ندا آقا سلطان،

ندا آقا سلطان،

ندای مظلومانه مقاومت مردم ایران

ارژنگ بامشادneda2

وقتی تیر کینه،نفرت، تعصب و تحجر دستگاه ولایت، در ساعت 19 و پنج دقیقه  30 خرداد 1388، قلب ندا ، با آن همه آرزوهای شیرین برای زندگی انسانی را منفجر کرد،

وقتی تیر خشونت «سربازان گمنام امام زمان» و «جان نثاران » ولی فقیه حکومت اسلامی، پیکر ندا را در خیابان کارگر، تقاطع  خسروی و صالحی نقش زمین کرد،

ادامه ……

حماسه شورانگیز مقاومت مردمی

  • حماسه شورانگیز مقاومت مردمی

ارژنگ بامشاد 5988610

وقتی خامنه ای، ولی فقیه رژیم، پشتیبانی کامل خود، از کودتای 22 خرداد را اعلام کرد و مقاومت در برابر آن را، دهن کجی به  نظام اسلامی دانست و دستور آماده باش تمامی نیروهای سرکوبش را صادر کرد، و مسئولیت های خون هایی که ریخته خواهد شد را بر گردن مخالفان انداخت، همه از خود می پرسیدند:» مردم به حرکت خود ادامه خواهند داد ؟»، «در روز شنبه هم به خیابان ها خواهند آمد ؟»  این سئوالات از آن رو مطرح بود که همه از میزان آماده گی، قساوت و خشونت نیروهای سرکوب اطلاح داشتند. اما مردم، پاسخ به این سئوالات را به روز شنبه موکول نکردند. در همان جمعه شب، گسترده تر از شب های قبل، و نیم ساعت زودتر، به پشت بام ها رفتند. فریاد «الله اکبر» و» مرگ بر دیکتاتور» سر دادند. این اقدام مردم، سیلی محکمی به صورت رهبری کودتا بود که به اصطلاح مریدانش، سخن رانی فصل الخطاب خود را ایراد کرده بود.

در روز شنبه 30 خرداد 1388، در ساعات بعدازظهر، دولت کودتا تمامی نیروهای خود را بسیج کرده بود. واحدهای مسلح سپاه پاسداران به همراه لباس شخصی ها و نیروهای بسیجی در چهارراه های اصلی تهران و بسیاری از شهرها مستقر شده بودند. تمامی بسیجی های ادارات را با حکم مأموریت سوار بر ماشین ها کرده و به خیابان های  مرکز تهران آورده بودند. ماشین های آب پاش و آمبولانس را در خیابان ها مستقر کرده بودند. حکومت نظامی تمام و کمالی را سازماندهی کرده بودند. تمامی ظرفیت سرکوب خود برای ترساندن و مرعوب کردن مردم را به کار گرفته بودند. صدا و سیمای کودتا، مدام با مصاحبه با فرماندهان نیروهای انتظامی و سپاه و مسئولین وزارت کشور، مردم را از حضور در تظاهرات بر حذر می داشتند. وازرت کشور و  استانداری های تابعه، با انتشار بیانیه هایی، بر غیرقانونی بودن تجمعات تاکید کرده بودند. آرایش جنگی رژیم کودتا در برابر مردمی که در طول هفته گذشته ، میلیونی، نجیبانه، آرام و در سکوتی با شکوه، فریاد اعتراض شان را بلند کرده بودند، بطور کامل به اجرا در آمده بود. امید کودتاچیان این بود که آرایش جنگی شان، ترس را بر مردم چیره سازد و آن ها را در خانه هایشان زمین گیر کند.

اما، ترس، با مردمی که به پا خواسته اند، بیگانه است. آن هایی که سی سال حاکمیت سرکوب، تهدید، تحقیر، دروغ، توهین،تبعیض، بی قانونی، فقر، گرانی، تورم، بی خانمانی و…. را دیده اند و مدام با گشت های امر به معروف و نهی از منکر؛ خواهران زینب، چماقداران و لباس شخصی ها درگیر بوده اند و شاهد چپاول اموال این مردم و سرازیر کردن آن به جیب های خودی ها و اطرافیانشان و آقازاده ها بوده اند، دیگر نمی خواهند به این فشار و بی حقی مطلق تن در دهند. مردم  که برای دفاع از حق رأی همگانی شان، آن هم در انتخاباتی کنترل شده، به پا خواستند، با شمشیر آخته دستگاه ولایت روبرو شدند. حال به خوبی در یافته اند که در برابر این بی حقی مطلق باید مقاومت کرد. از این رو مردم در روز شنبه، هم چون روزهای دیگر به خیابان ها آمدند. ابتدا در پیاده رو ها جمع شدند و سپس سد های ایجاد شده ی سپاه سرکوب را در هم شکستند و فریاد » مرگ بر دیکتاتور» سر دادند. در برابر باطوم و چوب و چماق مزدوران دلیرانه ایستادند. برای بی اثر کردن گازهای اشک آور، آتش به پا کردند. در برابر گلوله های این بزدلان که مردم بی دفاع را به گلوله بستند، سینه سپر کردند و شاهد جان دادن شهیدانشان شدند. اما خم برابرو نیاوردند و عقب ننشستند. این مقاومت بی نظیر، شورانگیز است. این حماسه ی شورانگیز، تحسین همه جهانیان را بر انگیخته است. صفحات بخش اعظم روزنامه های معتبر جهان، مزین به عکس های این مقاومت ستایش انگیز است که سد سانسور مطلق حکومت اسلامی را در هم شکسته است. شبکه های رادیو و تلویزیونی اکثر کشورهای جهان، جریان این مقاومت با شکوه را در صدر اخبار خود قرار داده اند.  این مبارزه درخشان، دانشجویان ایرانی و جوانان نسل دوم مهاجرین و پناهجویان ایرانی که در چهارگوشه این دهکده جهانی پراکنده شده اند،  را به وجد آورده است. آن ها از ایرانی بودن خود احساس غرور می کنند . به سازماندهی حرکت های اعتراضی در همبستگی و حمایت از مبارزه قهرمانانه مردم ایران، ، می پردازند. به جلب حمایت افکار عمومی دیگر کشورها، در همبستگی و حمایت از مقاومت مظلومانه مردم ایران می پردازند.

دولت کودتای حکومت اسلامی،  بر این باور است که با بالا بردن هزینه ی مقاومت، ارداه مردم را در هم خواهد شکست. بسیاری از رهبران اپوزیسیون درونی خود را دستگیر کرده است. به شکار روزنامه نگاران پرداخته است. میرحسین موسوی را عامل این حرکت ها معرفی کرده و او را تهدید به دستگیری  می کند. اما این کوته بینان سیاسی نمی خواهند به قدرت مردم باور کنند. نمی خواهند بفهمند که هر چه پیچ های سرکوب را سفت تر کنند، اراده و عزم مردم به پا خواسته را قوی تر خواهند کرد. آن ها فکر می  کنند اگر مردم را از خیابان ها دور کنند و هزینه ی به خیابان آمدن را بالا ببرند، مقاومت توده ای در هم خواهد شکست. اما این جمعیت میلیونی که به خیابان ها آمده و به مسالمت آمیز ترین شکلی، خواست های حق طلبانه و ساده ی خود را بیان کرده اند، مردم  سیاره ی دیگری نیستند. آن ها کارگران کارخانه ها و واحدهای تولیدی همین کشور هستند. آن ها  تولید کنندگان نفت و گاز این سرزمین هستند. آن ها کارمندان ادارات و شرکت ها و واحدهای خدماتی هستند. آن ها بر پا دارندگان سیستم های خدمات شهری و عمومی هستند. آن ها چرخ های سیستم حمل و نقل شهری و بین شهری و کاروان های هوائی را می چرخانند. آن ها سرویس های مخابراتی را سیال وروان نگه می دارند. آن ها سیستم آموزشی کشور را بر پا داشته اند. آن ها امکان تداوم کار صدا و سیما و رسانه های تبلیغی رژیم را فراهم آورده اند. و در یک کلام، تمامی چرخ های این مملکت در دستان تواتمند آن هاست. وقتی حرکت مسالمت آمیز آن ها را، در خیابان ها با گلوله و باطوم و گازاشک آور پاسخ دهند، آن ها مجبور می شوند حرکت شان را در سنگرهای طبیعی شان دنبال کنند. حربه ی اعتصاب، هنوز توسط مردم به کار گرفته نشده است. اما اگر آن ها به ضرورت استفاده از این حربه برسند، آن گاه می توانند تمامی دستگاه سرکوب رژیم را فلج کنند؛ شیرهای منابع مالی شان را به بندند؛ امکان حمل و نقل شان را در هم بشکنند و به آن ها نشان دهند،  حاملان نور و دارندگان شور و دلیران بی باک و مالکان این خاک، همین مردم کوچه و بازار هستند نه لشکریان زور ومتحجرین کور و حاملان هاله های بی نور که بر روی این مردم قهرمان شمشیر کشیده اند. /

31 خرداد 1388ـ 21 ژوئن 2009-06-21

آن خس و خاشاک توئی

پست تر از خاک توئی

شور منم، نور منم،

عاشق رنجور منم

زور، توئی، کور، توئی

هاله ی بی نور، توئی

دلیر بی باک منم

مالک این خاک منم

سکوت سرشار از نا گفته هاست

سکوت سرشار از نا گفته هاست

ارژنگ بامشاد

جمعیت میلیونی  تظاهرکنندگان در تهران در روز سه شنبه 26 خردادماه  از میدان ونک تا میدان تجریش و در روز چهارشنبه 27 خرداد 1388 از میدان هفت تیر و خیابان فاطمی در سکوت به راهپیمائی پرداختند. این سکوت با شکوه، به احترام به خون جان باختگان  تظاهرات 25 خرداد در میدان آزادی و دیگر شهدا در شهرستان ها انجام گرفت. آن ها از این طریق همبستگی خود را با خانواده های این جان باخته گان راه آزادی اعلام کردند. اما این سکوت به آن معنا نبوده و نیست که گویا حرف و شعاری در میان نیست. این سکوت، فریاد پرطنینی است که مرزهای ایران را در نوردیده و به  جهانیان نیز رسیده است. امروز هیچ روزنامه، نشریه و رسانه ی جدی ای در جهان را نمی توان یافت که  تیتر اولش خبر مقاومت ضد کودتائی مردم ایران نباشد.مردم کشور در تظاهرات روزهای 23 تا 26 خرداد در تظاهرات خود، با شعارهای متنوعشان نشان دادند که چه می اندیشند.

اولین واکنش مردم در تظاهرات گوناگونشان، اعتراض به تقلب در انتخابات بود. تقلبی که همه را در بهت و حیرت فرو برد. اما این بهت و حیرت اولیه به سرعت به فوران خشم  و در ادامه خود به جنبشی میلیونی مبدل شد. جوهر شعارهای مردمی که با صدای بلند به گوش همگان رسیده و همچنان می رسد دفاع از حق رأی عمومی است. تردیدی نیست که انتخابات دوره دهم همانند همه انتخابات انجام شده در رژیم جمهوری اسلامی تنها رقابتی بوده است میان نمایندگان وابسته به جناحهای گوناگون رژیم که آنها هم، به نوبه خود، از غربال نظارت شورای نگهبان گذشته اند.این هم واقعیتی است که اعتراض امثال موسوی  نه به فقدان حق رای عمومی بلکه به عدم وجود رقابت منصفانه میان کاندیداهای گوناگون رژیم حاکم بوده  است. کسی که نظارت شورای نگهبان و یا دیگر نهادها را برای غربال کردن کاندیداها قبول داشته  باشد، نمی  تواند مدافع حق رأی همگانی، آزاد و مخفی باشد. اما دستکاری و تقلب دستگاه ولایت برای پیروز کردن کاندیدای  خود وآگاهی مردم از این که رای آنها حتی در چهارچوب تعیین شده توسط دستگاه ولایت بازیچه تقلب و دستکاری شده است فوران خشم آنها را به  جنبشی توامند  برای دفاع از حق رای عمومی مبدل ساخت.

تقلب، یک درصد، دو درصد، نه 53 درصد.

هاله ی نور را دیده، رأی ما را ندیده.

رأی ما را دزدیدند، باید به ما پس بدند.

موسوی، موسوی، رأی ما رو پس بگیر.

می جنگم، می میرم، رأی ام پس می گیرم.

اما نکته جالب این است که در شرایط کنونی کشور، مردم به خوبی می دانند که رأی شان توسط چه کسانی دزدیده شده و از این رو در برابر آن ها مقاومت را سازمان می دهند. این روشن بینی و مقاومت را در شعارهای مردمی می توان دید:

دولت کودتا، استعفاء ، استعفاء.

نصر من الله و فتح القریب، مرگ بر این دولت مردم فریب.

احمدی پینوشته، ایران شیلی نمیشه.

مردم همچنین  به خوبی می دانند که احمدی نژاد کاندیدای رهبر و بلوک نظامی ـ امنیتی کودتاچیان است و در چهار سال پیش نیز با تقلب در انتخابات به قدرت رسیده است. او که خود را به پشتوانه سپاه و بسیج و نیروهای نظامی و دستگاه ولایت، قدرتمند احساس کرده و جشن پیروزی بر پا کرده بود، فراموش کرد که توده های جان به لب رسیده چه می خواهند، از این رو با بی ادبی تمام، مردم را به خس و خاشاک تشبیه کرد و مشتی اوباش نامید. تشبیحی که اکنون، در تمامی تظاهرات و حرکت های مردمی، آن را به صورتش تف می کنند. مردم روحیه رزمنده و مقاومت خود را در قبال جسارت این مهره کودتا با شعارهایشان در تظاهرات میلیونی  به خوبی نشان داده اند:

احمدی به هوش باش، ما ملتیم نه اوباش.

خس و خاشاک توئی، دشمن این خاک توئی.

مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر دیکتاتور.

توپ، تانک، فشفشه، محمود باید جیم بشه.

و مردم روی پارچه نوشته ای این شعر شمسس تبریزی را آورده بودند که

آن خس و خاشاک توئی

پست تر از خاک توئی

شور منم، نور منم،

عاشق رنجور منم

زور، توئی، کور، توئی

هاله ی بی نور، توئی

دلیر بی باک منم

مالک این خاک منم

احمدی نژاد که به دستور رهبرش تلاش کرده بود، چه در مبارزات انتخاباتی اش و چه در نطق مراسم جشن پیروزی اش، خود را مدافع حقوق مردم تهیدست نشان دهد و گاه با تظاهر به ساده زیستی و شعارهای عوام فریبانه، آرای توده های  تهیدست را بدست آورد، و یا خود را قهرمان ملی قلمداد کند، در نگاه مردم، حقیرتر و بی عرضه تر از آن دانسته می شود که ردای دیکتاتور محبوب را بردوش کشد. این را در شعارهای تحقیر آمیز مردم در باره او می  توان دید. مردم به خوبی شعارهای عوام فریبانه چهار سال گذشته ی او را دیده اند و بیلان سیاه کارش را همچون ورق پاره ای به صورتش می زنند و عوامفریبی اش را با شجاعت افشا می کنند، وقتی شعار می دهند:

دلاور هسته ای، بگیر بخواب خسته ای.

دولت سیب زمینی، نمی خوایم، نمی خوایم.

عمو دروغ باف،بعله، دروغ ها را خوب بافتی؟ به ملت انداختی؟

دکتر، برو دکتر،

یک هفته، دو هفته، احمدی حموم نرفته.

برادر رفتگر، محمود بردار و ببر.

اما پاسخ کودتاچیان به تظاهرات مسالمت آمیز مردم که با شعارهایشان و یا با راهپیمایی سکوت در مقابل آن ها ایستاده بودند، گلوله، باتوم و گاز اشک آور بود. مزدوران بسیجی، لباس شخصی ها و نیروهای امنیتی و سپاه در کوچه و خیابان و در کوی دانشگاه و خوابگاه های دانشجویی، به جان مردم افتادند تا بلکه بتوانند جلو سیل خروشان مردمی را بگیرند. اما هر جا که این اوباشان حزب اللهی به جان پیر و جوان می افتادند مردم با شعار

ایران شده فلسطین، مردم چرا نشستین،

ایران شده فلسطین، مردم به ما ملحق شین.

همه را به مقاومت فرا می خواندند. این امر در میان حرکت های دانشجویی نیز از برجستگی خاصی برخوردار بود. اما وقتی نیروهای بسیجی در میدان آزادی از قرارگاهشان به سوی جمعیت آتش گشودند، و تعدادی را در خون خود غرقه کردند، جمعیت و بویژه زنان فریاد می زدند

نترسین، نترسین، ما همه با هم هستیم.

بسیجی بی غیرت، دشمن جون ملت.

و برای آن که خشم و نفرت خود را به جانیان نشان دهند و تاکید کنند که از خون شهیدانشان نخواهند گذشت فریاد می زدند

می کشم ، می کشم ، آن که برادر کشت.

سرعت ارتقای شعارهای توده ای که در طول تنها یک هفته، این چنین همه جانبه مسائل مردمی را بیان می کند، بیان خشم فروخفته و تکامل یافته ای است که به انفجار رسیده است. مردم به جائی رسیده اند که دیگر نمی خواهند چون گذشته زندگی کنند و برای ساختن زندگی شایسته شأن انسانی، حاضرند از جان خود مایه بگذارند. این امر در روحیه توده ای مرحله ای است که به راحتی بوجود نمی آید. باید این روحیه شورانگیز را شناخت و در راستای تحقق خواست ها و آرزوهای انسانی این مردم جان به لب ر رسیده با تمام توان به سازمانیابی ومتشکل شدن آن ها کمک کرد تا شکل گیری اقتدار توده ای فراهم شود و امکان موج سواری شخصیت ها و نیروهائی که مردم را تنها به عنوان نردبان ترقی خود احتیاج دارند فراهم نشود.

ارژنگ بامشاد

https://bamschad.wordpress.com/

28 خرداد 1388

وقتی مردم تمامی معادلات را بر هم می ریزند!

وقتی مردم تمامی معادلات را بر هم می ریزند!

ارژنگ بامشاد

حرکت های توده ای و مسالمت آمیز مردمی در اعتراض به تقلب آشکار در انتخابات و کودتای دستگاه ولایت، به سرعت در حال گسترش است. اعتراضات مردمی ، شهرهای مشهد، اصفهان، شیراز، کرمان، تبریز، یزد و بسیاری از دیگر شهرها را در بر گرفته است. جنبش اعتراضی مردمی، علیرغم آن در حال گسترش است که؛ وزیر کشور و وزیر اطلاعات دولت کودتا، مردم را از برگزاری تظاهرات غیرقانونی بر حذر داشته اند. تمامی کانال های خبررسانی مانند سیستم پیامک های تلفنی، تلفن های موبایل و ارتباط تلفنی داخل و خارج از کشور را مسدود و یا محدود کرده اند. روی شبکه های تلویزیونی برون مرزی پارازیت می فرستند. خبرنگاران خارجی را از تهیه و انتقال گزارشات حرکت های مردمی منع کرده اند و در پاره ای موارد ویزای خبرنگاری آن ها را تمدید نکرده و خواهان خروج آن ها از کشور شده اند. بسیاری از فعالین احزاب اصلاح طلب و اپوزیسیون درونی رژیم را دستگیر و آن ها را متهم کرده اند که سازمان گران حرکت های مردمی بوده اند. و علاوه بر این اقدامات، نیروهای ضد شورش، اوباش لباس شخصی و بسیجی های مزدور را تا دندان مسلح کرده و به جان مردم انداخته اند ویا به خوابگاه های دانشجویی گسیل داشته اند تا با ضرب و شتم خشن و بیرحمانه مردم در کوچه و بازا و یا در خوابگاه ها، فضای رعب و وحشت ایجاد کرده و مردم را به خانه هایشان بازگردانند. و پا را از این هم فراتر گذاشته و نیروهای بسیجی در یک اقدام جنایت کارانه، در 25 خرداد، در واکنش به تظاهرات چند میلیونی مردم از میدان امام حسین تا میدان آزادی، در حوالی میدان آزادی مردم را به گلوله بستند که باعث شهادت حداقل هشت نفر و زحمی شدن بیش از 30 نفر شد. امری که با واکنش سریع و اعتراض شجاعانه پزشکان، پرستاران و پرسنل بیمارستان 1000 تخت خوابی تهران روبرو شد. آن ها که پیکرهای در خون تپیده و تکه تکه شده را دیده بودند، با تظاهرات در جلو بیمارستان، مردم را از ابعاد این جنایت آگاه ساختند. اما همه ی این ها، مردم را نه تنها نترساند، بلکه عزم شان برای ادامه جنبش توده ای و مسالمت آمیز خود را مستحکم تر کرد. آن ها در 26 خرداد، علیرغم آن که میرحسین موسوی از آن ها خواست برای جلوگیری از تکرار این فجایع از ادامه تظاهرات در روز سه شنبه خودداری کنند، به خیابان ها آمدند و با راهپیمائی » فریاد درسکوت» از میدان ونک تا میدان تجریش، صفوف فشرده صدها هزار نفری خود را به نمایش گذاشتند. حضور گسترده ای که حتی صدا و سیمای کودتا را مجبور کرد که هر چند کوتاه، گزارشی از این حرکت عظیم پخش کند. اگر مردم در روزها به تظاهرات می پردازند، در شباهنگام به پشت بام های می روند وفریاد » مرگ بر دیکتاتور» و «الله و اکبر» سر می دهند.
فشار جنبش گسترده و مسالمت آمیز توده ای آن چنان هست که تمامی رهبران دینی و یا دولتی، روسای دانشگاه ها و استادان را به واکنش واداشته است. آیت الله منتظری کشتار مردم را محکوم کرده و روزهای سه شنبه، چهارشنبه و پنج شنبه را روزهای عزای ملی اعلام کرده است. میرحسین موسوی از مردم خواسته است در روز پنج شنبه 28 خرداد به هر صورت که صلاح می دانند، چه در مساجد، حسینیه ها، تکایا و چه با تظاهرات در خیابان های شهرهای مختلف به عزاداری بپردازند. خامنه ای نمایندگان کاندیداهای چهارگانه را فرخوانده تا از آن ها بخواهد مردم را به آرامش دعوت کنند. شورای نگهبان قول داده است شکایت های کاندیداها را به دقت مورد بررسی قرار دهد. نمایندگان موسوی و کروبی برای صیانت آراء پیشنهاد تشکیل کمیته حقیقت یاب را داده اند تا راهی برای خروج از بحران کنونی یافته شود. رئیس مجلس شورای اسلامی، وزیر کشور را مسئول حملات لباس شخصی های به کوی دانشگاه و خوابگاه های دانشجویی کرده و کمیته ای برای بررسی این حوادث گزین کرده است. رئیس دانشگاه شیراز از سمت خود استعفاء داده و 150 تن از استادان دانشگاه های تهران با امضای نامه ی اعتراضی، به تعرض لباس شخصی ها به محیط دانشگاه و خوابگاه ها اعتراض کرده اند.
فریاد اعتراضی مردم ایران، علیرغم حجم وسیع سانسور خبری، در چهاردیواری مرزهای ایران محصور نمانده است. جوانان این مرز و بوم با ابتکارات گوناگون، اخبار مبارزات مردمی و جنایات رژیم را به سراسر جهان مخابره می کنند. جوانان نسل دومی و دانشجویان ایرانی در خارج کشور به همراه مهاجرین و پناه جویان ایرانی در سراسر جهان، حرکت های اعتراضی و روشنگرانه ی گسترده ای را سازمان داده اند. این حرکت ها، بخش اعظم پایتخت ها و شهرهای بزرگ کشورهای اروپائی و آمریکا و کشورهای شرق دور و همسایه گان غربی و جنوبی را در بر گرفته است. قدرت جنبش اعتراضی مردم و فعالیت جوانان نسل دومی و دانشجویان و فعالین سیاسی خارج از کشور، باعث شده که تقریبأ تمامی رسانه های اروپائی و آمریکائی به انعکاس گسترده این جنبش بپردازند. بیداری افکارعمومی جهان از کودتائی که در ایران به وقوع پیوسته و مقاومت ضد کودتائی گسترده و مسالمت آمیز مردم ایران، فشار بر رهبران این کشورها را به شکل آشکاری بالا برده است. بسیاری از رهبران کشورهای اروپائی بجای ارسال پیام های تبریک، به حمایت از جنبش مردمی پرداخته و از ابعاد خشونت دولتی علیه مردم بی دفاع ابراز نگرانی کرده اند. مدیرکل سازمان ملل نیز از حق رأی مردم ایران دفاع کرده است. بسیاری از سازمان ها و احزاب سیاسی نیز به حمایت از مقاومت ضدکودتائی مردم ایران پرداخته اند.
دستآوردهای تاکنونی جنبش اعتراضی ومقاومت ضد کودتائی مردم ایران، تا همین جا هم غرور انگیز است. بساط وحدت در میان بالائی ها را بر هم زده است. قدر قدرتی ارگان های سرکوب رژیم را در هم شکسته است. تمامی سناریوهای پوشالی ضدشورش نیروهای بسیجی و سپاه و لباس شخصی ها که سال ها برای مقابله با مردم در چنین روزهائی آموزش دیده بودند، را یک شبه نقش بر آب کرده است. روحانیون را بر سر دوراهی یا با مردم یا با دستگاه ولایت و دشمنان قرار داده است. حمایت و هم دردی بین المللی را بدست آورده است و توجه افکار عمومی را به مبارزات خود جلب کرده است.
اکنون که حرکت توده ای و مسالمت آمیز مردمی ارکان نظام اسلامی را لرزانده است و بی حقی مردم در این نظام را به روشنی عیان ساخته است، باید با هوشیاری تمام بر تداوم آن تأکید کرد. جنبش مردمی برای تدوام، به آن نیاز دارد که از یک سو هر چه بیشتر توده ای شود. شهرهای کوچک و بزرگ را در بر بگیرد. اقشار مختلف مردم از کارگران و زحمت کشان، زنان، دانشجویان و جوانان و خلق های تحت ستم را در اتحادی تنگاتنگ متحد کند و خواست های مشترکشان را بیان سازد. از تمامی امکانات موجود برای متشکل شدن بهره جوید و برای این که هر چه گسترده تر شود باید بر خصلت مسالمت آمیز آن تاکید کرد و اجازه نداد خشونت طلبان کودتاچی، اقشار مختلف مردمی را به خشونت تحریک کنند. باید راه های مقاومت و نافرمانی مدنی را بیش از پیش یافت و به کار گرفت. تظاهرات و جنبش اعتراضی مردمی، اگر بخواهد بر قدرت خود بیافزاید، ناگزیر است که روی اعتصابات کارگری حساب ویژه ای باز کند. و در این میان فعالین چپ و مترقی و پیشروان جنبش کارگری نقش ویژه ای بر عهده دارند.
27 خرداد 1388
ارژنگ بامشاد