بازی با آتش دربلوچستان

سياست سرکوب در بلوچستان وبرخورد امنيتی با مسائل و مشکلات استان از سوی مقامات منتصب دولت احمدی نژاد با شدت در جريان است. دستگيری های گسترده،صدور احکام اعدام برای 40 درصد از دستگير شده گان اخير، به رگبار بستن جوانان بلوچ با اتهامات اثبات نشده و تحت فشار قرار دادن مردم و خوانين از جمله اقدامات رژيم برای مهار ناآرامی ها در استان است. اين ديد امنيتی ـ پليسی در برخورد به مسائل استان، از آنجا ناشی می شود که مسئولين استان نمی خواهند بپذيرند که خود جزئی از مشکل هستند و برخوردهای يک جانبه و ديدگاه های مرتجعانه و تعصب گرايانه » تشيع سيستانی» عملأ باعث تشديد درگيری ها و ناآرامی ها می شود و زمينه برای سوءاستفاده سلطه جويان خارجی نيز فراهم تر می گردد.
سلطان علی مير مدبرکل سياسی و امنيتی استان سيستان و بلوچستان در 27 فروردين86 در اظهاراتي، بی توجه به نقش مخرب شهرياری نماينده مجلس و دهمرده استاندار، گفت : » مسائل استان جنبه ملی دارد و امنيت استانی چالشی ملی است نه منطقه ای» و سپس افزود: » با روی کارآمدن دولت نهم، با تغيير استراتژی دشمن و تشديد عمليات در محور شرق روبرو بوديم و ناامنی ها در استان تنها از جانب چند قاچاقچی نبوده ونخواهد بود بلکه سمت و سوئی سياسی و با هدف مقابله با نظام صورت می گيرد و استان سيستان و بلوچستان به دليل تنوع قومی و مذهبی شرايط مناسبی را برای پياده کردن اين برنامه ها از سوی دشمنان دارد. و مسائل امنيتی استان و دلايل ناامنی ربطی به دولت نهم ندارد و خاتمه نيز نخواهد يافت، زيرا با شرايط استان طبيعی به نظر می رسد.» اما جناب مديرکل توضيح نمی دهد که کدام زمينه های مناسب نارضايتی در استان موجود است که دشمنان می توانند به راحتی بر آن ها انگشت بگذارند و سياست های سلطه جويانه ی خود را به اجرا درآورند؟ مگر تنوع قومی و مذهبی به خودی خود می تواند عامل ناامنی تلقی شود؟ مگر تمامی جوانان بلوچ و مردم بلوچ وابسته به آمريکا هستند؟
برخورد مقامات استانی رژيم در بلوچستان بيش از اين که برخورد مقامات دولتی با مردم کشور باشد، هم چون برخورد يک نيروی اشغالگر وحشی است که به جان مردم بی دفاع افتاده است. نگاهی به اقدامات و برخورد های نظامي، امنيتی و قضايی در بلوچستان اين امر را به خوبی نشان می دهد.
محمدابراهيم نکونام رئيس دادگستری استان سيستان وبلوچستان ومشاور وزير دادگستری در مصاحبه با » ايلنا» در 25 فروردين86 پيرامون دستگيری های اخير و اقدامات مقامات دولتی گفت: » به طور تقريبی برای 60 درصد از محاربان، حکمی غير از اعدام صادر شده است و تا چند روز آينده چند تن از مجرمان به شهرستان های دور تبعيد می شوند.» و سپس افزود: » برای برخی از محکومان نيز که محکوم به اعدام شده اند و اظهار ندامت داشته اند، تقاضای عفو شده است.» اين سخنان نکونام در باره دستگيری هائی بود که مقامات دولتی اعلام کرده بودند با حمله به يک پايگاه » جندالله» بيش از 90 نفر از اعضای اين جريان را دستگير کرده اند و «جندالله» با انتشار اطلاعيه ای نوشت: «ادعاهای رژيم مبنی بر حمله به يکی از پايگاه های جنبش و دستگيری 90 نفر از اعضايش توسط سپاه پاسداران رژيم آخوندی کذب محض می باشد و دستگيری های اخير در شهرهای زاهدان، ايرانشهر، خاش و سراوان فقط به جرم هواداری دستگيرشده گان از جنبش بوده است.»
اين سخنان نکونام در حالی صورت می گيرد که هم اکنون به گفته شهرياری نماينده زاهدان در مجلس اسلامی بيش از 700 نفر از جوانان بلوچ حکم اعدام گرفته اند و تلويزيون استانی رژيم اسلامی در پنجشنبه شب 24 اسفند 1385 تصاوير هفت جوان بلوچ را به نمايش گذاشت و آن ها را وابسته به «جندالله» معرفی کرد که خطر اعدام جان آن ها را تهديد می کند. اين هفت نفر عبارتند از:» جواد نارويي، مسعود نصرت زهي، هوشنگ شهنوازي، يحيی سهراب زهي، سعيد قنبرزهي، علی رضا براهويی و عبدالمک کهرازهی».
جدا از دستگيری های گسترده و صدور احکام اعدام برای بيش از 700 نفر از زندانيان و صدور حکم اعدام برای 40 درصد دستگيرشده گان يک ماه اخير، به رگبار بستن جوانان بلوچ در جاده ها، به بهانه های گوناگون با شدت و شقاوت تمام ادامه دارد.
محمدغفاری فرمانده قرارگاه فتح وسرپرست نيروی انتظامی استان سيستان و بلوچستان در روز جمعه 31فروردين ماه گفت: «دريک سلسله عمليات، رزمندگان انتظامی شهرستان چهابهارموفق شدند 3 نفر از اشرار و سارقين مسلح را دستگير و تحويل مقامات قضائی دهند» وی افزود: » همچنين در منطقه ديگری از استان رزمندگان نيروی انتظامی شهرستان نيکشهر و گردان 123 تيپ 1 اين قرارگاه موفق شدند دو نفر از اشرار مسلح را به هلاکت رسانده و يک نفر از آنان را دستگير کنند. در اين عمليات دو دستگاه خودرو منهدم و يک دستگاه خودرو و يک دستگاه موتور سيکلت به دست نيروهای انتظامی افتاد و گروهبان گودرزی به درجه رفيع شهادت نائل آمد.» در همين رابطه » حزب مردم بلوچستان» با انتشار اعلاميه ای در 29 فروردين 86 نوشت: » در روز سه شنبه 17آوريل 2007 سه نفر از جوانان بلوچ به نام های سيروس فرزند حسين 21ساله، عزيز درزاده فرزند رجب 30 ساله و محمدامين شيرانی فرزند مهيم 16 ساله در بين راه بنت وتوتان از توابع نيکشهر توسط نيروهای مرصاد نيروی انتظامی به رگبار بسته می شوند که دو نفر اول در دم کشته می شوند و نفر سوم زخمی و دستگير می گردد.»
در ادامه همين تهاجمات گسترده، سرهنگ پاسدار محمدجواد اثنی عشری معاون اجتماعی قرارگاه عملياتی رسول اکرم در سيستان و بلوچستان در روز دوشنبه 27فروردين به خبرگزاری ايرنا گفت: «ماموران تيپ يکم تکاوری مقداد قرارگاه عملياتی فتح در منطقه عمومی ايرانشهر در درگيری با اشرار و عوامل ناامنی ضمن وارد کردن ضرباتی به آنان ، پنج دستگاه موتور سيکلت را کشف و يک شرور را دستگير کردند. او همچنين در روز چهارشنبه 5 فروردين 86 به ايرنا گفت : » نيروهای اين قرارگاه در چند مرحله عمليات رزمی و اطلاعاتي، چهار شرور مسلح را در شرق کشور به هلاکت رساندند.» و سرتيپ دوم پاسدار محمد غفاری فرمانده قرارگاه عملياتی فتح سيستان و بلوچستان در روز 23فروردين به خبرگزاری ايرنا گفت : » به دنبال سرقت های مسلحانه در راه های ارتباطی بمپور و ايرانشهر، مأموران انتظامی اين شهرستان موفق به کشف محل اختفای فرد شرورشدند. اين شرور و سارق مسلح با مشاهده مأموران پس از درگيری مسلحانه قصد فرار از منطقه را داشت که در تعقيب و گريز به هلاکت رسيد. در اين عمليات يک قبضه سلاح به همراه مقدار مهمات و يک دستگاه موتور سيکلت مسروقه از اين فرد کشف و ضبط شد.» او سپس افزود: » مأموران انتظامی زاهدان در 24ساعت گذشته دو سارق مسلح را در بخش «کوربن» اين شهرستان دستگير که پس از بازجويی و تحقيق به چند ففره سرقت مسلحانه اعتراف کردند».

نگاهی به اقدامات نيروهای انتظامی و پاسدار اعزام شده به بلوچستان و دستگيری های گسترده و صدور احکام اعدام، نشان می دهد که مقامات کنونی استان در تلاشند با تمام قدرت سياست و ديدگاه امنيتی ـ نظامی خود را به پيش برند و هر نوع اعتراض و نارضايتی را تحت عنوان مبارزه با قاچاقچی گری و شرارت و وابستگی به بيگانگان با شدت سرکوب کنند. اما واقعيت اين است که به دنبال روی کارآمدن احمدی نژاد و انتصاب دهمرده به استانداری استان و انتصاب سيستانی های وابسته به باند «شهرياری ـ دهمرده» به مقامات گوناگون استاني، عملأ نارضايتی در ميان مردم بلوچ به شدت افزايش يافت. اين را مقامات استانی نيز به خوبی می دانند. واقعيت اين است که در دوران قبل از احمدی نژاد با چنين ابعادی از نارضايتی در ميان مردم بلوچ روبرو نبوده ايم. درست از زمان روی کارآمدن احمدی نژاد و جانبداری دولت او از سيستانی های شيعه در مقابل مردم بلوچ اهل تسنن، و واگذاری تمامی مقامات کليدی استان به وابستگان باند شهرياری ـ دهمرده، عملأ مردم بلوچ احساس کردند که دولت اسلامی بطور کامل در مقابل آن ها قرار گرفته است. به همين دليل هم بسياری از مقامات معاونت که به اين بخش از جمعيت استان پيشنهاد شد با بی اعتنائی و امتناع روبرو شد. روشن است که بر بستر رشد نارضايتی در مبان مردم بلوچ، و تبديل اين نارضايتی به اقدامات انتقامي، زمينه برای بهره برداری های نيروهای سلطه جوی امپرياليستی نيز فراهم می شود. بايد مقامات رژيم اسلامی به اين سئوال پاسخ دهند که چگونه است که سمپاتی به جريانی که به گفته آن ها وابسته به امپرياليسم است و از آن ها برای پيشبرد مقاصد خود امکانات می گيرد، در بين مردم و جوانان بلوچ گسترش می يابد؟ سياست های ضدمردمی رژيم در بلوچستان به گونه ای است که حتی بسياری از روشنفکران بلوچ نيز با بی اعتنائی و يا ساده انديشی به ابعاد توطئه های امپرياليستی در اين استان حساس و استراتژيک می نگرند و حاضر نيستند قبول کنند که ناآرام سازی بلوچستان به عنوان يک استان مرزی و دارای پيچيده گی های قومی ـ مذهبي، می تواند حلقه ای از سلسله اقدامات آمريکا و دوستانش در منطقه باشد. اما واقعيت اين است که اقدامات مقامات رژيم اسلامی در اين استان، عملأ فرصت های طلائی برای تحقق توطئه های امپرياليستی فراهم می آورد. وقتی مقامات جمهوری تمامی مردم بلوچ را به چشم بيگانه می نگرند؛ به مذهب شان توهين می کنند؛ به هر جوان و ميان سالی که برای امرار معاش به تجارت مشغول است، مهر قاچاقچی می کوبند، هر موتورسوار و تويوتا سواری را اشرار می نامند و به رگبار می بندند؛ هر نوع مخالفتي، هر چند صنفی را توطئه ی امپريالستی می نامند؛ برای گروه ، گروه از جوانان دستگير شده حکم اعدام صادر می کنند و جوانان بی گناه بلوچ را به راحتی به چوبه های دار آويزان می کنند، نبايد انتظار داشته باشند که اين مردم نجيب و صبورو مغرور، دم فرو بندند. برقراری حکومت نظامی در بلوچستان و نقش نيروی اشغالگر خشن را بازی کردن، امنيت استان را تأمين نمی کند، بلکه آن را به بشکه باروتی تبديل می کند که می تواند منفجر شود. اين را مقامات رژيم اسلامی بايد خوب به ياد داشته باشند. و اين بزرگترين خدمت رژيم اسلامی به امپرياليسم آمريکا است. از اين رو برای مقابله با توطئه های امپرياليستي، برای پايان دادن به تهاجمات گسترده رژيم به بلوچستان و برای همراهی و همدردی با مردم بلوچ بايد به موج شدت يابنده ی سرکوب اعتراض کنيم و فرياد مظلوميت ابن خلق تحت ستم را به گوش جهانيان برسانيم
6ارديبهشت 1386ـ 26 آوريل 2007

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s