدالله ريکي با توجه به اينکه مستقيما» توسط شاهزاده = امامزاده پهلويي مورد حمايت قرار گرفته بود, غير مستقيم نيز تحت حمايت حجتيه ها هم نيز بود بدون آنکه از ارتباط پهلويي ها و حجتيه ها اطلاعي داشته باشد.
    تا با ايجاد تشنج سنايور طراحي شده از سوي اربابان پهلوي ها و حجتيه ها (روسيه و انگليس) را براي تجزيه ايران بعد از جنگ و قتل عام نسل جوان به انجام رساند!!!
    ولي اين مهره سوخت بدليل ….
    چه پاداشي را شاهزاده = امامزاده پهلويي و حجتيه هاي صهيونيسمي در قبال همکاري در جهت قتل عام نسل جوان و تجزيه ايرانزمين دريافت ميکردند????
    7. چرا پرزیدنت جان اف کندی ترور گشت????
    و چرا پسر او نيز در يک صانحه ??? کشته شد ????
    جان اف کندی در سخنرانی 27 آوریل 1961 با اعلام خطر از قدرت های پشت پرده (ایلومیناتی ها، فراماسونها و …) و همینطور خطر بزرگ نظم نوین جهانی به مردم امریکا!!! به طور علنی مخالفت و مقابله خود را با نظم نوین جهانی (جنگ جهاني سوم) اعلام کرد!!!
    8. چرا يهودي-ماسون احمدي نژاد ظهور آخر زمان (نظم نوين جهاني) را در سال 2012 پيش بيني کرده است???
    چه رابطه اي ميان سخنان پرزیدنت جان اف کندی و فراماسيون احمدي نژاد است???

    9. کارل مارکس در يک خانواده يهودي ثروتمند بدنيا آمد و زمانی که او شش ساله بود، خانواده اش تغییر دین داده و مسیحی گرديدند (يهودي آنوسي)!!!!!!!!!!! البته چيز زيادي راجب زندگي خصوصي اين يهودي-ماسون در دست نيست ?????
    در سال 1844 کتابي منتشر ميکند بنام «جهان بدون يهوديان» هر چند که يهودي آنوسي بود.
    در سال 1848 ، مارکس مانیفست کمونیست را منتشر کرد از روي پیش نویس انگلس (فرزند يک ثروتمند تولید کننده پارچه, در سال 1835 در سوئیس ملحق ميگردد به گروه جوان آلمان که توسط Mazzini تاسیس شده بود و بعدا مانند مارکس از اعضاي فراماسونري ميگردد)!!!
    فراماسيون مارکس و انگلس در سال 1848 نوشتند: در جنگ جهانی آینده??? تمام مردم ارتجاعی??? از روی زمین ناپدید میشوند!!!!???

    چه شباهتي بين حرکت اين فراماسيونها با ماسيون احمدي نژاد و امثالهم وجود دارد????

    اين مقدمه در حقيقت زمينه کوچکي از طراحي تئوري تنفر است که توسط فراماسونرها, … طراحي گرديده!!! تا با ايجاد عدم تعادل از تضادهاي بوجود آمده که به تنفر کشيده شده بهره برداري هاي سياسي و در نهايت اقتصادي خود را ببرند!!!
    در حقيقت فراماسونريها براي گرفتن قدرت و ثروت!!!! مولد يا مشوق ايدئولوژيهايي هستند که تضاد آفريني در آن نهادينه است!!! بعبارتي عامل بروز نابساماني ها و جنگ ها هستند!!!

    حال آنکه در قرن 21 جامعه مدني با گستن از ايدئولوژيها و مبلغان حيله گر آنان, اقدام به بهره گيري از تئوري تفاهم کرده است تا با همنشيني, همخردي و همياري!!! تفاهم را تجربه کند که ريشه در همگرايي آدميان دارد!!!…
    همگرايي باعث گرفتن قدرت و ثروت بدست جامعه مدني ميگردد و در نتيجه حفظ جان و خرد آدميان!!!
    ….

    . …10

    انقلاب 57 در حقيقت جابجايي لژها (لژ حجتيه بجاي لژ خاندان پهلويي) بوده براي رسيدن به اهداف استراتژيکي بعدي انگليس و روسيه!!!!
    و اهداف …

    منظور از بخش عمده, پیشبران استراتژی شان بود که آخرین گام را برای نابودی ایرانزمین بردارند که شامل:
    همکاری پشت صحنه پهلویی ها و حجتیه ها که نطفه هاي اصلی انگلیسند !!! که بعد از حمله به ايران و قتل عام نسل جوان و تجزیه ایران !!! دوباره حاکمیت را بدست گیرند!!! خامنه ای ها و موتلفه ای ها که کارمند اصلی کا.گ.ب هستند , مهره سوخته ایی هستند که بعد از اتمام استراتژی روسیه و انگلیس حذف فیزیکی خواهند شد.

    پرده ها افتاده و دست همگان رو گشته, کارت آخر بازی مال نسل جوان و خردورز ایرانزمین است!!!!
    88

    ————

    مسئله بنیادی اجتماع، فقط گفتگوکردن باهم نیست، بلکه « جستجوکردن شیوه های ِهمزیستی درشادی باهمست » واین را درفرهنگ ایران، « همپرسی » مینامند
    آرمان فرهنگ ایران درمعرفت ، «جستجوی همیشگی » است ، نـه « همه دانی، و دانستن حقیقت، ومالکیت آن، وماندگارشدن دریک آموزه وشریعت»، رام، خدای زمان وزندگی وموسیقی وشادی و شناخت ، میگوید که : نام من ، جوینده است

    سروران گرامي,

    براي خود بودن بايد آزاد بود زيرا آزادي ستون استقلالست. خرد آدمي آنگاه که تابع ايمان (طبقه، قوميت، جنسيت و ايدئولوژي) گشت هرگز خودش نيست, هر چند که تاکيد بر هويتش کند. در فرهنگ سکولاريسم, فرهنگ وسيله اي براي خودآفرينندگي و ره جويي در راه رهايي از بندهاست, تا ملت خود رهبر گردد نه نيازمند راهبر.

    ايدئولوژيها همواره در مقابله با فرهنگ ايرانزمين, خودآفرينندگي و زايش ارزشهاي نوين را سرکوب و نياز به رهبري را القا ميکنند تا حقانيت, اراده و قدرت خود را بر جامعه مدني ، اقتصاد-سياست و … تحميل سازند.
    حال آنکه در عصر شکوفايي عقلانيت, جامعه مدني همان جامعه سياسيست زيرا پيوسته با تنفيذ اراده خود به ديگران و يا در اختيار داشتن اراده خود کار دارد از اينرو جامعه مدني بالقوه سياسيست.
    زمانيکه روابط بين قدرت و ثروت!!! و در امتداد آن, جايگاه خود را در اين زنجيره شناخت, بالفعل سياسي ميگردد و بدنبال اين پروسه هرگز حق حاکميت خويش را به هيچ شاه, رهبر و احزاب ايدئولوژيک نميسپارد, بلکه با خرد جمعي بپا ميخيزد تا حاکميت را در اختيار اراده ملي قرار دهد!!!

    در شرايط کنوني که جامعه مدني سبز ايرانزمين در پي پروسه هاي مختلف به مرحله جديدي از بلوغ سياسي-مدني دست يافته است, قادر گرديده از يکسو ضمن حفظ رهبري خرد جمعي جامعه مدني, نقش آقاي موسوي را بعنوان رياست جمهور پررنگتر نمايد و از سوي ديگر سنگر به سنگر نه تنها مواضع حاکميت ولايت حجتيه اوباش را در هم کوبد بلکه دست ساير فراماسونريهاي رنگارنگ را رو نموده و بخش وسيعي از موازي سازيهاي آنان را عقيم سازد!!!

    بموازت اين پروسه فراکسيونهاي مدرن مدني-سياسي سبز ايرانزمين ميبايست در هر استاني ضمن بهينه سازي و هماهنگي مستمر, با اتکا به واقعيات و تجربيات خردگرايانه خود!!! طراحي پلانها را براي 22 خرداد و بعد از آن سامان دهند تا با اجراي پلانهاي يکدست در هر استان (تظاهرات, اعتصاب, تحسن, …) زمينه سازي گردد براي ايجاد ساختار پارلمانهاي استاني.

    با توجه به اينکه در کل کشور قدرت مانور از آن جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين است قادريم لشکر شکست خورده حافظان منافع انگليسي (ماسونريها) را از بن بر کنيم زيرا آرزو هاي سرورهاي سبز آرميده در خاک , نگاه ندا و ناله مظلومانه ترانه, … دامان آنان را گرفته است!!!!
    جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين پيام يار دبستاني خود, یعقوب بروایه را هر روز زمزمه ميکند که مادر, من براي آزادي کشته شدم و بعد چشم فروبست. ما نيز با انديشه او تنفس ميکنيم تا نسل کشان قرن 21 را بديار عدم سپاريم.

    22 خرداد روز فراکسيون جنبش فمينيستي زنان ايرانزمين مبارک باد
    گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    3/3/89

    ———

    هر کس بغير از جامعه مدني بر جامعه مدني حکومت کند غاصب است!!!
    در امتداد خط استبداد هر بي فضلي خود را فضل الله معرفي ميکرد در حاليکه فريبکاري بيش نمود که براي لگد مال کردن فرهنگ مردمشاهي و غارت ثروت ملي به نفع اجنبي ها آمده بود !!!
    يکي از اين دوران, آغاز حاکميت پهلويست که توسط يک فراماسيون انگليسي بنام اردشير ريپورتر (معرف رضا خان به انگليسيها) پايگذاري گشت!!! تا با تحميل حاکميت کودتايي رضاخان برگ ديگري از کلکسيون مزدوران و غارتگران … را ورق زند. …

    در دوران پهلويي دوم نيز در راه چپاول ثروت ملي به نفع اجانب لژهاي رنگارنگ توسط امام جمعه تهران حسن امامي, شريف امامي و دكتر عليآبادي با ساختاري نوين بنام «لژ بزرگ ايران» تشكيل گشت!!! …
    براي چگونگي مديريت لژ بزرگ ايران و انتخاب استاد اعظم لژ «رينالد اوريوئينگ», «ارنست وان هك» و «ورنر رومر» وارد ايران گشتند!!!
    برخلاف انتظار ماسون محمدرضا پهلويي, که مايل بود شخصاً استادي اعظم لژ بزرگ ايران را عهده گيرد بخاطر خدمات او و پدرش به انگليس در قبال حذف انديشه ها در جهت سهولت غارت ثروت ملي !!! آنان ماسون شريف امامي را برگزيدند. که اين آغاز حسادتي بود براي ماسون محمدرضا پهلويي!!!

    در امتداد اين جريان آمريکاييان که سالها وقت خود را بر روي شناسايي لژها و فراماسيونها نهاده بودنند زمان را مناسب يافتند تا ضربه اي بر سياست يکجانبه انگليس وارد سازنند, از اينرو با انتقال اطلاعات لژها و اسامي فراماسيونها به اسماعيل رائين و از سويي ديگر فشار بر ساواک و محمد رضا پهلويي مشروط به اينکه نام خاندان پهلويي در کتاب منتشر نگردد!!! اولين کتاب راجب فراماسوني در ايران منشر گشت !!! البته جلد چهارم آن هرکز منتشر نشد!!!
    با اين اقدام امپراتوري انکلستان سخت برآشفت ….
    در سال 1349 ماسون محمد رضا پهلويي براي عذر خواهي مبلغ هنگفتي در اختيار شريف امامي قرار داد تا مرکزي در خور ارباب, براي كلوپ فراماسونري ساخته شود.

    فراماسيونهاي پادشاهي:
    اميراسدالله علم كه از ملكه انگلستان لقب شواليه, لرد و سر گرفته بود. محمدعلي قطبي (دايي فرح), …., امير عباس هويدا، فريدون هويدا، ارتشبد نعمتالله نصيري، ارتشبد قرهباغي، عبدالمجيد مجيدي، دكتر غلامرضا كيانپور، حسنعلي منصور، جواد منصور، منصور روحاني، سپهبد خسرواني و دكتر سعيد مالك و دكتر منوچهر …
    با وجود غارت ثروت ملي توسط اجانب, امامزاده محمدرضا پهلويي همواره براي خوش خدمتي آماده بود!! براي نمونه مبلغ 1 ميليارد دلار وام بلاعوض به انگليس و 700 ميليون دلار به فرانسه و … مبلغي بالغ بر دويست ميليون دلار به انتخابات رياست جمهوري آمريكا به پرزيدنت نيكسون كمك كرده بودند و …!!!!

    28/2/89

    —————–

    ارنست پرون دوست صميمي امامزاده محمدرضا پهلوی كه با اجازه او لژ پهلويي را بنياد نهاد!!!
    لژهاي فعال در انزمان شامل لژ پهلويي, همایون, بیداری ایرانیان??? , روشنایی در شیراز, تهران, مولوی, خیام , ستاره سحر, کوروش, مهر, اسدآبادي (حجتته, موتلفه, فداييان اسلام و …) و … بود كه در آنها خاندان پهلويي, روحانييون, كمونيستها و … نخست وزیرحسنعلی منصور, وزیر امور خارجه عباس آرام, رئیس مجلس سنا و استاد بزرگ لژ فراماسونری شریف امامی, نخست وزیر محمد ساعد, عباسقلی گلشائیان و … فعال بودنند

    فرماندهان نظامی فراماسونری ها حجتیه : صفوی، ذوالقدر, نقدی, رادن… !!!!!!!!!!!!!!

    ———

    تاریخ ۱۵۰ ساله اخیر تصویری از مزدوران استعمارگر است!!!
    که ایرانیان را بخاطر خوشامدن اجانب به فقر, حقارت و خون کشیدند. برای نمونه در دوران قاجاریه انگستان ضربه محکمی را از جامعه مدنی دریافت کرده بود که در پی جبران آن ناصرالدین قاجار دست به تسویه حساب با نهادهای آنزمان جامعه مدنی زد (کشتار بیش از ۱۵۰.۰۰۰ بهائیان و ملییون)!!!

    در دوران پهلویی مزدور نیز, مصدق با آگاهی بر عملکرد فراماسیون ها و نفوذ آنان در تمامی ارگانهای سیاسی دست به تشکیل جبهه ملی زد نه حزبی که زمینه نفوذی دیگر را آماده سازد و در خدمت اجانب باشد!!! و با این باور که فراکسیونهای مدرن مدنی-سیاسی جامعه مدنی تنها ارگانهای سیاسی آینده میتوانند باشند تا جلوی کارآمدی ماسونها را بگیرند و قدرت و ثروت را از آن جامعه مدنی کند شروع بفعالیت نمود که ….

    فریبکاران و خائنین به ایرانزمین با نام فراماسونریهای رنگارنگ (چپ و راست سیاسی, قومی و …) در درون تمامی احزاب چپ و راست سیاسی حضور دارند و اعضای آنان در هر حزب, انجمن, تشکل و … نقش کلیدی را دارند که همواره بعنوان تئورسین, رهبر حزب, عضو کمیته مرکزی و … در هر ساختاری مطرح و بکار گرفته میشوند تا به سازماندهی نیروها, جهت پيشبرد اهداف از پیش تعیین شده بپردازند!!! لژها دارای کمیته ارتباطی باسرویس مخفی انگلستان هستند, که اطلاعت لژ را, به فراماسونری میدهد و دستورات لازم را دریافت میکنند.

    برای نمونه:
    سیدجمال الدین (بنیادگذار اخوان المسلمین) بعد از ۴ سال فعالیت در لژ فراماسونی مذهبی در سال ۱۹۷۸ طبق دستور تغییر موضع داده (لائیک گشت) و از لژ کوکب شرق اخراج و به لژ لائیسته پیوست برای انجام ماموریتهای بعدی!!!
    همکاری فراماسونری اسدآباد (ماسونهای حجتیه ، موتلفه که کشتار سال ۶۷ و اداره زندانها با اعضای این جمعیت بود برای از بین بردن مدارکی دال بر …., جامعه واعظ, روحانیت مبارز , فدائیان اسلام و … ) با فراماسونری پادشاهی که شامل ماسونهای خاندان پهلویی (فرح دیبا, اشراف و رضا پهلویی, …) و در امتداد این همکاری حمایت پشت پرده از فراماسونری تجزیه طلبها (گرگهای خاکستری, جندالله, الاهوازییه و …) که این پروژه در راستای طرح انگلستان برای پیشبرد فدرالیسم قومی میباشد که زمینه را برای اجرای پلانهای کوتاه و بلند مدت آماده سازد … !!!

    در فرماسونری مذهبی اکثریت یهودی-ماسونها فعالیت دارند
    (مصباح یزدی, جنتی, شیخ خزعلی، لاریجانی ها, ناصر مکارم شیرازی که زن انگلیسی-یهودی نیز دارد, نوربخش، هاشمی عراقی شاهرودی که از یهودیان عراق است ، کمال خرازی،
    عسکراولادی, احمدی نژادها, رحیم مشائی, رامین ها, باند خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی , …) که اهرم های سیاسی- اقتصادی را مدیریت میکنند!!!
    فراماسیونها (حافظ منافع انگلیس) همواره ارتباط تنگاتنگ با ک.گ.ب داشته اند زیرا به این نکته اشراف داشته اند که ملی گرایی جامعه مدنی ایرانزمین تنها قدرتیست که میتواند هر لحظه بافته های آنان را پنبه کند و قدرت و ثروت را باز پس گیرد!! ….

    فراماسونرهای های مذهبی, پادشاهی, قومی, سوسیالیستی و…
    بخش کوچکی از اسامی حافظان منافع اجانب:
    خاندان پهلویی, اعلم , هویدا ,شریف امامی, شعبان بی مخ…جنبش تازه تاسیس ماهستیم/ ولایت اوباش فقیه (همکاری ک.گ.ب و حجتیه) / هاشمی رفسنجانی/ مسعود رجویی ها,…./ علیرضا نوری زاده, …/ نوری اعلا و انجمن تازه تاسیس سکولارهای سبز/ مهاجرانی/ همسر کیانوری و همسر دکتر فاطمی/ مختهد شبستری, پور پیران/ آیت الله مظاهری، آیت الله موحدی کرمانی، واعظ طبسی، حجه الاسلام محمد محمدی ری شهری، آیت الله یزدی , نوری همدانی/ آیدین تبریزی و مهران بهاری (اسامی مستعار ) و … بیات و هیأت و براهنی و امیدوار … بنی طرفی و الاهوازی و ریگی و گلمراد و… / حاج مهدی عراقی، حبیب الله عسگراولادی مسلمان، حبیب الله شفیق، ابوالفضل توکلی، مصطفی حایری و مهدی، احمد و سید محمود محتشمی، گروه اصفهانیها متشکل از حاج محمود میرفندرسکی، حاج سید علاء الدین میر محمد صادقی، حاج مهدی بهادران، عزت الله خلیلی، حاج محمد متین و علی حبیب الهیان و سرانجام گروه مسجد شیخ علی متشکل از حاج صادق امانی، محمد صادق اسلامی، سید اسدالله لاجوردی، حاج عباس مدرسی فر، حاج حسین رحمانی، حاج عبدالله مهدیان، حاج حسین رضایی و حاج هاشم امانی، با یکدیگر ائتلاف کردند. در میان اعضای مسجد اصفهانیها، اسدالله بادامچیان و مسجد شیخ علی، حاج تقی خاموشی نیز از چهره های شناخته شده هستند./ حاج عباس مدرسی فر/ حلبی, شخ احمد شاهرودی/سعید خاموشی، برادر علینقی خاموشی / استاد محمد تقی شریعتی ( پدر دکتر علی شریعتی) و مرحوم عابدزاده و سید محمود طالقانی/ خزعلی/ روح اله حسنیان/ صفوی/ تائب/ ذوالقدر/ نقدی/ طاهر احمد زاده/ری شهری / علی رازینی، روح الله حسینیان، محسنی اژه ای، رهبرپور، حجه الاسلام جعفر نیری/ حجه الاسلام ابراهیم رئیسی ، حجه الاسلام مصطفی پورمحمدی/`مهدوی کنی/ شریعتمداری/
    مهندس شرفی که در اوایل انقلاب، سمت فرمانداری مسجدسلیمان را داشت. از این طریق اطلاعات انجمن به فراماسونری ارسال و دستوراتی دریافت می کند. مهندس مهدی طیب فعالیت میکرد وی بعدها از انجمن جدا شد و اقدام به تأسیس لژ جداگانه ائی با نام سازمان عباد الصالحین کرد.
    تمامی کادرهای اصلی احزاب سیاسی از مذهبیون, ملی- مذهبی, توده ،کومله, کمونیستها, لائیک ها, پژاک, مشروطه خواهان, سوسیالیستها, جنبش آذربایجان جنوبی, جندالله …. افتخار همکاری در لژها و کا.گ.ب را دارند!!!!!!!!!

    جامعه مدنی سبز فراایدئولوژی ایرانزمین با فراکسیونهای مدرن مدنی- سیاسی خود در قرن ۲۱ , ضربه محکمی را بر پیکر تمامی فراماسیونهای رنگارنگ و کا.گ.ب خواهد زد و حرکت خود را بسمت مدرنیته با تمامی توان به انجام خواهد رساند

    ——————-

    انگلستان درسال 1800 میلادی (سلطنت فتحلیشاه قاجار) در ارتباط با ميزان ثروت هاي باستاني و منابع طبیعی در ایرانزمين سه تن از جاسوسهاي خويش را بنام هاي « سر هارد فورد جونز»، « جیمز موریه» و « جی فریزر» به سوی ایران گسيل داشت.

    تا ضمن ارزيابي، تشکیلات لژهای فراماسونری را احداث نمايند و بدين وسيله افراد مستعد از خاندان قاجاريه، رجال، علماي ديني و … را در لژهای مختلف عضو نمايند تا زمینه مناسب را برای چپاول و غارت سرزمین ایران مهیا گردد!!! این لژها بعدها توسط میرزا ملکم خان، گسترش يافت.
    وی می گفت: فرهنگ اصیل و حقيقي ايران بايد كمرنگ و از بين برود!!!!!! ما حتی نباید به خود اجازه دهیم در صدد ایجاد اقتصاد و جامعه مستقل و ملی باشیم!!!! نخستین روحانی که به عضويت لژ ملکم خان در آمد حاج میرزا زین العابدین، امام جمعه تهران بود که استفاده های سیاسی زیادی از وجود او گشت بعلت نفوذ گسترده در بين مردم (معتقدين و مخالفين حاكميت).

    در اين پروسه فراماسون ها در پی غارت ثروت و از ميان برداشتن توانمنديهاي اجتماعي ميبايست جامعه را از فرهنگ ملي باستاني خود كه ريشه در خرد مردمشاهي داشت جدا سازند.
    در اين راستا اهداف هر شاخه اي عبارت بود از:
    ۱. بخشي از مارکسیسم ها در خدمت اهداف روسيه بودند و بخشي ديگری که به خدمت لژها درمی آمدند همه، همت خود را صرف تمسخر فرهنگ خردگراي ايرانزمين ميكردند
    ۲ . بموازات آن مذهبيون تلاش خود را در جايگزيني فرهنگ اسلامي با تفسیر خاص خود (نه فرهنگ عرب) مينمودند!
    ۳. خاندان قاجار و پهلويي نيز در غالب كردن فرهنگ جعلي ايراني در راستاي تحميل فرهنگ شاهزاده= امامزاده بجاي فرهنگ مردمشاهي ايرانزمين بوده اند
    ۴. ….

    بدينسان فراماسيون در ١۵٠صد ساله اخیر مرکز هدایت جریان حاكميت قاجاریه، پهلويي, بازار، مراجع دینی و ولايت اوباش حجتيه، مؤتلفه و تمامي احزاب چپ و راست سياسي محسوب می شود كه البته هر گروه، در شاخه هاي رنگارنگي از لژهاي ماسونها عضويت داشته اند!!!!!

    اكنون درك اينكه چرا پدر فلسفه سكولاريسم ايرانزمين پرفسور منوچهر جمالي و بزرگانی دیگر، همواره توسط تمامي عوامل نامبرده به کناری رانده میشدند و میشوند!!! برايمان قابل لمس تر گشته است.
    زيرا آنان هراسان از تحولي عميق در جامعه بوده اند تا مبادا نسل جوان در هر دوره ای به توانمندی های فرهنگی خود باز گردد.

    21/2/89

    ————

    1.چرا استان کردستان عراق اصرار دارد که کرکوک را تصاحب کند??? مگر نه اينست که تمام ثروت ملي متعلق به تمامي فرزندان عراق است!!!
    بحث فدراليسم قومي(ناسيوناليسم=پانيسم=فاشيسم) چرا درکشور انگلستان، روسيه, فرانسه و آمريکا …اجرا نشده است???
    احزاب کرد عراق که در لژها عضويت دارند بدنبال چه هستند???

    در واشنگتن تايمز فراماسونري ها فعاليت دارند!!!!!! که نقش آن جا انداختن لزوم فدراليسم قوميست وتجزيه ايران و عراق بمنصور:
    ايجاد کشور فراماسيون حجتيه (خوزستان و بصره که پايتخت آن
    مدينه باشد)
    جنگ خانمان سوز براي مردم ترک و کرد و آذربايجان ولي در حقيقت جنگ زرگري فراماسونري و تشکر اربابان از مزدوران خود در لژها ترک و کرد …. براي فروش اسلحه شان!!!

    پردها افتاده و دست همگان رو گشته است!!! هويت آدمي بخردگرايي است براي ورود به مدرنيته بايد هویت خرد گرایی را جانشین هویت موروثی ( جنسيت، قوميت، طبقه و ايدئولوژيك) که ريشه تمامي استبدادهاي نهادينه شده و استعمار است گردد. !!!
    قرن 21 قرن آزاديهاي فردي , حقوق شهروندي و گرفتن قدرت و ثروت ملي بدست جامعه مدني است توسط فراکسيونهاي مدرن مدني-سياسي جامعه مدني.

    ———–

    در قرن نوزدهم فراماسیونها فعالیت خویش را در ایران آغاز نمودند!!! و هدف آن چنگ انداختن بر منابع ثروت کشور از طریق حفظ حاکمیت خویش بر جامعه با تحمیل شاهزاده=امامزاده و احزاب چپ و راست ایدئولوژی به جامعه مدنی بود و هست!!!
    تا مانع از تشکیل حاکمیت جمهوری جامعه مدنی گردند!!!

    یکی از شاخه های فراماسیونها به شکل مذهبی آن انجمن حجتیه و موتلفه است. انجمن حجتیه نیز بعد از کودتای 28 مرداد و با دخالت مستقیم انگلستان توسط شیخ محمود حلبی تاسیس شد. حلبی یک روحانی وابسته به فراماسونها بود.حلبی با دو لژ فراماسونی انگلستان بنام «استروم ارگنتسیوم» و « گلدن دراین اوتر» ارتباط داشت تا هزینه فعالیت پرسنل انجمن را تامین گردد.

    تمامی احزاب به ظاهر در خدمت مام میهن!!!! از مذهبی ها, کمونیسم, مشروطه خواه, سوسیالیسم, پانیسم, پادشاهی, ناسیونالیسم, فدرالیسم های قومی … تا انجمن تازه تاسیس شبه سکولاریسم سبز!!! در تمامیت خود، تحت نفود فراماسونری و … هستند و به پیشبرد سیاستهای آنان یاری می رسانند، البته با حمایت ام. ای.شش.

    جنبش سبز نسل جوان و خردورز ایرانزمین شما بهترین سیاستمداران تاریخ ایرانزمینید که چشم سیاستمداران استعماری روسیه, انگلیس و مزدوران (احزاب چپ و راست) با اتیکت های رنگارنگ آنان و حاکمیت ولایت اوباش حجتیه به مانورهایتان خیره گشته و در حیرت است!!!
    جنبش سبز نسل جوان و خردورز ایرانزمین, قرن ٢١ را مزین به فلسفه خردورزی خود نمودید!!!
    خرد نگهدارتان
    ٢٠/٢/٨٩

    ———

    خامنه اي ها (عاملان KGB ) و احمدي نژاد (عامل صهيونيسم با نقشه انگليس) !!!!!!!!!

    احمدی نژاد (با نام شناسنامه ای يهودی الاصل ,صبورچيان,) به تاييد عناصر درون نظام.
    ماموريت نهايی نفوذی های يهودی در رژيم :
    شامل جنتی ها، سعيد امامی ها، مشايی ها، مصباح يزدی ها، ناصر مکارم شيرازی ها، موتلفه ای ها، عسگراولادی ها، مرتضوی ها، خاموشی ها، احمدی نژادها، رامين ها، حميد مولاناها و….

    حبيب الله عسگراولادی تازه مسلمان, می باشد. همان يهودی مسلمان نمايی که به کمک يک هم کيش ديگر خود يعنی يهودی زاده ی اسلام آورده ای به نام ,اسدالله لاجوردی, بيش از يکصد هزار تن از بهترين جوانان ايرانی را در دوران نخست وزيری همين مير حسين موسوی قتل عام کردند. اين نفوذی های صهيونيست آنوسی ها – برآنند تا کانديدايی در کشورمان به قدرت برسد که بتواند توطئه صهيونيستی سی ساله ی اسرائيل را در مورد ايران را به سرانجام برساند.

    احمدی نژاد اين بهترين دوست تاريخ صهيونيسم در ايران با شعارهای مفت ضد اسرائيلی وعشق باطنی به ميهن مادری خود اسرائيل!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ، کار را برای سلطه ی صهيونيسم در خاورميانه به پيش خواهد برد، يعنی تلاش برای جرقه زدن جنگی که با بمباران مراکز اتمی ايران، آلوده ساختن نزديک به 50 درصد از سرزمين ايران به راديواکتويته ی مخرب، تخريب تمام زيرساخت های اقتصادي، موشک باران اتمی احتمالی ايران، تخريب محيط زيست و منابع آبی ايران، قتل عام صد ها هزار نفردر وحشتناک ترين جنگ خاورميانه و تجزيه ی ايران به چندين کشور کوچک زير سلطه ی صهيونيسم و سرمايه داری جهانی همراه خواهد بود.

  2. secular می‌گوید:

    از پدر فلسفه سکولاریسم ایرانزمین, پرفسور منوچهر جمالی که با آغاز قرن ۲۱ , گیتی را با فلسفه سکولاریسم ایرانزمین مزین نمودند, سپاسگذاریم!

    جهان, قرن ۲۱ را با فلسفه نوین بر خاسته از فرهنگ سکولار ایرانزمین و پایان احزاب چپ و راست آغاز نموده است!!! فلسفه ای که جنبش سبز نسل جوان و خردورز ایرانزمین بدان آراسته است.
    جنبش تحولخواه سکولار

    فراکسيون برابري حقوقي (jonbeshe zannan)
    فراکسيون مادران صلح
    فراکسيون مدرن دفتر تحکيم
    فراکسيون حمايت از حقوق کودک
    فراکسيون کانون رسانه هاي گروهي (کانون نويسندگان و کانون خبرنگاران …)
    فراکسيون کانون تدريس (اساتيد , معلمان و مراکز خصوصي آموزشي, سازمان پژوهش و تحقيقات)
    فراکسيون توليدکنندگان و فروشندگان
    فراکسيون سنديکاي ترانسپورت (سنديکاي رانندگان و سنديکاي تعميرکاران , هواپيمايي … )
    فراکسيون بهداشت و درمان (سنديکاهاي…)
    فراکسيون حقوق دانان (سنديکاهاي…)
    فراکسيون بازيابي (سنديکاي کارگران شهرداري, …)
    فراکسيون ميراث فرهنگي (سنديکاهاي….)
    فراکسيون محيط زيست (سنديکاهاي …) فراکسيون…

    هنگامی ملت با هـم ، سیمـرغ را میجـویند
    خودشان، هم « شـاه » ، وهم « خـدا »
    میشوند!!!
    قرن ۲۱, قرن جامعه مدنی ، آزادیهای فردی و حقوق شهروندیست!
    قرن ۲۱, قرن احزاب چپ و راست به نمایندگی از ایدئولوژیها نیست (مذهب ، سوسیالیسم ، کمونیسم ، ناسیونالسم, پانیسم و مشروطه…)!!!

    ایدئولوژیها در تقلا برای بدست گرفتن قیومیت جنبشها و سندیکاها در جهت تثبیت آینده حیات سیاسی خود بعنوان مرکزیت قدرت تصمیم گیری بدست و پا افتاده اند.
    غافل از آنکه جامعه مدنی در قرن ۲۱ برای دستیابی به حقوق حقه اش, اینبار نه از طریق سپردن سرنوشت خویش بدست احزاب تزدیک به تفکر جنبشها و سندیکاها , بلکه اینبار خود تفکر جنبشها و سندیکاها, حاکمیت را بدست خواهد گرفت.
    جنبشهای مدنی و سندیکایی فراایدئولوژی , احزاب مدرن سیاسی- مدنی آینده ایرانزمینند !!!

    http://www.jamali.info/index.php
    ————-

    کانون خرد امروز يکي ديگر از ياران شجاع و خردگراي خويش را از دست داد.
    فرزاد کمانگر را از دست داديم, ولي انديشه او را هرگز ! آنچه را او کاشته بود ببارخواهد نشست زيرا خرد راه خويش را يافته است.

    جنبش تحولخواه سکولار چراغي را که, يار هم پيمانش با خرد افروخته بود را برافروخته نگه خواهد داشت!
    ياد ياران گرامي باد
    جنبش تحولخواه سکولار
    arezu
    19/2/89

    ——-

    سروران گرامي،

    با تولد انگيزه, آدمي خودجوش و خودآفرين ميگردد و آنکس که خود آفرين گشت نميتواند اصالتي غير از عقل خودبنياد را پذيرا گردد. در فرهنگ سکولاريسم خردي که برميانگيزد حکومت نميکند زيرا بدنبال ساختن قالب معين براي انديشيدن نيست بلکه روند رويش و زايش خرد نوين است.

    ايدئولوژيها نيروي زايندگي را از آدميان ميستانند تا حقيقت مطلقشان قابل تدريس و يادگيري گردد و بديسان قانون و قاعده حاکميت را, براي اسير کردن زندگي موجه سازند.
    حال آنکه در عصر شکوفايي عقلانيت مسئله جامعه مدني اين نيست که کدامين آموزه براي حکومت کردن مناسب است بلکه مسئله اينست هر که به غير از جامعه مدني بر جامعه مدني حکومت کند نااهل و غاصب است!!!

    در طول 150 سال پروسه مبارزاتي جامعه مدني, فراماسيونها و … همواره در دو جهت بصورت موازي فعال بوده اند يکي در درون تمامي حاکميتها از شاه (خاندان قاچاريه و پهلوي) تا شيخ (حجتيه, موتلفه, …) و ديگري نفوذ در درون تمامي احزاب چپ و راست!!!
    با اين پلان موازي, در حقيقت حذف هر کدام از مهره ها چه توسط حاکميت و چه توسط جامعه, باعث بخطر افتادن منافع اجانب نميگرديد.

    بموازت اين پروسه جنبش سبز نسل جوان و خردورز جامعه مدني ايرانزمين توانست بعد از 150 سال با افتخار و اقتدار براي اولين بار با بستن گاردهاي خود بر روي تمامي احزاب کلاسيک ايدئولوژيک از يکسو دست فراماسيونها و شاخه هاي وابسته آنرا ببندد و از سوي ديگر با جانشيني فراکسيونهاي مدرن مدني-سياسي جامعه مدني باعث عقيم گشتن نفوذ و کارآمدي فراماسيونها و … براي تصاحب قدرت و ثروت در آينده گردد.
    بعبارت ديگر جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين با اجراي پلانهاي هوشمند ميرود ايرانزمين را, با خرد جمعي جامعه مدني براي هميشه آزاد سازد و حاکميت جامعه مدني را براي تصاحب قدرت و ثروت به واقعيت مبدل سازد.

    در شرايط کنوني با نزديک شدن به پروسه نهايي, بايد جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي, فراکسيونهاي مدرن مدني-سياسي خود را از نظر کمي و کيفي گسترش داده تا هر فراکسيوني با حداکثر اعضا بتواند در کنار فراکسيونهاي ديگر وارد صحنه مبارزاتي گردند.
    براي شکل گيري تظاهراتهاي سنترالي نيز بايد تمامي محله ها بصورت دسنترالي هماهنگ عمل کنند تا از بهم پيوستن دسنترالها قبل از رسيدن به محل تجمع با داشتن يک سنترال قدرتمند وارد صحنه گرديم تا هر مقاومتي را سرکوب نماييم.

    از هم اکنون نيروهاي تاکتيکي و تکنيکي بايد در حالت آماده سازي 100% باشند تا در اولين فرصت ضربه نهايي را بر پيکره وحشت زده و از هم پاشيده نيروي 50.000 نفري ولايت اوباش حجتيه و سپاه پاسداران اجنبي وارد سازيم!!!

    جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين از آموزگار خود فرزاد کمانگر آموخته است که زندگي را دوست بدارد و با خردش براي زندگي آزاد همت گمارد.

    ياد ياران گرامي باد
    22 خرداد روز فراکسيون جنبش فمينيستي زنان ايرانزمين مبارک باد
    گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    19/2/89

    ——-

    هر جا كه نقش جامعه مدني را در بعنوان قانونگذار تضعيف نمايند, نشانه گرايش سياستها بسمت ديكتاتوريست كه ناشي از شكاف بين واژههاي جامعه مدني و سياسي است!!!
    حال انكه جامعه مدني مساويست با جامعه سياسي!!! جامعه مدني جامعه ايست قانونگذار و حسابگر که حقيقت را در زمان مي يابد.
    سطح انطباق اين دو فاكتور, معياريست براي اندازه گيري دمكراسي در يك فرايند عيني!!!

    شاهزاده = امامزاده و ايدئولوژيها با ژستها و اتيكت هاي رنگارنگ, در يك سو با هم مشتركند و آن جدا سازي واژه جامعه مدني از جامعه سياسيست, تا خود را درون جامعه سياسي تعريف كنند و به بياني ديگر خود را متفكر غالب نمايند و جامعه مدني را مقلد و فرمانبر!!!

    از اينرو با بكار گيري واژههايي چون «طرفدار و حامي و پدر ملت» , «دفاع از حقوق خلق و طبقه» , «سازنده دمكراسي» و … خود را بعنوان سخنگو و قيمي كه متعلق به جامعه متفكر است تحميل ميسازند.

    در حقيقت تمام اين بازيها و مانورها براي ربودن قدرت و ثروت ملي از جامعه مدني-سياسي است!!!

    jonbeshe Tahvol khahe secular
    15/2/89
    ————

    پاسخي به خانم بقراط

    1/5/2010 VOA, Taafsire Khabar

    در طول هزاران سال همواره شاهزاده = امامزاده ها و ايدئولوژيها غاصبان ثروت و قدرت ملت بوده اند!!! و بموازات آن نتها چيزي كه از آن ملت ميگرديد فقر, شكنجه و دشنام (نابالغ, بيشعور و …) بود!!!

    هر ملتي پروراننده توليدات فكريست!!! بعبارت ديگر جامعه سازننده شعور است و نه عامل بيشعوري!!!
    غاصبان براي حفظ حاكميت و اقتدار خويش هميشه به توليدات فكري جامعه حمله ور ميگشتند تا جامعه را خلا سلاح و اسير خواسته هاي ايدئولوژي حاكم گردانند!!!
    زيرا آن توليدات فكري, عامل بر همزننده توازن قدرت بودنند. از اينرو كيفيت حذف فيزيكي به ميزان توليدات فكري جامعه بستگي داشت و دارد.
    براي نمونه شروع حاكميت كودتايي رضا شاه با حذف توليدات انديشه جامعه آغاز ميگردد نظير به شهادت رساندن فرخي يزدي و … توسط عناصري مانند دكتر احمدي در زندان! و در امتداد آن حاكميت فرزندش كه توليدات جامعه را مانند دكتر مصدق سكولار, فاطمي, دهخدا و … را مور گرداند و ديگري را مردار و سومي را به غصب او گرفتار!!!

    قائم مقام فراهاني, اميركبير و مصدق در مجموع با هم ٤ سال در خدمت جامعه نبودنند كه توسط حاكمان جامعه ستيز حذف گرديدند!!!
    در حقيقت توليدات يك كارخانه را ميسوزانند و بعد كاركنان كارخانه را ناكارامد معرفي ميكنند!!!
    غاصبان قدرت و ثروت ميخواستند با حربه تقسيم سود, قانونگذار بودن خود را بر ملت موجه سازنند! حال آنكه به توليدات انديشه جامعه حمله شده و ثروت ملي را از آن خود كرده و ميخواهد بخش ناچيزي را كه از آن ملت است بنام سود صدقه دهد و بر سر مدرنيته كلاه بگذارد!!! …

    در امتداد اين پروسه نيز هنگامي كه جامعه مدني خود را آماده انتخابات استراتژيك ٨٨ ميكرد بسياري بر اين اصرار داشتند كه جامعه نميفهمد و … !!! چرا كه جامعه را توليد كننده شعور و خرد نمي دانستند و بصورت سنتي تحت تاثىر حاكميت هاي گذشته اند!!!

    Jonbeshe tahvol khahe secular
    12/2/89

    ————–

    بی اعتمادی?????? بخش های بزرگی از طبقه ی کارگر به جنبش سبز و دموکراتیک ایران به وجود آمده است???????????

    تمامي بازي ايدئولوژيها براي تعيين سرنوشت و بچنگ آوردن قدرت و ثروت جامعه مدني است.

    جنبش سبز خردورز ايرانزمين يعني جنبش خرد جمعي جامعه مدني!!!!! که شامل جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژيست و نه بشکل جنبشي در موازات آنان!!!

    جامعه مدني جامعه ايست قانونگذار که نظم مدني-سياسي ، اقتصادي و … برعهده دارد!!!
    در جنبش سبز خرد جمعي جامعه مدنيست که هر سنديکايي, کانوني، انجمني, … خود سخنگوي جنبش خويش ميگردد که فعالانه!!! توانمنديها و خواسته هاي خود را بعنوان تاثير گذار مطرح ميکند.
    واژه اعتماد در بطن جنش سبز خرد جمعي جامعه مدني نهفته است که ريشه در هم انديشي دارد. اين هم انديشي نشان از اقتدار و اعتماد نهادينه است و نه بمعناي واگذاري استقلال و قيوميت خود بديگري!!!

    در پروسه کنوني ايدئولوژيها با تفسير به راي واژه اعتماد, قصد جدا کردن سنديکايي کارگري فراايدئولوژي را از جنبش سبز جامعه مدني دارند تا خود را بعنوان قيم و سخنگوي آنان مطرح سازند, و بدينسان در مسير مدرنيته مانع از تشکيل فراکسيونهاي مدني-سياسي مدرن آنان گردند!!!!

    مراقب واژهها و موازي سازي آنان باشيد!!! قدرت و ثروت از آن جامعه مدنيست براي استقرار حاکميت جامعه مدني!!!!!!!

    jonbeshe tahvol khahe secular
    8/2/89

    ——–

    حوادثي که در ايرانزمين رخ داده زنجيره ايست از خيانتها !!که خرد ميبايد آنها را زير ذره بين قرار دهد تا ارتباط زنجيره ها را بيابد.

    1. علت قتلهاي دستجمعي سال 60 نه فقط بعلت تفکر دگماتيسم ايدئولوژيها بود بلکه بسياري بايد از صحنه خارج ميگشتند تا از شناسايي مزدوران جديد صهيونيسم جلوگيري شود و …!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    قتلهاي زنجيري که حاصل دستور KGB به ولايت اوباش و با تباني انگليس و بدست صهيونيسم هاي نفوذي اجرا شد بعلت آگاهي آنان از مثلث KGB, انگليس و صهيونيسم بود!! !!

    جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي شما بهترين و خردمندترين سياستمداران ايرانزمين هستيد و خواهيد بود!!!!
    خرد نگهدارتان
    87/12/12

    ———-

    دكتر مصدق سکولار
    در دولت جبهه ملی مصدق بود كه برای نخستین بار در منطقه خاور ميانه بیمه اجتماعی برای کارگران برقرار شد!!!!

    مصدق در مجلس خطاب به رزم آرا جمله ای دارد. او گفت «اگر از راه آزادی و دموكراسی نتوانيم كاری كنيم از طريق اختناق، زور و قلدری برای مردم نمیتوانيم كاری انجام دهيم».
    رزمآرا در جوابی عوامفريبانه میگويد «اين حرفها كه شما میگوييد برای شب مردم شام نمیشود»،
    مصدق پاسخ میدهد «برای همهی عصرها و نسلها كه حكومت زور و قلدری ممكن است يك شب يا حتی چند سال به مردم نان بدهد ولی
    تا خود مردم نتوانند!!!!! در امور اجتماعی دخالت كنند هيچ گاه صاحب نان نمیشوند و بايد هميشه سر بیشام زمين بگذارند»!!!!!!!!!!

    بالاخره پس از 50 سال ، شصت سال ، 70 سال دیگر یکی از ما وجود نخواهد داشت . ما باید به فکر نسل های آتیه و نسل های آینده را بکنیم . ملت ایران حاکمیت ملی دارد ملت ایران خودش را اداره خواهد کرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    – قانون اساسي براي ملت است، نه ملت براي قانون اساسي.
    – قانون ها ، مجلسها ، دولتها همه براي خاطر مردم بوجود آمده اند نه مردم براي خاطر آنها

    پيدايش سنديکاهايی که مدافع منافع زحمتکشان جامعه باشند می توانند شکل های اوليه ی احزاب!!! واقعأ طبقاتی گردند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دکتر مصدق می دانست روزی تحولات محتمل، بلکه حتمی الوقوع، در جامعه ی ايران، وجود نوع پيشرفته ی آنها را به ضرورتی حياتی تبديل می کند!!!!!

    ————-

    انسان، چیزی میشود که میجوید,
    ملـّت، چیزی میشود که میجوید
    یافتن «هوّیت» با «آینده» کاردارد!!

    سروران گرامي,

    يقين بخود سرچشمه قدرتست و هر آنکس که قدرت دارد, آزاد است زيرا قادر به تعيين طول و عرض مانورهاست. وقتي آدميان با يقين بخود, بر خود افزودند, نيرو پيدايش ميبابد و عهد تابعيت, از حاکميت غير از خود محو ميگردد و در امتداد آن نيروي مسوليت پذيري, قانونگذاري و حاکميت بر خود شروع بجوشش ميکند!

    صاحب ثروت و قدرتست که مجري و مبتکر هر گونه حرکت, گردش, خيزش و هدفي ميگردد!!! گره کوري که در راه آزادي, رفاه و امنيت اجتماعي, … وجود دارد، فقط با نيروي خرد جمعي جامعه مدني در غالب ساختارهاي جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي که احزاب سياسي-مدني آينده اند, باز خواهد گشت!!! که در امتداد آن جامعه مدني سر گرسنه بر بالين نميگذارد و تفکر نسل جوانش به اسارت در نخواهد آمد, که خود قانونگذار و صاحب قدرت و ثروت مليست.

    در شرايط کنوني که نياز به استقلال سنديکاها، کانونها و … در جهت احقاق حقوق و ارزشهاي اساسي دمکراسي بر همگان آشکار گشته, ميبايست با يقين حاصله, در امر تثبيت و ارتقائ توان ساختاري و ارتباطات متقابل جنبشهاي مدني و سنديکايي همت گمارييم!!!
    لذا پيش از خيزش روزهاي 11 و 12 ارديبهشت ماه در اجراي پلانها, بايد کانونها و سنديکاهايي که در يک رديف شغلي قرار دارند, بطور مثال فراکسيون ترانسپورت که شامل شرکت واحد، تاکسيراني، هواپيمايي، ترنها ، مترو ، کشتيراني ، کاميون داران و… هماهنگهاي لازم را انجام داده باشند و در جهت مطالبات محوري فراکسيون خود مانند استقلال سنديکاها, حقوق بالاي خط فقر، تضمين امنيت شغلي, شريک در سرمايه و سود و… شفاف و مجد باشند.
    تا در اولين پروسه قادر گردند هدفمند اهداف خود را تعقيب, و موجوديت خود را بعنوان عامل تاثير گذار تحميل نمايند! با توجه به اينکه هر يک از اين فراکسيونهاي مدرن, داراي چندين ميليون عضو ثابت خواهند بود, قادرند هر خواسته ايي را در کانون قدرت به اجرا در آورند.

    جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين در روزهاي 11 و 12 اردبيهشت ماه سبز 89 , از هيچ حمايتي دريغ نخواهد کرد !!!
    ما بيشماريم و بي همتا !!!

    روز 1 مي بر سنديکاهاي فراايدئولوژي گرامي باد
    روز 12 ارديبهشت بر کانون خرد معلمان و اساتيدآکادميکي ها گرامي باد
    گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    30/1/89

    —————

    یک فکر،موقعی، تبدیل به یک عقیده میشود که قدرت گسستن ما ازآن بکاهد، ویک عقیده، موقعی تبدیل به فکرمیشود، که قدرت گسستن ما ازآن بیفزاید
    جامعه، فقط هنگامی به حکومت، اعتماد میکند که خودش،حکومت بشود. سی مرغ،سیمرغ بشوند
    زندگی درزمان،برترین ارزشست = سکولار

    سروران گرامي،

    حقيقت داشتني نيست بلکه جويندگيست زيرا در جستجو آنرا شفاف ميسازيم نه جذاب. در فرهنگ سکولاريسم حقيقت متملک و جذاب, منشا فريب است که ايده ال حافظه است نه تفکر زيرا حقيقت مطلقيست که ميخواهد حکومت کند. حقيقت در گستره بي نهايت سير ميکند که ازخود نوزايي دارد.

    در عصر مدرنيته ايدئولوژيها بدنبال انديشه هاي رام گشته و مقلدند, تا قوانين خويش را منطبق بر آرمانهايشان تحميل سازنند. حال آنکه جامعه مدني قانونگذار است و حاکميت بر قانون را دارد !!! نه قانون حاکميت, بر او. بدينسان قانون حاکميت, بر ملت مردود است.

    در عصر شکوفايي عقلانيت با توجه به انسجام خودآگاه نيروهاي جامعه مدني, جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين قادر گشت نظم مديريتي, اقتصادي و نظامي را بنفع خويش نامتعادل و ناکارآمد سازد.
    از اينرو در اين برهه حساس, جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي از يکسو اقدام به بازنگري و بارور سازي مجدد عمق جنبش سبز خردورز نموند تا فلسفه وجودي خويش را که از درون فرهنگ سکولار ايرانزمين برخواسته, ريشه دارتر و عميقتر نمايد و از من مستقل آگاه, ماي مقتدرتر پديد آورند و از سوي ديگر ضمن حفظ موقعيت, با حمله تئوريک گسترده به حاکميت قرون وسطايي و ايدئولوژيها, لرزه بر اندام تهي ايدئولوژيهاي وامي در برابر فرهنگ ايرانزمين اندازند.

    با توجه به اصل نامتغير حاکميت جامعه مدني ايرانزمين, طرح حاکميت سکولار از سوي فريبکاران, يعني ساختن ايدئولوژي از سکولار در مقابل حاکميت جامعه مدني (جمهور جامعه مدني ايرانزمين) است.
    زيرا قانوني, اساسي و سکولار است که توسط خرد جمعي جامعه مدني نگاشته ميگردد و نه عمودي. اگر جامعه مدني از رشد و بالندگي برخورد باشد, قوانين نيز بطبع خردورزانه خواهد بود..

    با توجه به دانش و اقتدار حاصله, جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين ميبايست ضمن ادامه مستمر آموزش, شفاف سازي فرهنگ سکولار ايرانزمين و اطلاع رساني از هم اکنون شبکه ها را جهت فعاليت براي 22 خرداد و فرصتهاي مياني براي همبستگي در تحميل بازگشت، بازنگري, اصلاح و رفراندم مجدد قانون اساسي در جهت محقق کردن آرمانهاي جامعه مدني آماده سازيم بوسيله مبارزات منفي در موازات تحريم هاي بين المللي, اعتصابات و تمرکز بر مانورهاي اقتدار در سطح شهرها و جذب نيروهايي که حاکميت توان حفظ آنان را ندارد.

    حاکميت ولايت پادشاهي حجتيه بايد بداند يا در مقابل جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين سر تعظيم فرو آورد و يا سر خود را در تندبادها بباد خواهد داد.

    از پرفسور منوچهر جمالي, پدر فلسفه سکولاريسم ايرانزمين که فرهنگ خردگراي ايرانزمين را بازنگري نمودند قدر داني ميکنيم!!!
    روز 1 مي بر سنديکاهاي فراايدئولوژي گرامي باد
    گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    21/1/89

    ——————

    سروران گرامي,

    خرد آدمي نگهبان زندگيست, آنگونه ميانديشد که ميتواند بکار گيرد, زيرا خرد در گستره انديشه ها ميجنبد تا خرد کاربر گردد. در فرهنگ سکولاريسم ارج نهادن بخود و پيرامون خود فرهنگست که سرچشمه آفرينش مدنيتست. گوهر آدمي در تحول بخود ارجمند ميگردد. ارزشمندي هر جامعه اي به توانايي تحول بخود و آفرينندگيست.

    کسي من است که از خود ميانديشد و گستاخست. در عصر مدرنيته ايدئولوژيها بدنبال سلب ارجمندي جامعه اند تا جامعه با خوار گشتن, تهي و مقلد گردد. آنان مولد مردمان بي اراده و محکوم به روند تاريخيند, نه مردمان مولد قانونگذار. ايدئولوژيها با مسخ سازي حقيقت, منيت را از من ميستانند تا آدميان خارج از آموزههايشان جرائت انديشيدن و سرکشي نداشته باشند.

    در شرايط کنوني که تمامي سنگرهاي حاکميت ولايت قرون وسطايي فقيه و سپاه پاسداران ايرانيستيز در هم کوبينده گشته و بر همگان عيان گشته که مجموعه نيروهاي وفادار به آنان حدود پنجاه هزار نفر بالغ ميگردد که پتانسيل اين نيرو, قادر بمتمرکز و فعال کردن حدود سيصد هزار نفر ميباشد, ميبايست جنبش سبز نسل جوان با تمامي توان آخرين گامها را براي رهايي از استبداد و توهم زدايي بر دارد.

    لذا از روز 8 مارس که روز فرخنده جنبش زنان ايرانزمين است ميبايست با بازنگريهاي انجام شده روز آموزش حقوق شهروندي و آزادي فردي گردد که در امتداد آن اطلاع رساني مدرن و کلاسيک آزموده گردد!!!
    در کنار اين تست ميبايست موازي سازيها و کاربرد عملي آن تشريح گردد. جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين با آموزش و افزايش گروههاي تکنيکي خويش در سطح بايد توان مانور و استقلال در تصميم گيرها و بهينه سازي فعاليتها را افزايش دهند که در صورت اختلال در سيستم هاي ارتباطي نيازي به تغييرات تاکتيکي نداشته باشد.

    با توجه به بحران اقتصادي و شرايط بين المللي در پيش رو جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي ميبايست خود مولد پلان آنارشيسم هوشمند گردند بدين مفهوم که با گسترش آنارشيسم نه تنها نيروهاي وابسته به حاکميت کاملا» فلج ميگردند و بجاي شکنجه و آزار فرزندان ايرانزمين بايد مراقب ديوارهاي ترک برداشته خانه خويش باشند تا بر سر خانواده شان فرود نيايد بلکه در موازات آن جامعه مدني قادرست با درايت به اهداف خويش دستيابد.

    حاکميت قرون وسطايي در قرن 21 بايد بداند که جز فنا راهي ديگري برايش باقي نمانده و حکم اعدام براي يار دبستانيمان محمد امین جز سياه رو کردن مذهبشان سودي نخواهد داشت.

    8 مارس بر جنبش فمینیستی زنان ايرانزمين مبارک باد
    گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    15/12/88

    سروران گرامي،

    خرد آدمي توان نو انديشي در رويدادهاي نوين را دارد زيرا خرد خودجوش نيرومند است و هيچگونه بيمي از هنگام هاي پيش رو ندارد. در فرهنگ سکولاريسم گوهر آدمي در خود غوطه ور ميگردد، تا خود را گشاید و فراخ سازد. خاموشي با تامل حاکي از خود جوشيست که بدنبال يافتن هنگام است. خرد آدمي گوهر بازگشاييست. کسي نياز باميد دارد که خويش را ناتوان در پيامدهاي نوين در زمان داند.

    در عصر شکوفايي عقلانيت ايدئولوژيها خود را مفسر و تعيين کننده ابتدا و انتهاي تحولات ميدانند از اينروست که یک برهه از زمان را برمیگزینند تا بريدهاي ثابت خود را بنام حقيقت مطلق تحميل سازند. آرمانهاي ايدئولوژيها آرمانهاي تحميق سازي توده ايست از اينرو مبازره اصلي را مبارزه توده هاي مقلد ميدانند تا حاکميت خود را بر جامعه تحميل سازند.

    در روز 22 بهمن سبز, جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين با آگاهي از کارتهاي بازي حاکميت قرون وسطايي فقيه و سپاه غارتگر ايرانيستيز وارد پروسه جديدي مبارزاتي گشت تا حاکميت پوشالي را مجبور به بکارگيري همه توانهاي خويش براي عرضه خود و ارزيابي از سوي ما نمايد!!!
    براي رسيدن به اين منظور جنبش مدني و سنديکايي فراايدئولوژي با تزريق حجم وسيع اطلاعات موازي کار خويش را آغاز نمود که با توجه به فاکتورهاي ديگر, حاکميت مجبور به عکس العمل در مقابل کارتهاي بازي جامعه مدني گرديد و حياتي ترين توانهاي استراتژيک خود را عرضه کرد.
    با اين خطا نه تنها همگان شاهد آسيب پذيري بالاي آنان در مقابل مبارزه جامعه مدني گرديدند بلکه ضعف عميق و خطرساز آنان در مقابل کمترين تحرکات برونمرزي هويدا شد!!! خطاي استراتژيکي که هيچ حاکميت تهي مغزي به آن تن نميدهد. اين خطاي فاحش اولين پيروزي روز 22 بهمن سبز, براي جنبش نسل جوان و خردورز ايرانزمين بود!!!

    اما در راستاي اين پلان بخشي از اطلاعات موازيمان بر روي بخش وسعي از نيروهاي جامعه مدني تاثير گذاشت که به موازات آن با تحليل رفتن کانالهاي مدرن ارتباطي قادر به اصلاح دادها نشديم و بخشي از شبکه ها بر اساس داده هاي اشتباه عمل نمودند. بخشي را نيز در آخرين ساعات غير فعال نموديم تا بدنه اصلي آسيب نبيند.

    از اينرو در 22 بهمن سبز فقط بخش کوچکي از شبکه هاي تکنيکي, شجاعانه و خرد گرايانه بار مسوليت همگان را بدوش کشيدند که تاريخ ايرانزمين اين دلاوران سرو هميشه سبز را گرامي خواهد داشت که اهداف مورد نظر با حضورشان به نتيجه رسيد (ايجاد تشنج و تبديل جشن به جنگ شهري, تحميل هزينه مضاعف ، خنثي کردن نيروي تبليغاتي, …)!!!

    در شرايط کنوني جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي با آزمودن خود در هنگام ها مياموزند که چگونه با خردورزي تجربه هاي بدست آمده را بکار گيرد. از اين بعد هر پلاني از سوي خرد جمعي جامعه مدني طرح شد اجازه انجام پلانهاي فريبنده موازي را با يا و يا نداريم!!! ارتباطات نيز مانند اصول کاري جنبش بزرگ زنان ايرانزمين بايد ترکيبي از استفاده از ابزارهاي کلاسيک و مدرن باشد!!!

    8 مارس, چهارشنبه سوري و روز ملي شدن نفت هنگام هاي تاريخ سازي که سرنوشت تلخي را براي حاکميت ديکتاتوري رقم خواهيم زد!!!

    گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    25/11/88

    —————

    یونس شاملی;
    ۱. «جنبش سبز با همه دوست است با کارگران، معلمان، جنبش زنان دوست است????
    ۲. عدم حضور میدانی????? ملیتهای غیرفارس ???? در اعتراضات هفت ماهه اخیر به یکی از داغترین بحثهای مطبوعات فارس زبان تبدیل شد.???????

    *******************

    ۱. جنبش سبز مجموعه ای یکپارچه ای از تمامی جنبشهای مدنی و سندیکایی فراایدئولوژیست (زنان ، آکادمیکها و …) !!! نه دوست آنها که از آنهاست!!!
    سیستم تشکلاهایش سال قبل از انتخابات ۸۸ توسط جنبش تحولخواه سکولار مدیریت شد!!! و نیتجه ایکه امروز همگان آن را ستایش میکنند محصول همت خرد جمعی جامعه مدنیست.

    ۲. جنبش نسل جوان و خردورز ایرانزمین جنبشیست خردگرا که هویتش بر مبنای عقل خود بنیاد است که بدنبال آزادیهای فردی و حقوق شهروندی منطبق بر زمان خویش است و هر فردی بر اساس پویایی اندیشه اش با آن همگام خواهد شد!!!

    پیرانی مانند شما از درک این واقعیت عاجزند!!!
    وقتی سخن از جنبش زنان, آکادمیکها, کانون روزنامه نگاران, کانون معلمان و اساتید آکادمیکی و … میشود, منظور مجموعه فرزندان ایرانزمیند که منسجم در کنار هم برای بثمر رسیدن استراتژی جامعه مدنی تلاش میکنند !!!!

    در ضمن تاریخ شیعه گری, که توسط ترکان با زور شمشیر تحمیل گشت را ورق زنید تا مسیبت های وارده به نسل جوان ایرانزمین را در قرن۲۱ دریابید !!!

    زبان فارسی با زور شمشیر هرگز وارد ایران نگشت و متعلق به همه ایرانیان است مانند ثروت ملی و قدرت سیاسی که باید متعلق به همه فرزندان جامعه مدنی ایرانزمین باشد, گویشها و زبانهای دیگرش هم گنجینه های جامعه مدنیست!!!

    نسل شما نسل سوخته ایست که با توهمات زندگی میکند!!!
    Jonbeshe Tahvol Khahe Secular
    20/11/88

    ——————–
    سروران گرامي

    هنگام ، زادگاه تحولست كه خرد زايشي را ميپروراند تا جنبشي از تاريكي به روشنايي گردد. در فرهنگ سكولاريسم خرد آدمي هنگام به هنگام، راه خود را ميسازد تا در زنجيره پيوسته هنگام ها به مدد انديشه هاي نوين, در هر هنگامی راه تازه ای گشاید تا در نهايت زندگاني منطبق بر زمان را سامان دهد.

    در عصر شکوفایی عقلانیت تضاد ايدئولوژيها با نوگرایست زیرا فقط پاسخ واپسین و آرمانی به پرسش های خرد زایشی دارند. از اينرو هر بينش نويي را میزدایند تا دانسته های مونتاژی و کلیشه شده خویش را در قالب معلومات و حقایق تغییرناپذیر علمی تحمیل گرداند, بدينسان آدمیان را مجاب به تکرار دور باطل تجارب تجربه شده مي نمایند.

    در عصر مدرنیته آدمی به دنبال رهایی از اين بندهاست تا هویت خرد گرایی را جانشین هویت موروثی (طبقه، جنسیت ، قومیت و ايدئولوژيك) نماید!!! لزوم عبور از اين استبداد نهادینه شده, ايجاد گسلي ميان نسل جوان و خردورز ايرانزمين با باورهاي ناباورانه گذشتگان بود كه عاملي براي عدم ورود به مدرنيته و دست نيافتن گذشتگان به دمكراسي بود.
    با ايجاد اين گسل و تکيه بر راهبري خرد زايشي جامعه مدني, جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين تبديل به جنبشي فراگير گرديد كه بلوغ سياسي-مدني آن, چشم فلاسفه جهان را خيره و حاکميت بشرستيز حوزه اي اوباش را ناباورانه در پروسه حذف قرار داد.

    دولت کودتايي سپاه پاسداران غارتگر با آگاهي از همسويي سرخوردگان و نطفه هاي ارتجاعي همچون شاهزاده=امامزاده و ساير ايدئولوژيها با پلان طراحي شده از سوي خود, اقدام به تشکيل جبهه اي در جهت تزريق تفکر ناکارآمدي و نابالغي جنبش سبز نمود, تا شايد رخنه اي در دژ سبز جامعه مدني يابد. غافل از آنكه جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين متاثر از يك بيان و عمل فرد نميگردد!!! زيرا جامعه مدني-سياسي جامعه ايي ارادت ورز نيست!!! بلکه جامعه ايست مشارکتي, براي بدست گرفتن قدرت سياسي و ثروت ملي بر طبق استراتژي برگزيده خويش!!!

    در شرايط کنوني که حاکميت ديکتاتوري فقيه, از وحشت 22 بهمن سبز دست به اقدام پليد ترور, ربودن ياران دبستاني و اعدام شهروندان ايرانزمين نموده است. بر همه جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژيست که آخرين پلانها را در جهت پايان دادن به استبداد قرون وسطايي با قتدار بانجام رسانند!!! با توجه به دو فاکتور شبکه هاي اجتماعي مقتدار و اقتصاد ويران و به رکود کشيده شده, ميبايست در طول دهه فجر ضمن فعاليتهاي تبلغاتي و فرهنگي شرايط را براي روز فرخنده 22 بهمن سبز مهيا نماييم.

    در روز رويارويي, شبکه هاي اجتماعي به 2 گروه دفاعي تقسيم ميگردند. لايه اول با حرکت ستنرالي بسمت آزادي و لايه دوم پشتيباني, بصورت دسنترالي در پشت نيروهاي سرکوبگر متمرکز ميگردند. روز 22 بهمن آخرين فرصت نيروهاي انتظاميست که به آغوش ملت باز گردند زيرا ساختار شکسته شده متکي به شما ترميم نخواهد گرديد !!!

    گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    8/11/88

  3. secular می‌گوید:

    سروران گرامي,

    خرد واکنشي نميانديشد تا عملکردش گره اي در کارش بياندازد و مضطرب شود. در فرهنگ سکولاريسم بزرگترین فضیلت جویندگیست. باید چشم برای جستجو, و آزمایش در رویدادها داشت تا آنچه را که وقوعش سير منطقي دارد پيش بيني گردد.

    در عصر مدرنيته شناخت حقيقت, آموختن درس حقيقت مطلق نيست بلکه آميختن با حقيقت در زمانست که بينش را متحول ميسازد.
    ايدئولوژيها هنگامی میتوانند خود را در هر اجتماعی مسلط گردانند که آدمي دست از یقین به خود و معيار گشتن بردارد زيرا ايدئولوژيها خود را راهنماي آدمي در روند تاريخ ميداند. آنان تنها راه راست و تنها حقیقت را دارند از اينرو کاربرد قهر, ترس و آزار را موجه ميدانند.

    در اجراي آخرين پلانها, جنبش سبز نسل جوان ايرانزمين توانست با خردورزي, درايت و حفظ استراتژي!!! با يک گردش روي تاکتيک, مسير پلان حاکميت قرون وسطايي را به نفع خويش تغيير دهد. بعبارت ديگر در موازات پلانهاي ناشيانه حاکميت, قادر گشت استفاده ابزاري حاکميت از مقدسات و تضادشان را با ارزشهاي عنوان شده در انقلاب 57 را بر ملا سازد .

    با اين پيروز مسلم, جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي توانستند از يکسو بخش وسيعي از نيروي هاي در خدمت حاکميت را يا غير فعال سازند و يا جذب نمايند و از سوي ديگر باعث تقويت پايگاه جنبش سبز در ميان نيروهاي مسلح گردید!!!

    در شرايط کنوني که حاکميت ولايت پادشاهي فقيه اشغالگر آگاه بر فرو پاشي خويش گشته!!! براي بدست آوردن پايگاهي خود را نااميد به هر سو ميزند تا شايد راه گريزي يابد غافل از آنکه زنجيره خطاهاي استراتژيک مکرر آنان راه بازگشت را مسدود ساخته و تنها راه, خروج از دايره قدرتست!!

    در اين راستا جنبش سبز نسل جوان و خردورز ايرانزمين در مقابل خشونت عريان حاکميت بايد زمينه کارشکني گسترده, اعتصابات سراسري!!! و تظاهرات مدني فراگير را در دستور کار قرار دهد!!!
    در پي سقوط حاکميت جهت کنترل بحران ميبايست اساتيد آکادميکيها در تمامي رشته هاي علمي خود را آماده تشکيل مجلس دوم نمايند تا آقاي مير حسين موسوي بعنوان رييس جمهور, قانونمند وظايف خويش را انجام دهد!!!

    جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي ميبايست طبق پلان مانيفستهاي خويش را بعنوان زمينه اي براي پيش نويس قانون اساسي به مجلس دوم ارائه دهند. مجلس اول و پارلمانهاي استاني نيز طبق پلان متعلق به جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي خواهد بود.

    گرامي باد ياد شهداي عاشوراي 88 – 6 دي 88
    گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    8/10/88

    حاکميت از آن جامعه مدني است!!!

    در سال 57 با فريبکاري از ملت خواسته شد براي تعيين سرنوشت خويش در رفراندمي شرکت کنند تا بدين وسيله حاکميت خويش را به حاکميت جعلي سپارند !!!

    دگرانديشان بظاهر مترقي هم نمي انديشيدن که رفراندم تعيين نوع حاکميت (مذهبي ،کمونيست، ناسيوناليسم، سوسياليسم , پادشاهي …) درست در مقابل حاکميت جامعه مدني قرار دارد !!!
    زيرا حق حاکميت جامعه مدني به زير کشيده گشته است و به زير سوال رفته !!! و با مغلطه اين رفراندم را بنام دمکراسي به ملت عرضه کردند!!!

    امروز هم مکاران و بيخردان جاه طلب با مطرح نمودن اينکه ما خواهان نظامي ??? سکولار و دمکراتيم که تعيين نوع حاکميت توسط ملت از طريق رفراندم تعيين گردد پا بميدان گذاشته اند.

    غافل از آنکه عقل خودبنياد هر تجربه اي را يکبار تجربه خواهد کرد و تکرار آن را جهل مرکب ميداند !!!
    حق حاکميت جامعه مدني (جمهور جامعه مدني) براي تسلط بر قدرت سياسي و ثروت ملي هرگز به زير سوال و رفراندم نخواهد رفت!!!

    2/8/88
    سروران گرامي،

    آدمي با خردش پيدايش مييابد. در فرهنگ سکولاريسم بينش آدمي روند سر يابي عقل خودبنيادست که در انديشيدن آزموده ميشود زيرا حقيقت هم سري دارد که براي يافتنش بايد سرکشي کرد. هيچکس مالک حقيقت مطلق نيست, مدنيتي کاملست که هميشه خود را نو سازد!!! خرد مي سنجد و معيار گذارست.

    ايدئولوژيها آدمي را بي نياز از انديشيدن ميسازند تا جامعه را در انتخاب ارزشها به کنار گذارند. آدميان ملزم بپذيرش ارزشهاي ثابتند تا بدينسان قدرت را به آنان واگذارند و آنانرا منشا حاکميت و قانون گذاري نمايند.

    حاکميت عبارت است قدرت برتر فرماندهي بر دولت!!! يعني ساختار, حق و تکليف که منشا و مبدا قانون است.
    اشکال حاکميت عبارتند از:
    1.حاکميتهاي ايدئولوژيک شامل حاکميت هاي فردي (شاه ، رهبر ، پيشوا) و طبقاتي اشراف, کارگران, روحانيت (جمهوريهاي ايدئولوژيک)
    2. حاکميت دمکراسي (جمهور جامعه مدني)

    در عصر شکوفايي عقلانيت جامعه مدني مقدم بر دولت است که بنيانگذار حاکميتست. بعبارت ديگر جامعه مدني برابر است با حاکميت, زيرا جامعه مدني اصل ارزش آفرين در هم انديشيست که مولفه اش پي ريزي حاکميت قانونيست منطبق بر قوانين حقوق بشر براي احقاق حقوق شهروندي, آزاديهاي فردي, امنيت مدني-سياسي, اقتصادي و ..

    دولت در محدوده حاکميت جامعه مدني حرکت ميکند که وظيفه اش مديريت و نظارت بر اجراي قوانين حاکميت است, در حقيقت پيشبرنده اهداف حاکميت !!!
    به بيان ديگر دولت در حاکميتهايي غير از حاکميتهاي جامعه مدني تضاد آفرين و نا کارآمد است زيرا از يکسو دولت مکلف به برآوردن نيازهاي اجتماعي-سياسيت که جامعه از او ميخواهد و از سوي ديگر محدود به خطوط قرمزيست که حاکميت براي او ترسيم کرده است.

    در شرايط کنوني که حاکميت بر اثر مانورهاي خرد جمعي جامعه مدني دچار بحران عميق ساختاري گشته و براي نجات خويش بدنبال تغيير سيستم قدرتمداريست, ميبايست جنبشهاي مدني و سنديکايي بعنوان مولد از اين پس خواسته هاي استراتژيک خويش را بيش از پيش عنوان سازند تا اهداف قابل لمستر گردند و بدين وسيله بر وسعت عمليات در سطح طبقات متنوع اجتماعي گسترش يابد و گروههاي ديگر اجتماعي در کنار تحريم کنندگان مراکز سياسي و اقتصادي غارتگران قدرتمدار قرار گيرند!!!

    شعار جمهوري ايراني آرمان استراتژيک جامعه مدنيست که در آن دولت سبز معني ميبابد در غير اينصورت سرنوشت دولت سبز مصدق برايش رقم خواهد خورد زيرا حاکميت از آن شاه بود.

    گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    26/7/88

    سروران گرامي,

    انديشه اصل هستيست و آدمي با يافتن اصل خويش مياموزد که ميان بيم و اميد تمايز قائل نگردد زيرا حسابگري در هر دو کمرنگست. در فرهنگ سکولاريسم وجود آدمي سرشار از بودنست که هرگز زندگي را با بيم و اميد سامان و نظم نميدهد و خرد خويش را اسير بيم و اميد نميگرداند. حسابگري و استمرار در جنبشست که انديشه را زنده نگه ميدارد و اصل ايجاد مدنيت ميگردد.

    در عصر مدرنيته جامعه مدني جامعه ايست حسابگر که حقيقت را در زمان مي يابد حال آنکه مقاومت اصلي ايدئولوژيها در بدهياتيست که آنرا حقيقت ثابت ميدانند و خود را عامل حرکتهاي مردمي براي رهبري توده واري جامعه ميشناسند

    در عصر شکوفايي خرد ساختار جمهوريت مدرن بدست جنبشهاي مدني و سنديکايي فرا ايدئولوژي شکل ميگيرد و نه جمهوريتي که نهادهاي اجتماعي را ميان بيم و اميد محصور ميگرداند تا همه چيز از بالا به پايين ديکته کند.
    نهادينه شدن جامعه مدني بايد در 3 سطح دنبالگردد:
    1. سطح انديشه (چه چيز را ميدانيم و چه چيز را ميبايست بياموزيم)
    2. تئوريزه کردن دانسته ها, خواستها و توانها.
    3. قانونمند کردن سيستم جنبشهاي مدني و سنديکايي در راستاي تشکيل احزاب صنفي سياسي-مدني.
    زيرا هيچ واسطه اي به شکل احزاب کلاسيک ايدئولوژيک نميتواند حافظ حقوق اقشار متنوع جامعه باشد.

    در شرايط کنوني با حرکتهاي حسابگرايانه خرد جمعي جامعه مدني, توانسته ايم خطاهاي استراتژيکي پي در پي را به ولايت کودتايي اوباش اشغالگر ايرانيستيز تحميل کنيم تا بازنده قطعي پلانهاي ما گردد.

    جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي ميبايست پلانها را سلسله وار مشخص و در فاصله زماني کوتاه به اجرا گذارند تا از بحران (اقتصادي ، اجتماعي و سياسي) در پيشرو بسرعت عبور کنيم!!! و با حذف سيستم رهبري!!! آقاي موسوي را بعنوان اولين ريس جمهور منتخب معرفي نموده و مجلس قانونگذاري را منحل اعلام کنيم !!!

    گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    6/7/88

    استبداد ضد فرهنگ است!!!! و فرهنگ ایرانزمين ، غیر از تاریخ ایرانست !!!
    درفرهنگ ایران ،برترین مرجعیت درحکومت ، خرد ِبنیادی خود ِانسانهاست !!! تاريخ را آن کسي مينويسد که در موضع قدرت است و تاريخ ايران مجموعه اي از کلکسيون ديکتاتوران است که همواره خويش را مرجع و حقيقت مطلق ميدانستند و جامعه را تودههاي فرمانبر !!

    نگرش به تاريخ زماني ارزش ميبابد که به آن انتقادي بنگريم نه بصورت الگو برداري و مروري بر گذشتگان !!! که نتيجه اش چيزي نيست جز حرکت برروي مداربسته !!!

    گذشتگان مان همواره بدنبال حاکم عادل ميگشتند و نه ساختار عادلانه !!! و حتي پادشاه را کسي ميديدند که جاي خويش را اشغال کرده و نمي انديشيدن که سلطنت جايي در اين عالم ندارد !! از اينرو جمهوريتي که بدنبال آن ساختار بنا گشت همان پادشاهي بود که اينبار واژه رهبر جانشين آن گشت !!!

    جمهوری ایرانی
    همان فرهنگشهراست
    که جامعه وحکومت را بربنیاد فرهنگ مردمی ایران میگذارد
    شـاه ، درفرهنگ اصیل ایران، فقط نام سیمرغ بوده است!!!!!!!!!!!!
    این ملتست که فقط خـدا, شاه , رهبر, پیشوا است

    همه قدرت رُبایان درتاریخ، این مقام را غصب کرده اند
    همه شاهان ایران وآخوندها و ايدئولوژيها ، غاصب حق مسلم ملت بوده اند
    31/6/88

    پرچم شیر و خورشید پرچم ملی است?????????????????

    آیا چون پدرانمان خط میخی داشته اند ما نیز میبایست از آنان الهام گرفته و خط میخی بنویسیم ? هر نسلی خود سمبل و عدالت خویش را بتصویر میکشد !!! جوانان خردمند ایرانزمین هیچ خط قرمزی را برسمیت نمیشناسند.
    زیر پرچم شیر و خورشید نشان و الله نشان جان بسیاری از فرزندان ایرانزمین را ستاندن!!!
    این نسل خردمند و جوان ایرانزمین خواهد بود که جامعه مدنی را نهادینه خواهد کرد و سمبل روی پرچم را بتصویر خواهد کشید!!
    جنبش تحولخواه سکولار

    —————————-

    این جنبش از ایران آغاز گشته و متعلق به نسل خردمند جوان ایرانزمین است.
    این جنبش دارای فلسفه حرکت و مبارزه است از اینرو سمبل مبارزه را خودش بتصویر خواهد کشید. نماد جنبش پرچم سبز است !!! و بهمراهی احزاب کلاسیک ایدئولوژیک نیز احتیاجی ندارد !!! مبارزه بدون مرز بندی, انقلاب ۵۷ را رقم خواهد زد از اینرو ما باحاکمیت ولایت اوباش و تمامی یدئولوژیها و سلطنت طلبان مرزبندی داریم !!! این جنبش میرود که با حذف تمامی واسطه ها (احزاب کلاسیک ایدئولوژیک ) قدرت سیاسی و ثروت ملی را از آن خود کند و جنبشهای مدنی و سندیکایی فراایدئولوژی را بعنوان احزاب مدرن سیاسی-مدنی جامعه مدنی جانشین آنان کند !!

    _______________________

    نتیجه ۱۰۰ سال فعالیت بیهدف باعث استحکام حاکمیت جبر گردید چرا که تهی مغزان خود را در مقام اندیشمند قرار دادند و بجای راه سر از چاه در میاوردند. و امروز بمدد از خودآگاهی جنبشهای مدنی و سندیکایی فراایدئولوژی رشته کار از دست جاهلان چپ و راست خارج گشته که انزوای کج اندیشان و ولایت اوباش را دوچندان نموده است!!!
    جنبشهای مدنی و سندیکایی فراایدئولوژی با بستن گاردهای خویش بر روی تفکرات دگماتیسم و منجمد, در انتخاباتی شرکت کردند که از یکسو دنیا را به تحسین وادار نمود و از سوی دیگر نه بزرگی به ولایت اوباش و تمامی احزاب گفت.
    و میرود دست تمامی احزاب کلاسیک ایدئولوژیک ، و سیستم رهبری و شاهنشاهی را از ایرانزمین کوتاه کند
    24/5/88

    سروران گرامي,

    قدرت يعني فلسفه زور از اينروست که اپوزيسيونها و احزاب براي صعود به قله آن با چهره هاي چند وجهي ظاهر ميگردنند.
    وظيفه اي آنان نه عروج جنبشهاي مدني و سنديكايي براي كسب قدرتست بلکه افول جامعه مدنيست, زيرا عروج جامعه مدني يعني افول ايدئولوژيها كه قطعا و قهرا با اصول و تعاريف اوليه ايدئولوژيها در تضاد است.

    ايدئولوژيها در يك تئوري با يكديگر همسويند و آن حذف رقيب و كوتاه كردن دست جامعه مدني از قدرت و تصميم گيري هاي سياسي و تحميل ايدئولوژي خود بعنوان آرمان نجاتبخش بشريت و ورود به جهنم مدينه فاضله آنان.

    لائیسیته = جدایی سياست از ايدئولوژي مذهبي, بعبارت ديگر خارج نمودن يك رقيب و جانشيني ايدئولوژهاي ديگر براي کوتاه کردن دست جامعه مدني از قدرت سياسي .
    هدف از همكاري ايدئولوريها بخشي از پلان محسوب ميگردد و مقطعيست زيرا استراتژي هر كدام در تضاد بايكديگر است در حقيقت آن روي سكه قبضه كردن كامل قدرت و كمرنگ كردن جمهوريتست .

    سكولاريته در عصر مدرنيته = جدايي ايدئولوژيها از سياست, بعبارت ديگر پلورالیسم انديشه ها از متن جامعه مدني در غالب جنبشها و سنديكاهاي مدني (فراايدئولوژي) بر ميخيزد و سياست را بتصوير ميكشد. در حقيقت جنبشها و سنديكاها نقش احزاب را ايفا مينمايد بدون آنكه نمايندگي ايدئولوژيها را داشته باشند و يا قيوميت خويش را به ايدئولوژيهاي ديگر واگزار نمايند. حاصل چنين پرسه اي, آنچه را كه اجتماعيست سياسي و آنچه را که سياسيست اجتماعي ميداند.

    سكولاريته در عصر مدرنيته بر سه رکن اساسی استوار گشته است كه آن سه اصل در غالب منشور حقوق بشر تفسير ميگردد:
    – اتكا به خرد و دانش مدرن براي پاسخگويي به نيازهاي زميني
    – حذف ايدئولوژيها و قيوميتها از سياست
    – نگرش عقلاني نسبت به اخلاق و احترام به آزاديهاي فردي و شهروندي

    سالروز ملي شدن نفت برهمگان مبارک باد
    ياد دکتر مصدق سکولار, دکتر فاطمي و يارانش گرامي باد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    22/12/87

    سروران گرامي,

    در فرهنگ سکولاريسم هويت آدمي از خردگرايي منشا ميگيرد. زندگي آدمي بقامت خرد و معرفت اوست که آدمي را دعوت برهايي طلبي ميکند.

    عقل خودبنياد در عصر مدرنيته بدنبال پلوراليسم انديشه ها در جامعه مدنيست و نه بدنبال پلوراليسم ايدئولوژيها زيرا ايدئولوژيها حاجب ادراکند که عادت به استبداد را نهادينه ميکنند, حال آنکه جامعه مدني جامعه ايست تکثرگرا که در همزيستي و براي همزيستي ساختار يافته است.

    ميراث درک قدرت برخواسته از کنترل و تسلط بر ثروت و دارايهاي مليست که خطوط اصلي آرمانهاي سياسي را ترسيم ميکنند, بدين سبب ايدئولوژيها بدنبال کسب قدرت سياسي متمرکز براي کنترل شريانهاي اقتصادي جامعه اند زيرا سرمايه شريان توسعه است و هر آنکه تسلط و کنترل بر سرمايه دارد , قدرت تعيين مقصد مصرف را نيز دارد. از اينرو کوتاه کردن دست جامعه مدني از قدرت سياسي و سرمايه که متضمن ببار نشستن دمکراسي و آرمانهاي خرد جمعي جامعه مدنيست برايشان الزاميست.

    اپوزيسيونها و احزاب با حربه موازي سازي, ساختارهاي خود را در موازات ساختارهاي جنبشهاي مدني و سنديکايي قرار ميدهند تا ساختارهاي جامعه مدني را جذب ساختارهاي حزبي و ايدئولوژيک نمايند و در پي آن با تهي نمودن ساختارهاي جنبشها و سنديکاها عنان کار در دست گيرند و آرمانهاي خويش را به پيش برند. آنان در حقيقت رقباي تشکلات جامعه مدني در ربودن قدرت و سرمايه از وارثان واقعي حاکميتند.

    در شرايط کنوني درون نگري (اصلاح و گسترش مدرن ساختار) و برون نگري (ارتباط ميان جنبشي, جذب و حمايت از گروههاي تحت ستم و افراد همسو) از وظايف مهم جنبشها و سنديکاهاست زيرا اتحاد ملي نتيجه اين دو پروسه است که هر حاکميتي را که منافع ملي و انساني را تهديد کند به زير خواهد کشيد.

    حاکميت ولايت قرون وسطايي اشغالگر فقيه در سال 88 نتيجه 30 سال بيدادگري را ازفرزندان دادگر ايرانزمين خواهد گرفت.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    10/1/88
    arezu

    سروران گرامي،

    سكولاريسم يعني تبيين نكردن جهان بر وفق مفاهيم ايدئولوژيها.
    تنها راه عبور از سنت به مدرنيته از طريق سکولاريزم اخلاقيست ، که بر خرد غير ايدئولوژيک تکيه دارد و همه چيز را از منظر دانش و عقل مدرن در عصر مدرنيته مينگرد زيرا ارزشهاي اخلاقي آن گره از کار فرو بسته آدمي ميگشايد.

    در حاکميتهاي ايدئولوژيک تکليف رفتار فردي و اجتماعي از پيش تعيين شده است که جوابگوي نيازهاي فطري آدمي نيست. از اينرو انديشه سكولار ناآگاهانه در ذهن افراد جاي مي‏گيرد و بخش وسيعي از جامعه احقاق حقوق شهروندي و فردي خويش را بر آرمانهاي ايدئولوژيک ترجيح ميدهند.
    اين دگرگوني سرآغاز گسترش سکولاريسم و پيرو آن تشکيل جنبشهاي مدني براي نهادينه کردن جامعه مدنيست.

    عقل خود بنياد آدمي را بصرف آدم بودن, محق حقوقي غير قابل ستان ميداند و بدنبال انطباق ايدئولوژيها با حقوق شهروندي و حقوق بشر نيست .

    ساختار جامعه مدرن در قرن 20 که يدک کش احزاب به نمايندگي از ايدئولوژيها بود با گذشت زمان و پيشرفت خرد آدمي و به تبع آن تغيير نيازهاي آدمي دچار گرديسي شد، که جايگاه احزاب را دچار تزلزل نمود.
    از اينرو احزاب درجهت حفظ سايه ايدئولوژيها اقدام به تغييرات تاکتيکي( نه استراتژيک) نمودند و با طرح اينکه ما يک پا در جامعه مدني داريم يک پا در جامعه سياسي اقدام به توجيه معادله نمودند و با اين تدبير مشارکت نمايندگان جنبشهاي جامعه مدني را از قدرت سياسي دور نگاه داشتند.

    در عصر مدرنيته عقل مدرن, ايدئولوژيها را بعنوان عاملان بازدارنده حاکميت شهروندان ميشناسد.
    حاکميت مردم بر مردم محقق نخواهد گرديد مگر با حضور مردم در قالب ساختار جنبشهاي مدني و سنديکايي در مراکز تصميم گيري و قدرت.

    با توجه به محورهاي بازدارنده امکان خطا در طرح و اجراي پلانها همواره امکان پذير است که قابل نکوهش نخواهد بود زيرا ارکان و اهداف استراتژي مورد تضعيف قرار نگرفته است.
    بهمين دليل امروز حاکميت ولايت اوباش خردستيز فقيه حوزه اي مشروعيت خود را از دست داده و به حکومت موقت تا جايگزيتي جنبشها و سنديکاهاي ايرانزمين (فرا ايدئولوژي) مبدل گشته است.

    زنده باد جنبش فمينيستي زنان ايرانزمين

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    23-1-1387
    arezu

    منوچهرجمالی:
    روشنفکر دینی، از نور الله و قرآن روشن میشود وعقلش تابع آنهاست
    روشنفکران لائیک، یا از نور مارکس و کاپیتال روشن میشوند, وعقلشان تابع مارکس وکتابهایش، یا تابع فیلسوفی دیگر از غربند.
    روشنفکر زرتشتی، از نور اهورا مزدا و گاتا روشن میشود, و عقلش تابع اهورا مزدا و گاتاست.

    فرهنگ ایران، برضد اندیشیدن با «عـقـل تابـع » هست
    و آنرا کـوری میداند
    عـقـل تـابـع ، عـصـای کــورانـست
    روشن شدن ازخود، گوهرخرد درفرهنگ ارتائی ایرانست

    ارجحیت دادن هرشکلی از اجتماع (شهر , قوم , ملت , امت, طبقه و …) به فرد !!!!
    در حقيقت آزادی فردی را قربانی آزادی یک کل میکند !!!!!!

    ——————

    1. پروفسور منوچهرجمالی:
    تا ما با یک مکتب فلسفی یا یک تئوری علمی، « رابطه فکرِی» داریم، آن مکتب، فلسفی است وآن تئوری، علمیست!!!! ولی وقتی ما «رابطه ایمانی واعتقادی» با همان مکتب فلسفی یا تئوری علمی داریم ، آن مکتب، دیگر،فلسفی نیست و آن تئوری، دیگر، علمی نیست!!!! بلکه هردو، تحول به ایدئولوژی یافته اند!!!!

    2. در فرهنگ سکولاريسم هويت آدمي از خردگرايي منشا ميگيرد. زندگي آدمي بقامت خرد و معرفت اوست که آدمي را دعوت برهايي طلبي ميکند.

    عقل خودبنياد در عصر مدرنيته بدنبال پلوراليسم انديشه ها در جامعه مدنيست!!! و نه بدنبال پلوراليسم ايدئولوژيها !!! زيرا ايدئولوژيها حاجب ادراکند که عادت به استبداد را نهادينه ميکنند, حال آنکه جامعه مدني جامعه ايست تکثرگرا که در همزيستي و براي همزيستي ساختار يافته است.

    arezu

    3. شـاه ، درفرهنگ اصیل ایران، فقط نام سیمرغ بوده است!!!!!!!!!!!!
    این ملتست که فقط خـدا, شاه, رهبر, پیشوا است
    همه قدرت رُبایان درتاریخ، این مقام را غصب کرده اند
    همه شاهان ایران و ايدئولوژيها (مذهبي، کمونيست، سوسياليسم, پانيسم، ناسيوناليسم, سلطنت طلبان و …) غاصب حق مسلم ملت بوده اند

  4. secular می‌گوید:

    سروران گرامي ،

    در عصر مدرنيته ميان دو واژه مذهبيون سنتي و سکولاريسم هرگز تعامل وجود نخواهد داشت. اين تضاد از آنجاست که ولايت فقيه حوزه اي اقتدارگر و تماميت خواه است و عقل خود بنياد چنين ادعايي را پذيرا نيست.

    انديشه پوشالي ولايت فقيه بر خلاف انديشه سکولاريسم , بر مبناي بنياد گرايي نهاده گشته است که اعتقاد بهمزيستي با باورهاي ديگران را ندارد زيرا با حکومت شهروندي در تعارض است.

    باورهاي اين طبقه انديشه ستيز عقلاني نيست و ريشه در جهل و خرافات دارد و آنان از درک عقل مدرن در عصر مدرنيته عاجزند .
    ولايت فقيه جاهل اينبار در ميداني پا گذاشته است که سرنوشتي جز انزوا و نابودي در انتظارش نيست .

    نظام آموزشي جبرا » نظامي سکولار است زيرا عقلانيت بر آن حاکم است . در چنين نظامي ما مياموزيم که ساختمان بندي شده بينديشيم و در اين ساختمان هميشه 2+2 =4 است , حال اگر نتيجه 5 از گرفته شود پنجه ايست که قلم بطلان بر عقل و منطق کشيده است و اين شايسته حوزه هاي علميه آنان ميباشد . که آموزشهاي آن چيزي نيست جز مقلد پرور , که زمان را در آن به سکون کشيده اند. اين متاخران با گذشته ميانديشند و در حال زندگي ميکنند.

    در چنين حالي تفکر اين جاهلان جايي در عصر شکوفايي عقلانيت ندارد و تلاش اين طبقه حقيقت ستيز تلاشي عبث است

    زنده باد فرزندان ايران زمين
    زنده باد سکولاريسم(مکتب عقلانيت)
    arezu
    1384/12

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s