نمی­ توانم زیبا نباشم احمد شاملو

عشوه­ ای نباشم در تجلی جاودانه.

چنان زیبای­ام من
که گذرگاه­ ام را بهاری نابه­ خویش آذین می­کند:
در جهان پیرامن­ ام
هرگز
خون
عریانی جان نیست
و کبک را
هراسناکی سرب
از خرام
باز
نمی­دارد.

چنان زیبای­ام من
که الله اکبر
وصفی­ست ناگزیر
که از من می­کنی.
زهری بی­ پادزهرم در معرض تو.
جهان اگر زیباست
مجیز حضور مرا می­ گوید.ــ

ابلها مردا
عدوی تو نیستم من
انکار تواَم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s